DarsAkhlagh

در محضر استاد: منتخبی از پیام‌های اخلاقی اسفند۹۴ و فروردین۹۵

خلاصه‌ تعدادی از مطالب روزانه استاد سید حسین میرباقری‏، دبیر بازنشسته ریاضی مدارس خوانسار و استاد اخلاق، که در تلگرام و گروه انجمن ارسال شده،

ارزش علم (۹۴/۱۲/۲۲): انسان ، مخلوق خدای علیم است و تنها مخلوقی است که خدا از روح خودش در او دمیده و اشرف مخلوقات لقب دارد ، علم و دانایی از صفات خداوند است ، لذا انسانی ارزشمندتر و دارای درجات رفیع است که علم و دانائیش بیشتر است ، قرآن که کتاب زندگی ماست ، ارزش و اعتبار انسان را به ایمان و علم او می شناسد : «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ = خدا درجات مؤمنان دانشمند را رفیع قرار داده است و خدا بر همه اعمال شما آگاهی دارد » ( س مجادله ، آ ۱۱ ) و جالب است که آیة الله شهید مطهری رحمة الله علیه ، در کتاب انسان و ایمان ، انسان آینده را انسان فرهنگی می داند و معتقد است که ایمان بدون علم به جمود و تعصب کور منجر می شود.

اسلام واقعی و سلفی گری اعراب (۹۴/۱۲/۲۵):  سلام ، یکی از برادران عزیز من ،متنی را از آقای دکتر شجاع الدین شفا ، در یکی از گروه ها به اشتراک گذاشته که ضمن آن بیان شده است ، ایرانیان اسلام را به زور شمشیر اعراب پذیرفته اند، با اینکه رشته تحصیلیم نه تاریخ است ، اما به اندازه ای که حقایقی برایم روشن گردد در مطالب مذهبی و بخصوص قرآن ، تحقیق کرده ام ، آنچه برخی تاریخ نگاران ، راجع به جنایات اعراب در فتح ایران نوشته اند را هر گز نباید به حساب اسلام گذاشت ، اسلام یک معنی دارد و اعراب تعریف دیگری. اسلا دین منطق و عقل و تدبر و تفکر و تعقل است و اعراب ، بخصوص اعراب جاهلیت ، مصداق قتل و غارت ودزدی و فساد بودند ، اتفاقاً معجزۀ پیامبر ما (ص) ،یکی این است که در میان چنین تفکری بروز کرده است . در مورد اینکه نباید دین اسلام را با زور پذیرفت ، گمان نمی کنم سخنی روشنتر از این آیه قرآن بتوان بیان کرد : «لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ = در پذیرش دین هیچ اجباری وجود ندارد ، بلکه باید تحقیق صورت پذیرد و راه سعادت از پستی و ذلت ،باز شناسی شود و کسی که از این طریق از طغیانگری دست بردارد و به خدا ایمان آورد ، در پایگاه محکمی قرار گرفته و به آن متوسل شده است » ( س بقره ، آ ۲۵۶ ) در هیچ آیه از قرآن کسی را مجبور به هیچ اعتقادی نمی کند، بلکه همه جا دعوت به تحقیق عقلی و علمی می کند ، وهمه جا به تفکر و تعقل فرا می خواند. اکثر آیات قرآن به جمله « لعلهم یتفکرون , لعلکم تتفکرون , افلا تتفکرون , لقوم یتفکرون ،افلا تعقلون , افلم تکونوا تعقلون , لعلکم تعقلون , ان کنتم تعقلون , لقوم یعقلون , افلا یعقلون … » مزّین است. رفتار و منش پیامبر صلواة الله علیه و ائمه معصومین علیهم السلام و مراجع بزرگ شیعه رحمة الله علیهم ، همگی گویای همین مطلب است . لذا اسلام را باید از منابع دین شناخت نه از رفتار مسلمانان و بویژه اعراب تازه مسلمان شده دوران جاهلیت. مثالی می زنم و خود حدیث مفصل از آن بخوانید، گروه خلافت اسلامی به رهبری ابوبکر البغدادی در زمان ما مدعی مسلمانی است ، آیا شما اعمال وجنایات آنها را ناشی از اعتقادات اسلامی می شناسید ؟ آیا ابوبکر البغدادی ،با ایة الله بروجردی ، با علامه طباطبایی ، با آیة الله سید احمد خوانساری … رحمة الله علیهم اجمعین قابل مقایسه است؟ ! بله اعراب جاهلیت به ایران حمله کردند ، گروهی یاغی و بیابانگرد و غیر قابل کنترل هم در میان آنان بودند که فقط نام مسلمانی را به یدک می کشیدندولی از اسلام و تفکرات قرآن بی اطلاع ، شاید در بسیاری مواقع جنایاتی را هم آفریده اند ، اما حساب آنها را ازحساب دین محمدی (ص) باید جداکرد.

اخلاق نیکو (۹۴/۱۲/۲۶): اخلاق جمعِ خُلق است و به رفتاری می گویند که در انسان نهادینه شده است. شاید بتوان گفت هدف اصلی بعثت و ارسال پیامبران ، تثبت اخلاق نیکو در جامعۀ انسانی بوده است ، کما اینکه پیامبر اسلام هدف بعثت خود را همین مورد معرفی می کند (« إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ = در حقیقت من براى به كمال رساندن زیبایی های اخلاق مبعوث شده ام ») باید بدانیم که مهمترین نشانه اخلاق اسلامی ، نرمش و مدارا و مهربانی با مردم است ، خشونت طلبی ، تند خویی و بی احترامی به مردم از رذایل اخلاق آدمی است و پیامبر ما به نرمش و مهر ورزی با مردم شهرت داشت ؛ این را قرآن با صراحت بیان می کند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ =به سبب رحمت خداست که تو با آنها اينچنين خوشخوی و مهربان هستی اگرتند خو و سخت دل می بودی از گِرد تو پراکنده می شدند پس خطا هایشان را ببخش و برايشان آمرزش بخواه و در امور با آنها مشورت کن » ( س آل عمران ، آ ۱۵۹ )

نماز شب (۹۴/۱۲/۲۶): نماز را نه فقط یک تکلیف ، بلکه امتیازی باید به حساب آورد که خداوند متعال ، آن را به انسان عطا کرده است . اگر بعد از نیمه شب ، زمانی که سکوت همه جا را فرا گرفته ، بیدار شوید و چند رکعتی نماز بخوانید و در آن خلوت شب ، با خدا راز دل بگویید و نیاز خود را با او مطرح کنید ، متوجه می شوید که به چه مرتبۀ بلندی رسیده اید و خدا با این اجازۀ ملاقات خصوصی چه امتیاز بزرگی به شما داده است ! آری « وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا = و از شب ، بخشی از آن را به خواندن نماز مشغول باش ، باشد که به این طریق خدا تورا به عالی ترین مراتب برساند. » ( قرآن ، س اسراء ، آ ۷۹ ) خواندن نماز شب خیلی راحت است ، ۴تا نماز دورکعتی مثل نماز صبح ( با عنوان نافلۀ شب )، ۱ نماز دو رکعتی ( با عنوان نماز شفع ) ، ۱ نماز یک رکعتی ( با عنوان نماز وتر ، که بهتر است درقیام آن ، یک بار سوره حمد ، سه بار سوره توحید ( قل هوالله احد… ) ، یک بار سورۀ فلق ( قل اعوذ برب الفلق … ) یک با سورۀ ناس ( قل اعوذ برب الناس … ) خوانده شود ) که جمعاً ۱۱ رکعت نماز می شود. انجام قنوت در هر ۶ نماز ،الزامی نیست ، سایر ذکر هایی که در رساله های عملیه ذکر شده لزومی ندارد. البته اگر اذکار و سایر ملحقات نماز شب هم به جا آورده شود که بسیار پسندیده تر است . سفارش می کنم که دوستان این امتیاز بزرگ را از دست ندهند که زمان به سرعت درحال گذر است.

لزوم توجه به مسایل اجتماعی (۹۴/۱۲/۲۷):  جامعه هم مثل بدن آدمی به حیات خود ادامه می دهد ، به خصوص ، وقتی خرابی یا فسادی در جزئی از آن رخنه کند ، این فساد و بیماری روی سایر اعضا نیز تاثیر می گذارد، و ممکن است تمام وجود را در معرض خطر و عذاب و نابودی قرار دهد، قرآن این حقیقت را در داستان حضرت صالح (ع) و قوم او به وضوح نمایش می دهد ، یک نفر یا تعداد اندکی به حضرت صالح بی احترامی یا ظلمی را مرتکب شدند ، اما قرآن ، آنرا به کل جامعه نسبت می دهد و وقتی عذاب نازل شد ، همه را فرا گرفت : «فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً =سپس دنبال کردند آن را و پشیمان شدند، بعد از آن ، عذاب همه را فرا گرفت؛ در این داستان نشانه های راهیابی وجود دارد » (سوره شعراء ، آیه ۱۵۸ ) درمورد مسائل اجتماعی ، بی تفاوت نباشیم، زیرا هر فسادی که ظاهر شود ، عذابش دامن همه را خواهد گرفت.

سخن شهید آیت الله مطهری در آستانه رفراندوم جمهوری اسلامی (۹۵/۱/۱۴):  «جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب حاکم است از طرف عامه مردم برای مدت موقت و نه شکل موروثی، و محتوای آن اسلامی است یعنی بر اساس معیارها و موازین اسلامی است.»  حتی پیامبر (ص) نیز هرچه فرموده و هر عملی که انجام داده ، بر اساس معیارها و موازین اسلامی بوده است و در هدایت و ارشاد مردم ،جز به استناد وحی نه سخنی می گفت و نه عملی انجام می داد . « وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ = هرگز از جانب خود سخن نمی گوید ، آنچه می گوید جز وحی نیست» ( قرآن ، س نجم ، آ ۳و۴ ) طبق این آیه ، پیامبر (ص ) هم آنچه برای مردم می فرمود و ارشاد می کرد ، بر مبنا و اساس وحی بود و آن حضرت هم ، در هیچ موقعیتی از جانب خود هیچ سخن ارشادی نگفته است.

اسلام دین صلح (۹۵/۰۱/۱۶): در تمام منابع دین مبین اسلام ، سیر تکامل انسان به سوی صلح و آزادی معرفی میشود ، یعنی هرچه انسان بیشتر به سوی تکامل خود قدم بردارد ، از جنگ و کینه و دشمنی دور شده و به دنیای عاری از ظلم و دشمنی و سرشار از صلح و محبت نزدیکتر می شود . درست است که آغاز جامعۀ انسانی بر نهادهای مادی استوار شده است ، اما جنبه های معنوی و فرهنگی ، همانند روح جامعه است و هر جه جامعه متکاملتر شود ، حیات فرهنگی انسان بر حیات مادی او پیشی گرفته و خوی صلح طلبی و مسالمت پذیری او قوی تر و از صفات جنگ طلبی و ستیزه جویی و کینه ورزی و نفرت پراکنی او کاسته می شود. استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب انسان و ایمان ، با صراحت می نویسد: « انسان آینده ، حیوان فرهنگی است ؛ انسان آینده ،انسان عقیده و ایمان و مسلک است » وی همچنین در مورد آیه ۶۰ سورۀ انفال قرآن مجید ( وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ ) ، در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام ،می نویسد : « در امر تهیه قوا ، از بیل برداشتن که قوه بدست نمی آید ، قوه بدست آوردن راه دارد ، راهش هم علم است، چقدر علم ؟ به اندازه ای که تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم » حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی هم اخیراً این مفهوم مهم دین مبین اسلام را به صورتی خلاصه در فضای مجازی مطرح کرده است که در حقیقت برگردان روشنی از این نظر شهید مطهری (ره) و اعلان این عقیدۀقرآن است که « وَالصُّلْحُ خَيْرٌ » ( قرآن ، س نساء ، آ ۱۲۸ ) . در صفحۀ ۱۵۱ جلد ۵ تفسیر نمونه ، در این مورد می نویسد : « این جمله کوتاه و پر معنی ، گرچه در مورد اختلافات خانوادگی در آیه فوق ذکر شده ، ولی بدیهی است یک قانون کلی و عمومی و همگانی را بیان می کند که در همه جا اصل نخستین ، صلح و صفا و دوستی و سازش است … برخلاف آنچه بعضی از مادّیها می پندارند که اصل نخستین در زندگی بشر همانند سایر جانداران ، تنازع بقا و کشمکش است و تکامل از این راه صورت می گیرد ، و همین طرز تفکر شاید سرچشمۀ بسیاری از جنگها و خونریزیهای قرون اخیر شده است ، در حالی که انسان به خاطر داشتن عقل و هوش ، حسابش از حیوانات درنده جداست و تکامل او در سایه تعاون صورت می گیرد نه تنازع » ما افتخار می کنیم که دینمان دین صلح و آشتی و مهرورزی است و راه کمال انسان را صلح و مهر و علم و معرفت معرفی می کند.

لزوم نقد مسئولان و ارزش امر به معروف و نهی از منکر (۹۵/۰۱/۱۷):  قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: « إذا لَم یأمُروا بِمَعروفٍ و لَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ و لَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتی، سَلَّطَ اللّهُ عَلَیهِم شِرارَهُم، فیَدعوا عِندَ ذلکَ خِیارُهُم فلا یُستَجابُ لَهُم =هرگاه [مردم‏] امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند مفسدان و خیانتکاران را بر آنها مسلّط گرداند، و در این هنگام صالحان و پاکانشان دعا کنند ولی دعایشان مستجاب نگردد.» یادمان نروید که بالاترین امر به معروف و نهی از منکر ، انتقاد از مسئولان حکومتی است. که : «اَفضَلُ الجِهادَکَلِمَةُ حَقٍ عِندَ سُلطانٍ جائرٍ = برترین جهاد، سخن حق در برابر سلطان زور گو و ستمگر می باشد.» ( رسول خدا صل الله علیه )

لزوم بیان منایع اطلاعات ارسالی افراد(۹۵/۱/۲۱): «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلي‏ طَعامِهِ = پس باید که انسان به غذایش نگاهی محققانه داشته باشد » ( قرآن سوره عبس ، آیه ۲۴ ) «آرى انسان باید درست بنگرد که سرچشمه اصلى علم و دانش او که غذاى روحانى او است کجا است مبادا از سرچشمه آلوده‏اى تغذیه شود و روح و جان او را بیمار کند یا به هلاکت افکند.» ( تفسیر نمونه ) گاهی حتی سخنی حق است اما چون از دهان آلوده ای بیرون آمده است ، آلوده است ، مرحوم شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد حدیثی را از قول امام سجاد (ع) نقل می کرد قریب به این مضمون که ،روزی شیطان جلو حضرت مسیح (ع) ظاهر می شود و از او دعوت می کند که بگو لااله الا الله ، اما آن پیامبر خدا در پاسخ شیطان می گوید ، آن کلامیکه از دهان شیطان بیرون آید آلوده است ومن تکرارش نمی کنم. حضرت علی (ع) در جواب خوارج نهروان که شعار می دادند لاحکم الا لِله ، فرموده است كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ . من باز هم توصیه می کنم که دوستان مطالبی را که به اشتراک می گذارند منبعش را هم ذکر کنندو اگر از تراوشات ذهن خودشان هست هم معلو م باشد ،تا اثرش بر کاربران بیشتر مفید گردد.

 آزادی به روایت قرآن مجید (۹۵/۰۱/۲۲):«وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً = خداوند نوید داده به آنانکه ایمان آورده و شایسته عمل کرده اند که آنها را خلافت زمین دهد ، آنچنانکه پیش از انها به کسان دیگری خلافت زمین داد ،تا دینی را که خداوند برای آنها پسندیده است منتشر سازد و ترس انها راتبدیل به امنیت نماید ، مر اعبادت کنند و چیزی را شریک من نسازند.» ( قرآن ، س نور ، آ ۵۵ ) جملۀ آخر این آیه ، ناظر به این است که آنگاه که حکومت حقّ و خلافت الهی بر قرار می شود ، اهل ایمان از قید اطاعت هر جبّاری آزادند. ( برگرفته شده از ص ۹۲ کتاب جهان بینی توحیدی شهید مطهری رحمة الله علیه )

1+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *