Int_MrHajizaki 02

گفتگو با دبیران: مصاحبه با آقای نصرت الله حاجی زکی، دبیر ورزش از ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵

سرویس گفتگو – سید حجت اله توکلی، سید علیرضا صاحبی: آرامش در اوج فعالیت و حرکت جسمی در مدرسه به مانند یک رویا می‌ماند. امّا لبخند همیشگی مردی با انرژی که هنوز هم موج انرژی‌های مثبت او در تو اثر می‌کند، آرامش را در ساعت ورزش مدرسه برایت به ارمغان می‌آورد. در طول دوران ۱۲ساله مدرسه تقریباً همه دانش آموزان برای رسیدن ساعت ورزش روزشماری می‌کردند، شاید به خاطر خستگی از محیط صرفاً آموزشی کلاس بود ولی ساعت ورزش دبیرستان دکتر شریعتی از سال ۱۳۵۵ تا حدود ۱۳۸۵ علاوه بر مفرح بودنش، آرامشی داشت که مدیون دبیر محبوب و دوست داشتنی ورزش‌اش بود. با ما در ساعتی که با استاد حاجی زکی به گفتگو نشستیم همراه شوید. 
Int_MrHajizaki 02

اگر ان‌شاء الله جامعه ما نقش ورزش رو مهم بدوند و هر خانواده یه رشته ورزش رو دنبال کنند و کل جامعه ورزشی بشه‏ اونوقت جامعه از سلامت برخوردار می‌شه و پویا و زنده می‌شه. چون همونجوری که می‌گند عقل سالم در بدن سالمه‏ اون طرف باید سالم باشه تا بتونه مهندس و دکتر سالمی باشه

خودتان را معرفی نمایید و در مورد تحصیلات و زمان ورود به دبیرستان دکتر شریعتی و زندگی نامه خود توضیح بفرمایید.

نصرت اله حاجی زکی هستم در سال ۱۳۳۵ متولد شدم (در اصل متولد ۱۳۳۴ هستم)و دوران کودکی را مثل همه بچه های خودمان به ورزش گذراندم . پس از طی دوران ابتدایی دوران دبیرستان را در دبیرستان دریانی گذراندم و در رشته ریاضی فارغ التحصیل شدم. در سال ۱۳۵۴ دیپلم گرفتم و بعد از پایان خدمت سربازی ، تربیت معلم دوره ای گذاشته بود برای جذب دبیر تربیت بدنی که اولین دوره بود و چون بنده در کار ورزش بودم و علاقه زیادی به ورزش داشتم رفتیم به همراه ۴تن از دوستان امتحان دادیم و پذیرفت شدیم که خوبه یادی هم از آقای کریم ساجی کنیم. ولی دو تن از دوستان ادامه ندادند وبه دنبال شغل آزاد رفتند و بنده در همان مدرسه ای که تحصیل نموده بودم به تدریس مشغول شدم و حدود ۲۵ سال در همان مدرسه به تدریس مشغول بودم و برای تکمیل ساعات موظفی به مدارس دیگری هم میرفتم و در خدمت بچه ها بودیم بی وقفه. بعدا خیلی از اون بچه ها توی خیابان با زن و بچه بنده رو میدیدند و می گفتند آقای حاجی زکی من رو می شناسید و من به شوخی می گفتم نه نمیشناسم. مگه میشه آدم اون دوران رو یادش بره. سنوات خدمت رو دبیرستان بودم و در سال ۸۵ بازنشسته شدم و خاطرات خوبی از دوران تحصیل و تدریس در دبیرستان داشتم .که یادش بخیر دوران تحصیل و دوران تدریس با بچه ها و خاطراتشون. من بهترین دوران زندگیم دوران اشتغالم بود که با بچه ها در دبیرستان بودم چون تو یه سنی بودن که براحتی میشد با اونها ارتباط برقرار کرد. و من طوری سعی میکردم طوری برخورد کنم که بچه ها با من راحت باشند و اونها بدون اینکه چیزی کم و کسر کنند بامن مشکلات رو مطرح می کردند و اگر از دست من بر میامد مشکلاتشون رو برطرف می کردم.دوران بسیار خوبی بود و بهترین خاطرات من مربوط به همون دوران هست.

آیا خودتان ورزش خاصی رو دنبال می کردید؟
چون منزل ما نزدیک اماکن ورزشی بود دایما از کودکی توی ورزش بودم البته ورزش بصورت سنتی بود یه زورخانه در بازار بالا خیابان ۱۳محرم فعلی بود. و یک سری رشته ها مانند رشته های فوتبال ووالیبال وتنیس تازه وارد خوانسار شده بود و بازی می کردند ولی قواعد خاصی رعایت نمیشد. خدا رحمت کنه مرحوم پدرتان را (مرحوم حاج سید مرتضی صاحبی) که با آقای جلال جعفری و آقای سپیددشتی و لکی و آقایان محمد و علی صانعی همه کاره تو ورزش بودند ، والیبال ، کشتی کج ، وزنه برداری و… و من در سن ۷-۸ سالگی در کنار آنان بودم و کم کم باتوجه به اینکه دیدند ماهم استعداد ورزش داریم به ما هم بها دادند و اجازه دادند تا وارد ورزش شویم تا در سن ۱۳-۱۴ سالگی والیبال و فوتبال را جدی تر پیگیری نمودم و در سه رشته خاص مربیگری و داوری می کردم و رابطه نزدیکی و تنگاتنگ با تربیت بدنی هم داشتم. و مسولیت هیت های مختلف ورزشی را عهده داشتم و عضو کمیته انضباطی و کمیته مربیان هم بودم. وفکر می کنم یکی از دلایلی که بچه مارو می پذیرفتند این بود که می دیدند ما در این زمینه ها سررشته داریم. قبلا هم اینطور نبود که هرکس بخواهد به راحتی معلم ورزش شود بلکه مانند خلبانی که قبل از پذیرش تست های مختلفی جسمی و روحی را میگذراند ، مدرسه عالی ورزش آن زمان هم معلمان ورزش را از جهت دارابودن فیزیک بدنی درست و سلامت جسمی و … مورد بررسی قرار میدادند. و بچه های توانایی های مارو قبول کرده بودن و احساس می کنم شاید موفق بودم و شاید خودم قضاوت کنم درست نباشه ولی با توجه به عکس العمل بچه ها احساس می کنم رضایت دارند

حال که بحث خاطرات ورزش شد ، عکسی دوستان گذاشته بودند دریکی از گروهها که ظاهرا شما داور مسابقه پرسپولیس و منتخب خوانسار بودید از خاطرات آن بازی صحب بفرمایید. آیا قضاوت در مقابل ستارگان فوتبال ایران مشکل نبود؟
بله البته اون تیم اسما تیم منتخب خوانسار بود ولی نه رسما که چندتا از بچه های منتخب خوانسار بازی می کردند . بنده هم زمینه داوری از قبل نداشتم و قضاوت کردن در مقابل این تیم ها مشکله و بهرحال من پذیرفتم و مشکل خاصی نداشتم . در یکی ازصحنه من پنالتی گرفتم و آقای پروین به من اعتراض کرد که چرا پنالتی گرفتی و بنده ایشون رو قانع کردم که بازیکن شما بازیکن حریف را از پشت و داخل محوطه زد و پنالتی است و ایشان گفتند که چون من کنار بودم ندیدم از پشت هم زد وعذرخواهی کردند. البته قضاوت این بازی مشکلات خاص خودش رو داشت و برنده هم کمتر اعتراض می کنه ولی واقعا بازی کردند و نتیجه بازی هم ۱۴-۱ به نفع پرسپولس شد و البته اگر تیم منتخب خوانسار بود با توجه به شناختی که بنده داشتم فکر می کنم حتما نتیجه بهتری می گرفت.

دیدار تیم منتخب خوانسار با پرسپولیس تهران با حضور علی پروین کاپیتان تیم پرسپولیس که توسط آقای حاجی زکی داوری شد.

دیدار تیم منتخب خوانسار با پرسپولیس تهران با حضور علی پروین کاپیتان تیم پرسپولیس که توسط آقای حاجی زکی داوری شد.

آیا غیر از پرسپولیس تیم دیگری هم به خوانسار آمده بود؟
متأسفانه در حال حاضر وضعیت فوتبال خوانسار خیلی افت کرده و کلا در ورزشهایی که گروهی هستند ما مشکل داریم. ولی قبلا ما در ورزشهای گروهی وضعیت خوبی داشتیم و با تیمهای نجف آباد ، گلپایگان و کاشان تقریبا همتراز بودیم و فاصله زیادی با آنها نداشتیم وتیم هایی که به خوانسار آمدند تیم تام بود که مربوط به صارمیه اصفهان بود و تیم کولاک نارمک تهران و تیم های اینچنینی به خوانسار می آمدند . ولی اخیرا من ندیدم تیم مطرحی به شهرستان بیاید. آوردن تیم های ضعیف تأثیری در وضعیت ما نمیتونه داشته باشه.

در زمینه ورزش دانش آموزی ، آیا دانش آموزان شهرستان افتخاراتی کسب می نمودند و تا چه سطوحی میرسیدند؟
با توجه به حضور دبیران ورزش فعال در گذشته، در رشته های فوتبال ، والیبال، تنیس روی میز به طور خاص و به طور عام دوچرخه سواری و … در کنارش بوده. در زمینه کشتی یه نسلی از جوانهای آن زمان به مربیگری آقای هوشنگ شجاعی بوده که واقعا کار میکردند و به موازات تدریس به طور مداوم خود ما مربیان تمرین و آموزش داشتیم . وقتی که بچه ها رو برای مسابقات استانی میبردیم معمولا رتبه های اول تا چهارم را داشتیم ولی به طور کلی ما در تنیس روی میز استعدادهای خوبی داشتی حتی مقام اول استانی . مثلا آقای احسان رضایی نفر اول اصفهان را برد و تیم دونفرشون دوم شدند و در مسابقات کشوری جوانان نفر ششم شدند. آقای رضا فرجی ، علیرضا فرجی که در استان مقام داشتند. شهید سعید غضنفری بسیار در زمینه تنیس روی میز با استعداد بودند و در رشته های فوتبال و والیبال هم مقام داشتیم ، همیشه وقتی تیم منتخب استان رو انتخاب می کردند نفراتی از خوانسار دعوت می شدند.

 شما در زمان تدریس در دبیرسان سبک اداره کلاسهایتان به چه صورت بود؟ معمولا چه برنامه ریزی برای رشد سطح آمادگی جسمی دانش آموزان داشتید؟
ما از طریق آموزش و پرورش برنامه ای داشتیم و دقایقی رو برای نرمش ، دقایقی رو برای آموزش و دقایقی رو برای بازیها اختصاص می دادیم و ما معمولا زمان آماده سازی رو تقسیم میکردیم بین دو و سپس سایر نرمش ها و سپس آموزش عملی چند رشته مجاز در ساعت ورزش را با بچه ها کار میکردیم و یه بخش تئوری هم داشتیم که من دوست داشتم با بچه کار کنم ولی بچه ها معمولا دوست نداشتند سرکلاس بنشینند در ساعت ورزش ولی با هماهنگی با خود بچه ها و با جلب رضایت آنها یک سری قواعد و قوانین ورزش ها رو برای آنها توضیح می دادیم و آنها یادداشت می کردند و آموزش عملی هم در زمین ورزش انجام می شد. روش کاملی نبود چون زمان کم بود ولی نسبتا درست بود. و باید با جلب رضایت بچه ها کار کرد تا برایشان قابل پذیرش و جالب باشد.

 در زمینه ورزش شاگرد شاخصی داشته اید که خیلی موفق باشه؟
بله . در دو و میدانی ، فوتبال و والیبال و تنیس روی میز که آن زمان انجام میشد . میدونید که اینجا بسکتبال نداشتیم چون فضای مناسبش رو نداشتیم. در این رشته های که اینجا بازی می شد در تنیس روی میز آقایان احسان رضایی ، داود جعفری ، علیرضا فرجی شاخص بودند در رشته والیبال آقایان محمد صانعی،محمد دهاقین، احمد ذوالفقاری شاخص بودند و در رشته فوتبال آقایان آدینه ، محمود خالقی و … و در زمینه دو و میدانی آقای بهمن نعمتی که باعث شده بود در زمینه دو استقامت خوانسار مطرح بشه و کلا خوانسار در زمینه دو استقامت آدمای شاخص زیاد داشته در سطح کشوری.

 چرا معمولا دانش آموزانی که درسشون خوب بود زیاد به ورزش علاقه نداشتند و برعکس؟
من با این قضیه خیلی موافق نیستم . این بر میگرده به خانواده . اکثر بچه های ورزشکار موفق در درس ، در رشته ریاضی درس میخوندن . معمولا بهترین ها میرفتن ریاضی و بچه هایی که با فکرشون کار میکنن معمولا خوب برنامه ریزی می کنن . و با برنامه ریزی درست هم درسشون رو میخونن و هم ورزششون رو انجام میدن و این ریشه اش از بچگی در خوانواده است . تا زمانی که دانش آموز بیاد خودش رو پیدا کنه این خانواده هست که بهش میگه چکار کنه و هدایتش کنه که ورزش درجای خودش و درس هم درجای خودش باید انجام بشه. بعضی از بچه های ورزشکار هم بودند که همه فکرشون ورزش بود و از درس عقب می موندند ولی من همیشه علرغم این که دبیر ورزش بودم به بچه میگفتم اول درس بعد ورزش.

چرا در نظام آموزشی ایران به ورزش زیاد اهمیت نمیدهند؟ در این زمینه چه پیشنهادی دارید؟
اگر بخواهیم با کشورهای دیگر مقایسه کنیم با کشورهای اروپایی قابل مقایسه نیستیم. وقتی وضعیت ورزش کشورمان را با بعضی کشورهای مثل ژاپن و کره مقایسه می کنیم می بینیم علت موفقیتشون در زمینه ورزش اینه که دانش آموزان در خارج مدرسه هم جذب مراکز ورزشی می شوند و افراد برتر شناسایی و به سمت ورزش قهرمانی هدایت می شوند. پیشنهاد می شود مراکزی ایجاد شود تا بچه ها بعد از مدرسه جذب آنها شود و ورزش به صورت عمومی وجود داشته باشه و پای خانواده به ورزش باز شود و کل جامعه سمت و سویشان به سمت ورزش باشد. در حال حاضر امکانات ورزشی شهر نسبت به زمان قبل خیلی خوب شده ولی ورزشکار کم شده. باید بررسی کرد که چرا در حال حاضر با وجود بهبود امکانات اقبال دانش آموزان نسبت به ورزش کم شده است

 وضعیت امکانات آموزش و پرورش در زمانی که شما خدمت می کردید چطور بود؟
خوب نبود و ورزشهای فعلی به این شکل هم زیاد قانونمد نبود. یه دبیر ورزش داشتیم خدا رحمتش کنه اهل گلپایگان بود یه توپ فوتبال ویه توپ والیبال به بچه ها میداد و میگفت برید و بچه ها میرفتن و برنامه ریزی ساعت ورزش با خودشون بود. یک سری از ورزشها مانند وزنه برداری و کشتی آزاد و کشتی کج هم مجاز نبود. حتی یه دونه میزتنیس روی میز هم نداشت . زمانی که ما درس می خوندیم طبقه بالای دبیرستان نمازخونه نبود و سالن داخل محوطه رو هم درست نکرده بودند یه میز آوردند و گذاشتند اونجا و سال آخر که ما دبیرستان بودیم دو تا دیگه هم آوردند. ولی همیشه ما توی انبار دبیرستان لوازم ورزشی داشتیم.

لوازم ورزشی رو از آموزش و پروش می گرفتید؟
اون زمان ما توپهای خوبی مثل تاجیکارا و میکاسا در اختیار بچه ها می گذاشتم و بیشتر از آموزش و پرورش تهیه می کردیم ولی بخش عمده لوازم که کم می آوردیم بستگی به مدیر دبیرستان داشت . یادش بخیر آقای جلال صبوحی همیشه میگفت شما برو بخر. ببین بچه ها چی نیاز دارند. و من میرفتم و بهترینش رو میخریدم.

 کدامیک از مدیران به ساعت ورزش بیشتر اهمیت میداد؟
آقای جلال صبوحی . یه عامل دیگه حضور آقای نقبایی بود که قبلا خودش معلم ورزش بوده

آیا اتفاق می افتاد که دبیران سایر کلاسها مراجعه کنند و درخواست کنند که ساعت ورزش را به درس آنها اختصاص دهید؟
خیلی کم . گاهی پیش می آمد برای درس ریاضی و یا شیمی. ولی من قبلش از بچه ها اجازه می گرفتم و رضایت آنها را جویا می شدم ولی به ندرت اتفاق می افتاد چون اکثر این دبیران خودشان هم دانش آموز داشتند .بعدا بچه هاشون تو خونه به پدراشون اعتراض می کردند.

 با کدامیک از دبیران بیشتر صمیمی بودید؟
من اخلاقم طوریه که با همه کنار میام و با همه خوب بودم ولی بیشتر با حاج مجتبی صانعی که سن ایشان از من خیلی بیشتر بود و آقای ایرانپور و آقای بدیعی که هم محلی هم بودیم و حتی با دبیران گلپایگانی مثل آقای جهانگیری دبیر زبان و آقای تکبیری

آیا با دانش آموزانتان هنوز ارتباط دارید؟
نه . فقط با چندتا از بچه هایی که برای والیبال میان دو روز در هفته ارتباط دارم مثل آقای محسن صادقی و یاسر باقری و شفیعی و …

دبیر ورزش قبل از شما چی کسی بوده:
آقای نیکنام و آقای اردویی و آقای نقبایی

فضای دبیرستان طوری طراحی شده بود که فضای مناسبی برای ورزش داشت ولی امروز در مدارس جدیدی که ساخته می شود این موضوع رعایت نمی شود. نظر شما در این رابطه چیست؟
بستگی به دید سازنده ساختمان داره. شاید از دید ما سروصدای بچه هایی که داخل محوطه بازی می کنند مزاحم کلاسها باشه ولی شاید همین باعث ایجاد شور و نشاط در دانش آموزان کلاس ها بشه و تاثیر مثبت روی آنها داشته باشه. در کشورهای پیشرفته بخصوص در جاهایی که محدودیت فضا وجود دارد برای ورزش بچه ها را با سرویس به مکانهایی دیگر منتقل می کنند ولی از نظر بنده اگر امکانات وجود داشته باشه که فضای ورزشی در همان محیط مدرسه باشه خیلی بهتره. این که بچه سرکلاس میشینه و حواسش جای دیگس داستانش چیزی دیگست. یادش بخیر ما یه دبیری داشتیم به نام آقای نصر اصفهانی که دبیر حساب استدلالی ما بود . و من هم درس ریاضیم ضعیف بود. ایشان وقتی وارد کلاس می شدند ابتدا کاری به کار دانش آموز نداشت. وارد که میشد اول چهار پنج بیت شعر میخواند. شعری که باب میل دانش آموز ۱۶-۱۷ ساله است براش می خواند. دانش آموز را که شارژ می کرد می گفت حالا اجازه میدید من درس رو شروع کنم . بعد دیگه دانش آموز دیگه کاری نداشت بیرون چه خبره. مگر دانش آموزای شهرهای بزرگ مثل تهران واصفهان میروند جایی که سر وصدا نباشه برای درس خوندن . همش سرو صداست ، دانشگاه ، خونه کنار اتوبانه ولی داره درسش رو میخونه. باید مشکل دانش آموز را طوری دیگه حل کرد تا بشینه سرکلاس. آقای نقبایی که مسئولیت برنامه ریزی کلاسها رو داشتند همیشه ما با ایشون کلنجار میرفتیم که ساعت ورزش رو یه ساعتی تعیین کنند که بچه ها تمرکزشون روی ورزش باشه.

 با دانش آموزانی که معلولیت داشتند یا محدودیت حرکتی داشتند چه کار می کردید؟ چه طور به آنها نمره میدادید؟
خوب این دو تا بحثه . یکی ساعت ورزشه یکی بحث نمره. در بحث ورزش اگه دانش آموز معلولیت زیادی داشت کاری به کارشون نداشتیم ولی دانش آموزانی که مشکل مانند کوتاهی قد داشتند یا مشکلشون کم بود بهشون میگفتم مثل بقیه لباس بپوشه و بیاد توی زمین تا منزوی نشه ولی رعایت حالش رو میکردم و به بچه ها می گفتم هواشو داشته باشند. اما در بحث نمره با توجه به این که روی نمره ورزش حساسیت نشون میدادن ولی من با توجه به وضعیت تحصیلی واخلاقی دانش آموزان زیاد روی نمره سخت نمی گرفتم. ولی برای افرادی که مشکل معلولیت داشتند میخواستیم در مورد یک موضوع ورزشی یک تحقیقی ارایه کنند.

 آیا در درس ورزش نمره تجدیدی هم داشته اید؟
بله . یه خاطره براتون بگم یه روز توی دفتر یه پدری آمد وضعیت درس بچش رو بپرسه. پرسید آیا دبیر ریاضیشون هست؟ من که توی دفتر بودم گفتم نه من معلم ورزششون هستم. گفت ورزش رو که ول کن بابا نه ، ریاضیشون ، املاشون و … و این قضیه گذشت و این بچه که درس خوان هم نبود آخر سال ۸یا ۹تا تجدیدی داشت که یکیش هم ورزش بود و بهش گفتم پس چی رو امتحان دادی ؟ گفت آقای حاجی زکی من نمیخوام درس بخونم . میخوام برم تو بازار کار کنم . گفتم لااقل با پدرمادرت در میان بگذار. باباش اومد توی دفتر گفت آخرش کار خودت رو کردی آره؟؟؟ گفتم چی ؟ گفت بچه منو انداختی . آخه ورزشم تجدیدی داره!!! بررسی کردیم دیدیم اصلا نیومده امتحان بده. یکی دیگه از بچه ها حالا هروقت به من میرسه میگه یادتونه منو تجدید کردید؟ میگم خب دیگه تجدید شدی من چکار کنم. بعدشم رفت بازار تهران و هنوزم که منو می‌بینه می‌گه یادته منو ورزش تجدید کردی.

بهترین خاطره شما در دوران تدریس در دبیرستان چیست؟
حقیقتش همش خاطره هست . از هرکدام از بچه ها یه خاطره تو ذهن انسان میمونه. ولی وقتی میدیدم بچه ها یه جایی قبول میشدند من خیلی خوشحال میشدم. عین بچه های خودم خوشحال میشدم. هم این که ممکنه تو بخشی از سلامتشون ممکنه یه نقشی داشته باشم باعث خوشحالی ما است. هم این که بچه ها رو می بینیم که بچه ها تو دانشگاه های مختلف توی رشته های مختلف و این که یه جاهایی مصادر امور رو دارند باعث خوشحالی ماست.

 بدترین خاطره شما در دوران تدریس در دبیرستان چیست؟
من خاطره بد ندارم.همش خوب بوده. گاها اگه مشکلی با بچه ها آن هم به دلیل مسایل اخلاقی و تربیتی پیش اومده انها هم شیرین بوده . گاها پیش میاد که ما چیزی گفته باشیم و شما از دست من ناراحت شده باشید ولی خیلی راحت ازش عذرخواهی کردم و از دلش در آوردم.

 آخرین روزی که دبیرستان بودید رو یادتون هست؟
نه . چون من سال آخر خدمتم رو مدرسه شهید شجاعی بودم بخاطر تکمیل سنوات خدمت .

اولین روزی که سرکلاس رفتید رو یادتون هست؟
بله . چون محیط کوچک بود وبچه ها من رو میشناختن و اختلاف سنی زیاد نبود مشکلی نبود. البته اول هر کار دلهره و استرس رو داشت ولی به دلیلی شناخت محلی موجب شد که مشکل زیادی نباشه.

به نظر شما به عنوان یک دبیر موفق ، رمز موفقیت یک معلم به خصوص یک معلم ورزش چیست؟
اولا من کسی نیستم که بخام در مورد این مساله صحبت کنم. . اگه کسی مقید به اخلاق و تربیت باشه میتونه تو زمینه های دیگه هم موفق باشه. اگه شخص اخلاق و تربیت رو ملاک زندگیش قرار بده میتونه موفق بشه البته به تنهایی کافی نیست ولی یک اصل است. من به دانش آموزا هم می‌گفتم شما داری ورزش می‌کنی ولی در کنارش باید این مسایل رو هم داشته باش وگرنه تک بعدی می‌شی. حتی مثال می‌زدم فلان بوکسر را ببینید‏ قهرمان ایران و آسیا بود ولی به جرم فلان کار گرفتندش‏‏ بنابراین یه جای کار و یه بالش می‌لنگه. من فکر می‌کنم رمز موفقیت هر انسانی رعایت این مسایله.

اگر جوان بودید  و فرصت انتخاب دوباره شغل داشتید‏ چه شغلی رو انتخاب می‌کردید؟ دوست داشتید یک ورزشکار حرفه‌ای می‌شدید؟
من دوست داشتم معلم بشم ولی با یه شرایط خاصی که بریم رده‌های بالاتر تحصیلی و نظراتمون رو بدیم. ولی من از اول معلمی و معلم ورزش رو  خیلی دوست داشتم و خیلی خوشحال شدم که تربیت معلم اعلام نیاز کرد برای ورزش. شاید اگر درس دیگه‌ای بود دوست داشتم مکانیک بشم (به شوخی و با خنده این را می‌گویند)

از سال ۸۵ که بازنشست شدید‏ از روزهای بازنشستگی بفرمایید.
دوران خوبیه و در خدمت خانواده هستیم و امور بچه‌ها. یه دختر دارم که اصفهان دانشجو هست که سری بهش می زنیم گاهی اوقات و همچنین پسرم.

معلم پسرتان هم بودید و برایتان با بقیه دانش آموزها فرقی داشت؟
برای من نه. حالا اینو پرسیدید یه بار دیدیم گوشه حیاط بچه‌ها جمع شدند و شلوغه و گرد و خاک به پاست. گفتند آقای حاجی زکی بدوید‏ پسرتون امیر دعواش شده‏. گفتم خب دعواش شده باشه. خلاصه از بالا آقای بهشتی و نقبایی اومدند و مام هم رفتیم و وقتی رفتیم بالا پسره تعجب کرد از برخورد من. بهش گفتم من اینجا فقط پدر امیر نیستم‏ معلم جفت شماهام. اون پسره خیلی خوشحال شد و هنوزم که به من می‌رسه می‌گه من اون روز رو فراموش نمی‌کنم. شما اگر نقش و مسئولیتی دارید باید اینجوری باشید.

تنبیه هم می‌کردید. چگونه؟
حقیقتش من بیشتر می‌گذاشتم به حساب نمره انضباطشون تو نمره کل‌شون. فقط تو همین قسمتش و نه قسمت دگه‌ایش. هر وقت هم می‌پرسیدند منفی‌هاشون رو نشون می‌دادم و می‌گفتم فلان کارو کردی. یک بار یا دو بار تنبیه کردم. اون رو هم عذرخواهی کردم بعد. البته دلیل هم داشت و مسایل اخلاقی بود. من از کوچکترین مساله نمی‌گذشتم. اول اسم و نام پدرشون رو می‌پرسیدم و اینکه از کدوم مدرسه اومدند و معدلشون چند بوده. بعد می‌گفتم که الان شما محصل دبیرستانی و باید این ملاک ها رو رعایت کنی تا بتونی بمونی. بعد در عمل هم بهشون آموزش می‌دادیم که شما اگر بخواید یه ورزشکار خوب باشید باید با ادب و تربیت هم باشید. چون اگر نباشی نمی‌پذیرندت و ازت بدشون هم میاد. این کار رو که می‌کردیم بچه‌ها متوجه می‌شدند و می‌گفتیم تا زمانی که اینجا هستید باید اینجوری باشید و بهتره بیرون هم اینجوری باشید. اما تا زمانی که اینجا هستید و به من مربوطه باید اینجوری باشید. براشون جا افتاده بود که اگه اینجوری باشه رفیقش بیشتر قبولش داره. آقای … والیبالش خیلی خوب بود ولی بعضی وقتها از نظر اخلاقی بعضی وقتها یه تیکی می‌زد. یه حاشیه بگم از زمانی که مربی تیم شاهین بودم و اونها اهل دعوا بودند و به قول خودشون می‌گفتند ما می‌خوایم تو مسابقه آبگوشت قلم درست کنیم. گفتم که باشه ولی من داورتونم. گفتند که شما که نمی‌تونید و مربی ما هستید. ردشون کردم و به کاپیتانشون که بهترین بازیکن بود گفتم من اگر کوچکترین موردی ازت ببینم می‌کشمت بیرون چه برسه به بقیه. معمولاَ تو کلاس بچه‌های شیطون رو مبصر می‌کردند تا کلاس کنترل بشه.

آخرین صحبتتون رو به عنوان یادگاری برامون بفرمایید.
در زمینه ورزش اگر ان‌شاء الله جامعه ما نقش ورزش رو مهم بدوند و هر خانواده یه رشته ورزش رو دنبال کنند و کل جامعه ورزشی بشه‏ اونوقت جامعه از سلامت برخوردار می‌شه و پویا و زنده می‌شه. چون همونجوری که می‌گند عقل سالم در بدن سالمه‏ اون طرف باید سالم باشه تا بتونه مهندس و دکتر سالمی باشه …

با سپاس فراوان از شما.

Int_MrHajizaki 01

6+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *