shohada2

یادداشت استاد میرباقری برای شهدای انقلاب اسلامی

   پیرو توضیحی که در مورد راه‌اندازی بخش مدرسه عشق دادیم، یادداشتی که از استاد عزیز ریاضی‌مان و معلم گرامی اخلاق، جناب آقای میرباقری، دریافت کردیم؛ در ادامه منتشر شده.

در آن روزها قیام، برای مجاهدان، جز محرومیت ، زندان و مرگ، ثمری نداشت و در حالیکه عقل، باصراحت حکم فرار از صحنه و کنار نشستن می داد، یاران امام خمینی (ره) با نیروی عشق و اعتقاد به راه امام حسین (ع) ایستادند، با آنکه می دانستند با دست خالی در مقابل گلوله، نتیجه اش مرگ است.

اما در فرهنگ و مذهب ما، شهادت  مرگی نیست که دشمن بر مجاهد فی سبیل الله تحمیل کند؛ بلکه شهادت مرگی دلخواه است که شهید با منطق، شور و شعور و با تمام بیداری و بینایی، آن را انتخاب می کند تا با مرگ خود، دشمن را رسوا نماید و با جریان خونش، اندام مرده یا از حرکت مانده جامعه را حیاتی دوباره بخشد. شهید با مرگ خود، فریاد می زند و گواهی می دهد که بر جامعه و کشور، قساوت و ظلم و جور حاکم است؛ یعنی شهادت، اعتراض سرخ است بر علیه حاکمیت ظلمت و ستم؛ و نه تنها مرگ تحمیل شده نیست، بلکه درجه است، راهی میانبر است برای عروج به قله انسانیت و اتصال به حیات ابدی.

این قدرت و عزّت و شوکت و آزادی که ما امروز بر آن تکیه زده ایم، پایه هایش با خون شهیدانی استوار گشته است که در سال ۱۳۵۷ یا قبل از آن، در پاسخ به ندای مظلومانه امام امت (ره ) شجاعانه فریاد «مرگ بر شاه » سر دادند و مغز و سینه اشان با گلوله دژخیمان از هم شکافت.

در مبارزات بر علیه ستم و بیداد شاهنشاهی، خوانسار جزو شهرهای پیشتاز مبارزه و قیام به حساب می آید؛ برای اثبات این ادعا شواهد و اسناد، بیش از حد انتظار است.

در مبارزات پیروزمندانه سال ۱۳۵۷ (در شهر خوانسار ) شش شهید و تعداد زیادی جانباز و مجروح ، در راه پیروزی انقلاب اسلامی تقدیم شد و مبارزان و مجاهدان خوانساری، علاوه بر این که شهرستان خوانسار (اعم از شهر و روستا ) را یکپارچه شورش و طغیان بر علیه ستم کردند، شهرهای همجوار را نیز به حرکت و قیام در آوردند. امروز نباید اجازه دهیم این افتخارات بزرگ، در ورطه های فراموشی مستهلک شود. جای تأسف و گلایه است که در مراسم های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، هیچ یادی نه از شهداء انقلاب به میان می آید و نه توجهی به جانبازان و مبارزان آن دوران روا می­گردد؛ البته آنان که مقام بزرگ شهادت نصیبشان نشد و با خدا عهد کرده­اند که تا پایان عمر از راه امام خمینی (ره) منحرف نشوند، شاید از این بی مهری دلگیر نگردند، اما سوال مهم اینجا است که چرا شهدای انقلاب فراموش شده اند ؟!… نه یادی از آنها و نه یادواره­ای !

شش شهید انقلاب اسلامی خوانسار، تاج افتخاری برای تاریخ این شهر خوش سابقه، محسوب  می­شود. اما آنچنان از خاطره ها رفته اند که کسی به سنگ مزارشان هم توجهی نمی کند. شهید سید سعید غضنفری، شهید جواد عصاری، شهید محسن سقایی ، همزمان در صبح روز چهارشنبه ۱۳/ محرم /۱۴۰۰مطابق با ۲۳ /آذر /۱۳۵۷ در میدان امام خمینی خوانسار ، در حالی که شعار مرگ بر شاه و درود بر خمینی سر می­دادند، با مشت های گره کرده به مقابله با کماندوهای ورزیده ای پرداختند که ناجوانمردانه همه را به رگبار گلوله می بستند و با تیر مستقیم در خون خود غلطیدند و با قهر و غضب و وحشتی که بر شهر حاکم بود، حتی تشییع جنازه شان نیز غیر ممکن شد و مظلومانه در قبرستان کوچکی که خارج از شهر قرار داشت (و امروز به زیارتگاه با عظمت عاشقان و دلباختگان انقلاب اسلامی تبدیل شده است) مظلومانه به خاک سپرده شدند. ولی چرا حتی تاریخ شهادت این شهیدان والامقام روی سنگ قبرشان هم به خطا نوشته شده است؟ آیا می­ خواهیم تاریخ و هویت انقلاب اسلامی خوانسار، برای آیندگان نادرست جلوه کند؟! این بی­توجهی، باب گلایه ما را مفتوح داشته است! و اینکه چرا مسئوولین محترم بنیاد شهید به این مهم توجهی نمی کنند، بشدت مورد انتقاد است. چرا از شهید اصغر شبانی در هیچ مراسمی ذکری به میان نمی آید؟! چرا کسی شهید سید نقی یازاج را به خاطر نمی آورد ؟! چرا از تیمور باسمه چی، یادی به میان نمی ­آید؟! آیا امروز کسی به یاد می آورد که شهید یازاج و شهید باسمه چی، دو شهید اهل و ساکن خوانسار بودند که در سفر به تهران هم در راه پیمایی ضد رژیم شاهنشاهی شرکت کردند و به شرف شهادت نائل گشتند .

چه کسی جانبازان انقلاب اسلامی خوانسار در سال ۱۳۵۷ را می شناسد ؟! آیا مظلومیت شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی خوانسار تا امروز هم استمرار یافته است؟! آیا بهتر نیست در مراسم های دهه فجر و ۲۲ بهمن کمی هم از یاد و خاطرات آن روزها ، بازگو گردد؟!

آیا این نوع فراموشی ها، این تصور را در اذهان پدید نمی آورد که شاید تریبون داران ومیکروفن بدستان امروز این گونه مراسم ها در آن روزها حضور نداشتند و نه از آن حادثه ها ، خاطره ای به یاد دارند ؟!

آیا امروز که برادر عزیزمان جناب آقای مهندس حاج سید حسن شفعتی، که یادگار روزهای خون و قیام و انقلاب بوده و بسیاری از یارانش به خیل شهیدان پیوسته اند، در مسند فرمانداری مسؤول شده است نباید انتظار از او بیش از این باشد؟! که « در این فرصت، به همه ی مسئولان کشورمان تذکر می دهم که باید …. نسل به نسل و سینه به سینه، شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند، و باید سعی شود تا از راه رسیده ها . .  .  .» (امام شهیدان رحمت الله علیه )

2+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *