آرشیو دسته: مصاحبه با دبیران و معلمان

۱۶اسفند/۹۴
Old HighSchool 02

گفتگو با دبیران: مصاحبه با استاد نعمت اله محرابیان، دبیر شیمی، ریاضی و … از ۱۳۳۱ تا ۱۳۶۱

 سرویس گفتگو: هادی افسر، هادی زرتابی، سید حجت اله توکلی،  سید علیرضا صاحبی – این گفتگو تقریباً ۱۰ما پیش انجام شد. دو روز قبل از همایش ۲۵اردیبهشت۹۴ و هدف ما از این گفتگو یافتن ردپایی از خانواده آقای دریانی موسس دبیرستان دریانی خوانسار بود؛ امّا شیرینی سخن استادی که عشق به آموزش را  نه از کلامشان که از نگاه نافذ و پر جذبه ایشان می‌شد فهمید و دید؛ گفتگو را به مسیر دیگری برد و در نهایت گفتگو ختم شد به عشق و علاقه استاد به خوانسار و رنجی که از عدم پیشرفت خوانسار می‌کشند. راستش را بگویم چند ماهی طول کشید فیلم این گفتگو به دستمان برسد و وقتی دیدمش تازه فهمیدم که چه روز ارزشمندی را تجربه کرده بودم. از روزهای ناب زندگی.  و با خود مکرر ای نسخن را می‌خوانم که «قدر استاد نکو دانستن، حیف استاد به من یاد نداد» ( 
MrMehrabi
هر کی هر کاری رو قبول کرد دیگه مقید معیشتش و کمبود حقوقش و این چیزا نباشد. کاری که قبول کرده به نحو احسن انجام بده.

ادامه مطلب

1+
۲۰بهمن/۹۴
Int_MrBarati02

گفتگو با دبیران: مصاحبه با استاد براتی، دبیر فیزیک از ۱۳۴۶ تا ۱۳۷۸

فیزیک جاندار!

MrBarati
سرویس گفتگو –  هادی زرتابی‏، سید حجت الله توکلی و سید علیرضا صاحبی: طنین صدای استاد آنچنان قانون دست راست و مغناطیس را به ذهنم فروبرده که با شنیدن پاسخ سلامم تمام قوانینش برایم زنده می‌شوند. چه راز و رمزی است در این ماندگاری و مگر نه اینکه دوران ۱۲ساله مدرسه را با بیش از ۱۴۰کتاب درسی گذرانده‌ایم، اما به بعضی کتاب‌ها آموزگارانی هویت دادند و جان. استاد براتی به فیزیک جان می‌دادند.  
 يكي كه كنكور قبول نميشد مثل اين كه با پتك ميزدند توي سر ما. يعني ما مسئوليم و ما كم كاري كرديم.
*
بهم گفت  چهارباغی نباید بره طبیعی!

*

نوشتند خوانسار مستثنی است!
*
دستشون برسه دزدي و تقلب نكنن بهتره.
*

براي كاسبي معلم نشديم. صنفش نكنيد.

شما را به خواندن ادامه این گفتگوی گرم و زیبا دعوت می‌کنیم:

ادامه مطلب

3+
۰۸دی/۹۴
940906_Mriranpour

گفتگو با دبیران: مصاحبه با استاد مجتبی ایران‌پور، مدیر و دبیر ادبیات از ۱۳۴۳ تا ۱۳۷۳

940906_Mriranpour3-4
سرویس گفتگو –  هادی زرتابی‏، امیر صانعی و سید علیرضا صاحبی: استاد سال۷۳ بازنشست شدند و من سال۷۶ وارد دبیرستان شدم. همین تأخر تاریخی سبب شده بود تا هیچ وقت شعرخوانی های ایشان را ندیده باشم. گذشت تا یک هفته قبل از همایش ۲۵اردیبهشت که با حمیدآقای صانعی و امیر آقا شبی به خانه استاد میهمان شدیم و یکی از سوالاتی که همیشه در ذهنم بود پاسخش را یافت. شعر خوانی و شعر حماسی را با تمام وجود درک کردم. شنیدن این گفتگو هیچ گاه برایمان تکراری نخواهد شد که هر بار بیش از پیش در لذت شعرخوانی استاد غرق می‌شویم.

 

استاد ابتدا بخش کوچکی از انبوه مدارک و مستندات ارزشمندی که در طی سال‌های خدمت جمع‌آوری نمودند به ما نشان می‌دهند و می‌گویند: این کلیه مدارک ۳۱سال و نیم خدمت ماست که به صورت بایگانی درآمده ولی من خیلی منضبط بودم. این اولین حکمیه که بعد از دوره تعلیماتی سپاه دانش از طرف وزرات فرهنگ به ما دادند که ما اومدیم بعد از اینکه سپاه دانشی‌ها جلوی شاه رژه رفتند بهشون حکم دادند، اون زمان حکم من اشتباه چاپ شده بود و ما تمام جاها رفتیم. محل خدمت من رو نوشته بود اصفهان! من محل خدمتم رو گلپایگان و خونسار و فریدن تعیین کرده بودم و نوشته بودند اصفهان. گفتم بابا من اصلاَ اصفهان رو بلد نیستم. اونجا همینطور که هاج و واج می‌گشتم سه نفر رسیدند به من و گفتند آقا شما کجا افتادید؟ گفتم من خوزستانیم و افتادم اصفهان. گفتند میای با ما عوض کنی؟ گفتم من خوزستانیم و برام مهم نیست -آخه اون وقت خونسار جزو استان شیشم بود جزو استان خوزستان بود- گفتم که عوض می‌کنیم و با یکیشون رفتیم پیش یه مدیر کلی بود که بدون تشریفات و غیره یه دفتری زیر بغلش بود. از من رو گرفت و نوشت گلپایگان صحیح است و از اونو گرفت و نوشت اصفهان صحیح است. همینو بمون داد و با همین ابلاغ استخدامی ما اومدیم. دیگه تموم ابلاغای دیگه هر مدرسه‌ای ما رفتیم و پایه و گروه از این مدرسه به اون مدرسه همه رو اینجا دارم.

ادامه مطلب

7+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
۱۱مهر/۹۴
Mr Shakeri_940613

گفتگو با دبیران: مصاحبه با استاد عبدالحسین شاکری، مدیر و دبیر ریاضی از ۱۳۳۱ تا ۱۳۶۱

سرویس گفتگو – محمد سعید نژاد، هادی زرتابی و سیدعلیرضا صاحبی: به تقریب می‌شود گفت تمام پدران ما و نسلی که دهه‌های ۳۰،۴۰و۵۰ در دبیرستان دریانی خوانسار تحصیل کردند (بالغ بر ۱۰هزار نفر) بدون استثنا از ابهت و جذبه رئیس دبیرستان داستان‌ها دارند. مردی که با دیدن سابه‌اش در ابتدای سربالایی دبیرستان همه سکوت اختیار می‌کردند و حتی از جنب و جوش می‌ایستادند تا مدیر وارد مدرسه شود. تصویری که از استاد عبدالحسین شاکری در ذهنم بود، مردی تنومند و بسیار خشن بود. با درک محضر استاد اما جز مهر و محبت و صداقت هیچ چیز دیگری نیافتم و مفهوم کاریزما یا همان جذبه یا فرهمندی را با تمام وجود حس کردم. به راستی در مقابل اینهمه تلاش خالصانه چه می‌توان کرد؟ صد البته نیت خالص استاد در کنار وقف تعلیم و تعلّم شدنشان نمی‌توانست جز این ثمری داشته باشد. بوسه بر دستانی زدیم که آموزگار و فراگیر از بودن در کنارشان افتخار کرده‌اند.
MrShaker-Int_940613

 پیش نوشت: زحمت هماهنگیاین گفتگو را آقای سعید نژاد به عهده داشتند و گفتگو در خانه آقای مهندس شاکری، پسر برادر استاد شاکری، در چهارباغ خوانسار برگزار شد که از زحمات این عزیزان سپاسگذاریم. از تاخیر یک ماهه برای انتشار این گفتگو که روز جمعه مورخ ۱۳ام شهرویورماه ۹۴ صورت پذیرفته بود، پوزش می‌طلبیم.


ادامه مطلب

5+
۲۸شهریور/۹۴
Int_MrHajizaki 02

گفتگو با دبیران: مصاحبه با آقای نصرت الله حاجی زکی، دبیر ورزش از ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵

سرویس گفتگو – سید حجت اله توکلی، سید علیرضا صاحبی: آرامش در اوج فعالیت و حرکت جسمی در مدرسه به مانند یک رویا می‌ماند. امّا لبخند همیشگی مردی با انرژی که هنوز هم موج انرژی‌های مثبت او در تو اثر می‌کند، آرامش را در ساعت ورزش مدرسه برایت به ارمغان می‌آورد. در طول دوران ۱۲ساله مدرسه تقریباً همه دانش آموزان برای رسیدن ساعت ورزش روزشماری می‌کردند، شاید به خاطر خستگی از محیط صرفاً آموزشی کلاس بود ولی ساعت ورزش دبیرستان دکتر شریعتی از سال ۱۳۵۵ تا حدود ۱۳۸۵ علاوه بر مفرح بودنش، آرامشی داشت که مدیون دبیر محبوب و دوست داشتنی ورزش‌اش بود. با ما در ساعتی که با استاد حاجی زکی به گفتگو نشستیم همراه شوید. 
Int_MrHajizaki 02

اگر ان‌شاء الله جامعه ما نقش ورزش رو مهم بدوند و هر خانواده یه رشته ورزش رو دنبال کنند و کل جامعه ورزشی بشه‏ اونوقت جامعه از سلامت برخوردار می‌شه و پویا و زنده می‌شه. چون همونجوری که می‌گند عقل سالم در بدن سالمه‏ اون طرف باید سالم باشه تا بتونه مهندس و دکتر سالمی باشه

ادامه مطلب

6+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
۱۷مرداد/۹۴
MrTasbihi 01

گفتگو با دبیران: مصاحبه با آقای دکتر محمد حسین تسبیحی (رها)، دبیر ادبیات از ۱۳۴۶تا ۱۳۴۹٫

سرویس گفتگو – علی اکبر امینی، محمد جواد امینی: ما عادت کرده‌ایم به شکایت و گلایه دایم که نسل سوخته‌ایم و غیره و غیره. اما اراده قوی در کنار پشتکار و پیگیری همیشه نتیجه می‌دهد، همانگونه که استاد دکتر محمد حسین تسبحی تازه در ۲۶سالگی شروع به تحصیل از کلاس اول ابتدایی کردند و صدها جلد کتاب و مقاله و خدمتهای فراوان به فرهنگ و ادبیات منطقه و کشور شد نتیجه این تصمیم و پشتکار. این گفتگوی صمیمانه و دلنشین قبل از همایش تجلیل در اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ انجام شده که اکنون منتشر می‌شود.
DrTasbihi
من مدرسه را تا ۲۶سالگی نرفتم در ۲۶سالگی شروع کردم کلاس اول تا شش ابتدایی را!

– چه خبر آقای دکتر
– در خدمت هستیم همیشه و در فکر سرزمین مقدس خوانسار هستم، چون ما از دهات خونسار هستیم و همیشه شهرمون جای دید و بازدمون و بعضی اقواممون از خوانسار، از بیدهند، از هرستونه، از وادشت و اینطور جاها هستند. من حدود چهار سال و اندی در دبیرستان دریانی خوانسار دبیر ادبیات فراسی بودم.

               

ادامه مطلب

1+
۲۳خرداد/۹۴
MeAnsarianInterview (5)

گفتگو با دبیران: مصاحبه با آقای مسعود انصاریان، دبیر ادبیات از ۱۳۴۰ تا ۱۳۷۳

سرویس گفتگو-هادی زرتابی، سید حجت الله توکلّی، سیّد علیرضا صاحبی: بعضی از ساعت‌های عمر است که گذر آنها را احساس نمی‌کنی، یعنی آنقدر لذت بخش است که گمان نکنم جزو عمر انسان بنویسندش. عصر چهارشنبه ۲۰ام خردادماه ۱۳۹۴ برای ما سه نفر  اینگونه بود، همنشینی با دو استاد دوست‌داشتنی ادبیات دهه‌های قبل دبیرستان، آقای مسعود انصاریان و حاج آقا مجتبی ایران‌پور با همراهی آقای بیژن عصاری آموزگار هنرستان فنی آیت الله طالقانی. در انتهای این گپ و گفت صمیمانه، صادقانه به استاد گفتم: اگر ادبیات سال اول دبیرستان را با شما پاس کرده بودم، قطعه به جای ریاضی، ادبیات خوانده بودم! هنوز شعر سعدی علیه الرحمه با آهنگ وزین صدای رسای استاد در گوشمان هست: «شما راست نوبت بر این خوان نشست» شما را به خواندن ادامه این گفتگوی دلنشین  دعوت می‌کنیم.
MrAnsarian_O

ادامه مطلب

6+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar