KhAccent

گزیده گفتگوها (هفته پنجم دی۹۴): معلمان ماندگار ما – گویش خوانساری

موضوعات مورد بررسی در گروه تلگرامی «انجمن دانش آموختگان خوانسار» در هفته پنجم دی ماه۹۴:

موضوع۱: تاثیر گذارترین معلم دوران تحصیلتون کی بوده و چرا؟

موضوع۲: طبق احساسی که اغلب ما داریم و پژوهش هایی که در مورد خرده فرهنگ ها و زبان های محلی صورت گرفته، برخی گویش‌ها مثل گویش خوانساری به دلیل عدم انتقال از نسل های قبلی به نسل جدید در حال کم رنگ شدن هستند. آیا گویش خوانساری در حال ضعیف شدن است؟ راه حل غلبه بر این مشکل چیست؟

همچنین به دلیل اهمیت موارد زیر در جامعه، دو مورد زیر نیز به مباحث هفته اضافه شد که به دلیل کثرت مطالب تنها یک گزارش بسیار کلی و مختصر از این دو بحث تهیه شد:

موضوع ۳: برجام و نحوه استفاده از این توافق برای رونق اقتصادی بیشتر شهرمان. مباحث کلان در گروه طرح شد و مورد خاصی با منطقه ارسال نشد.

موضوع ۴: انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان در منطقه. موضوع رد صلاحیت ها مورد بحث زیادی قرار گرفت و اکثریت کسانی که در گروه نظر دادند با رد صلاحیت های گسترده اصلاح طلبان مخالف بودند.

بحث اول: ماندگارترین معلمان: 

  • آقای جعفری: من بعنوان دانش اموز دبیرستان دریانی خوانسار ازهمه بیشتر مدیون اقای عبالحسین شاکری هستم وبعد هم حاج نعمت الله محرابیان اقای شاکری جوانیش را وقف خوانسار وفرهنگ ان نمود خبلی عصه میخورد دوست داشت بچه های خوانسار به مقامی عالی برسند اقای محرابیان خبلی زحمت برای دانش اموزان کشیدند واگر ابن دو بزرگوار نبودند شاید اکث تحصیلکرده های امروزی باین درجه علمی نمیرسیدند یادی هم از اقای مرتضوی وامینی دبیر شیمی مبکنم وهمچنین محمد اصعریوکل اموزگاران ودبیران وکارکنان وقت ویادی هم از دوران دبستان اقای حاج میرزا محسن صانعی احمد اقا صانعی وبرهانی. خدا رحمت کند مرحوم حضرت ایت الله حاج اقا حسبن علوی من جند جلسه در محضر ایشان نصاب بود افتخار حضور داشتم پس همه به فرهنگ خوانساروخق بزرگی دارند بفول قدیمی ها پنجلحم را نزد بانوی محترم رضوانی ویا بقول ما خوانسارب ها چولارب یا گرفتم
  • خانم منصوری: یافتن تاثیرگذارترین معلم دوران تحصیل از بین دهها معلم مهربون، زحمتکش و گرم یکی از سختترین ازمونهای دوران عمرمنه.از معلم کلاس اول سرکار خانم غفاری صبوری و متانت رو با حرف به حرف الفبا یاد گرفتم.از معلم کلاس پنجم ،خانم بلالی، یاد گرفتم که میشه خوددار بود و سختکوش. خانم اسدی دبیر ریاضی اول دبیرستانم بودند و طعم خوش ریاضی از همون روزها توی ذهنم باقی موند و نهادینه شد .ایشون با جدیت همراه ارامش خودشون علاقه ی منو به ریاضیات مضاعف کردند. اقای ساعدی به ما هندسه درس میدادند .بعد از گذشت سالها از اون روزها ارزو میکنم یک بار دیگه روی نیمکت بشینم و اقای ساعدی با اون نخ معروف دایره بکشند و قضیه توضیح بدند. آقای بدیعی با شوخ طبعی خاص خودشون به من پشتکار و اعتماد به نفس یاد دادند. هیچوقت خط ریز و نکته های ریزتر اقای میرباقری رو فراموش نمیکنم.من عاشق ریاضی بودم.وقتی سر کلاس ایشون بودم فک میکردم چطور میشه اینهمه ریاضی دونست و اینهمه اُفتاده بود. دریک مجال دیگه از درسهای زیادی که از استادای دانشگاهم گرفتم صحبت میکنم
  • آقای منصوری به روایت خانم منصوری: از بابام پرسیدم تاثیرگذارترین معلم دوران تحصیلتون کی بوده؟ بدون لحظه ای مکث گفتند اقای تسبیحی. برای همه این عزیزان و همه معلمای مهربونم, طول عمر و سلامتی ارزو میکنم.
  • آقا حمید: خدا رحمت كند آقاي علي احساني كه معلم مقطع ابتداي ما بود كه از مشخصات منحصر به فرد ايشان هميشه در حال مطالعه بودند بسيار جدي ودلسوز وعلاقه مند به شغل شريف معلمي بودند ايشان از كلاس چهارم ابتدايي تا دبيرستان با ما بودند و در دبيرستان رياضي تدريس مي كردند انشاالله كه غريق رحمت وقرين خداوند تبارك وتعالي باشند. جهت شادي روح اين معلم فداكار بخوانيد فاتحه و صلوات.
  • آقای طریقت: با اهداء سلام وتحیت با عنایت به پیشنهاد مطرح شده توسط مدیر محترم گروه و با توجه به اینکه بنده در فرصت مناسب تصویری از دوران تحصیل را تقدیم کنم. اجازه می خواهم از دوران خدمتم اشارهء کوتاهی داشته باشم به آنچه در زیر ملاحظه خواهید فرمود ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ درزندگی ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ : « ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ» ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ . ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ . ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ . ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ . ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ.ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ. ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. ﻭ ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. پس: بیائید کودکانه زندگی کنیم. *** دوران ابتدائی در تهران خیابان (آهنگ) سابق مدرسه ( ایران نوین) یادم هست آقای عبد اللهی معلم کلاس سوم بسیار جدی سخت واستوار بو د ..ناظم مدرسه شیلنگ به دست همیشه در حال تنبیه دانش آموزان بود. البته دوره ابتدائی به قبل از انقلاب یعنی دهه ئ پنجاه برمی گردد. اما دوره راهنمائی با شروع انقلاب و مهاجرت خانواده (رجعت به وطن) در مدرسه راهنمائی ابوذر ( روبروی آموزش وپرورش) آن زمان واقع بود همزمان با شروع انقلاب و دوران راهنمائی که معروف است . به دوره شیطنت آن هم برای پسر بچه ها …. تمامی به شیطنت گذشت ……. و اما بعد یکسال در دبیرستان ( دکتر شریعتی ) زمانی بود که خانواده های پر جمعیت به اوج خود رسیده بود . بازی گوشی کِ نگو ….. آن سال ازنظر تحصیل برای من موفقیت آمیز نبود. بدین لحاظ خودم تصمیم به تغییر رشته دادم و به هنرستا ن طالقانی خوانسار در رشته برق ……… حالا تاثیرگذارترین معلمان من در زندگی با عرض ادب به تمام آموزگارانی که داشتم و قدردانی از زحمات اونها 🙏 بویژه اساتید محترم که بسیار پُر خاطره بوده وهست ( مهندس حبیبی ) از گلیایگان مدیر دهه ئ ۶۰ هنرستان خوانسار بسیار برای من تاثیر گذار و با نفوذ بود……… البته همانطر که می دانید در دهه ی ۶۰ ایران سراسر به دفاع مقدس مواجه شده بود که من هم بی نصیب نبودم همزمان باتحصیل گاه گاهی در جبهه حضور پیدا می کردم .. سپس دوران دانشگاهی شروع شد که تمامی این دوران وسپری کردن تربیت معلم و مابقی آن در تهران گذشت که امیدوار در مجال دیگری به شرح خاطرات وتاثیرات آن نصیبم گردد. اِن شا الله محمد مهدی طریقت.
  • آقای میرباقری: اما معلم و یا معلمین عزیزی که همواره یادشان با من است . کلاس اول ابتدایی مدرسه محمدی یا اسلامی، جناب آقای خلجی. نمیدونم الان کجاست چکار می کنه ،اما خدایی اش معلم خوبی بود. در طول دوران تحصیل همیشه یادش بودم و نکته ی جالبتر این که اکثر دوستانی که در آن سال با من بر سر کلاس این معلم توانا و آگاه بودند با مشکل دیکته در سالهای دیگه هم روبرو نبودند. و باز جالبتر این که سال ۵۷ که من کلاس اول بودم سه ماه هم تعطیلی مدارس داشتیم به دلیل وقوع انقلاب. سالهای بعد کسی رو به یاد نمیارم اما یادی کنم از مرحوم حاج آقا ساعی که در دوره ی راهنمایی به ما دینی یاد می داد. نکته ی جالب این ماجرا بیشتر این بود که ایشان هم معلم من و هم معلم برادرم و هم معلم پدرم بودند. خدا رحمتشون کنه  به دلیل مسافرت به تهران دوسال اول دبیرستان رو هم اگه خاطره ای داشته باشم شاید از حوصله ی دوستان خارج باشه  اما بعد سالهای طلایی سوم و چهارم دبیرستان ابتدای امر خواستم فقط از یک نفر نام ببرم اما دیدم هر کدام از بزرگوارانی که طی این دوسال همراهشون بودم یکی از یکی تاثیر گذارتر و عالی تر بودند.از جناب حاج مجتبی صانعی عزیز که خداوند سلامت بداردشون تا جناب نقبایی و توحیدی از خصال استاد خوبم میر باقری تا روش تدریس بی نظیر جناب بدیعی
    از خونسردی آقای براتی که فیزیک را فیزیکی درس می دادند تا جوش و خروش معلم عزیزم آقای مهدوی از جوانمردی آقای حاج زکی تا شیک پوشی آقای مومنی معلم زباناز تحلیل هندسی فضا توسط آقای ساعدی تا متانت و وقار جناب توحیدیهر کدام از بزرگوارانی که نام بردم برایم یک دنیا خاطره و انگیزه به جا گذاشته اند. اما در کنار این عزیزان یادی هم می کنم از معلم شیمی سوم دبیرستان آقای رضایی که گلپایگانی بودن و الحق توانا.اما حالا که مغزم روی مدار خاطرات گذشته سیر می کند حیف است که یادی هم نکنم از دوست و برادر عزیزم مهندس مهرداد ایمانیان فرد که در اثر واقعه ی تصادف در آخرین روزهای خدمت سربازی ما را تنها گذاشت و به دیدار حق شتافت. اگر نام عزیزی را از دوره ی دبیرستان جا انداختم نه از روی عمد که بل از روی سهو و حواس پرتی است . چرا که برای من دوسال آخر دبیرستان در دکتر شریعتی بهترین سالهای دوران تحصیلم بود. و دست یکایک این عزیزان را می بوسم.
  • آقای میرزائی: جا داره من اینجا از استاد خودم که اتفاقا در گروه هم هستند قدر دانی کنم. کسی که وقتی من دانشگاه قبول شدم یه قرآن زیبا که صفحه ی اولشو با خط خودشون به یادگار برای من نوشتن ، دادن و اون جز بهترین خاطرات زندگی من بود و هست و این استاد گرانقدر کسی نیست جز استاد بهرام شاهوردی خواهش دارم برای سلامتیشون یه صلوات بفرستید…. البته جا داره از بقیه ی معلمانم چه خوانساری و غیر خوانساری نیز تشکر کنم. از همشون ممنونم
  • آقای صرامی: اولین جمله ای که ما دراول دبستان می آموزیم چیسٺ؟ “بابا آب داد” بابا نان داد… می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در دبستان یاد می گیرند چیست؟ “من میتوانم بخوانم وبنویسم ” . واولین جمله ای که ژاپنی ها یادمیگیرند : “من باید بدانم” شاین یعنی: “فقر فرهنگی “
  • استاد میرباقری: سلام ، آقای عبدالحسین شاکری، رئیس دبیرستان دریانی ، که برای ما ریاضی هم تدریس می کرد. به دلیل وقار و اباهت و تسلط بر درس و خلاصه گویی بدون حاشیه های زائد و دوستی خالصانه ایکه در عمل نسبت به دانش آموزان ابراز می داشت. خدا به ایشان سلامتی و عمر طولانی عطا فرماید. همچنین حاج آقا مجتبی صانعی ، که در دوره ابتدایی معلم من بود ( دبستان رهنما، چهارباغ ) به دلیل دیانت و صداقت و عشق به درس و علاقه به دانش آموزان و خلوص و یکرنگی که در تمام اعمال او هویدا بود. همچنین گرامی میدارم یاد مرحم آقا مجتبی محرابیان ، مدیر با جذبه و دلسوز و مؤدب و سخت کوش دبستان رهنما چهارباغ را. خدا رحمتش کند و با اولیاء الهی محشور باد…
  • آقای سعیدی: بعضی از واژه ها آنقدر قابل احترام و مقدسند و خوبند که امکان انتخاب بین آنها سختند. خیلی با این سوال تکراری از بچه ها مواجه شده ایم که پدر را بیشتر دوست داری یا مادر را و اکثرا جواب هردو را می شنویم که درست هم هست.قابل احترامترین واژه ای که می شناسم معلم است و از بین همه این خوبان که هم نام و هم خاطرات خوب تک تکشان در ذهنم حک شده است انتحاب برایم کار سختی است. حتی خاطره تنبیه معلمان عزیزم به خاطر شیطنتهای زمان کودکی و نوجوانی برابم شیرین است.ضمن تقدیم احترام برای تمامی دست اندرکاران فرهنگ و آموزشم خوانسار که آنها را دلسوز ترین،مهربانتربن وبهترین در سطح کشور می دانم نام تمامی معلمان عزیزم که همبشه محبت ها و مهربانیهایشان را در فکر و ذهنم مرور می کنم ذکر می کنم .آقایان جواد امینی،جواد شریعتی ،جعفر توحیدی (شاه کرم ) ،علی آقا دهاقین،سجادی ( اهل اصفهان) ،هدایتی و مرحوم مرتضی میر صانع مدیر مدرسه در دبستان امیر کببر وادشت بودند.در دوره راهنمایی مرد نجیب و مهربان آقای ایرانپور مدیر مدرسه آقایان یار احمدی معلم علوم،رحیم امینی ریاضی،جواد شریعتی ادبیات،جواد امینی دینی و قرآن،قاسمی (اصفهان) زبان انگلیسی،سوفسطایی (اصفهان)جغرافیا ،میرزایی ورزش و مرحوم عباسعلی امبنی ناظم مدرسه بودند.دردبیرستان اقایان قربانی ادبیات،خسروی دبنی ،مرحوم علی احسانی فیزیک و زبان،مرحوم محمود شانه ای ریاضیات،پاشا توکل ناظم،نیکنام ورزش ،عبدالحسین شاکری رئیس دبیرستان و علم جبر، و در سالهای دوم به بعد آقایان حسین میرباقری(همینجا به ایشان عرض ادب می کنم) مثلثات ،حیدر ساعدی هندسه ،براتی فیزیک،ساجدی ادبیات،محراببان شیمی،منصور فرهادی ورزش و در مقطعی مرحوم ساعی دینی دری می دادند . خاطرات بسیار شیرینی از همه این عزیزان دارم و برای رفتگان ذکر شده در بالا رحمت و مغفرت آرزو می کنم و برای تمامی اساتید.
  • آقای صاحبی: تاثیرگذارترین معلمان من در زندگی با عرض ادب به تمام آموزگارانی که داشتم و قدردانی از زحمات اونها  بویژه اساتید حاضر در گروه آقایان میرباقری، رضایی، محرابی (ان شاء الله اسمی رو فراموش نکرده باشم) دو نفر بودند: 🌺اول معلم کلاس سوم تا پنجم ابتدایی-دبستان شهید عصاری: آقای محمد صانعی که به معنای واقعی کلمه به ما درس زندگی می داد. ما رو علاقه به مطالعه کرد و اطلاعات عمومی همه رو بالا برد به طوری که بچه هایی که از کلاس دوم تا پنجم با ایشون بودیم همه موفقیت تحصیلی خوبی داشتیم. یادم هست بارها می‌شد مثلاً دیکته داشتیم، آقای صانعی یک جمله املا به ما می گفتند و می رسیدند مثلاً به اسم فردوسی، بعد تا آخر زنگ یه داستان جذاب از شاهنامه رو برامون تعریف می کردند یا بحث هایی که از معرفی سلول های ژنتیکی به زبون ما بچه ها رو داشتند هنوز یادمه.  🌺دوم هم دبیر شیمی اول تا پیش دانشگاهی: آقای بدیعی عزیز که مهمترین درسی که از ایشون گرفتم سخت کوشی بود. جدا از روش تدریس عالی و نکات کنکوری و … که مورد توجه همه است به نظر من استاد گرامی و عزیز ما آقای بدیعی سال اول دبیرستان که فرمول نویسی شیمیایی رو درس می دادن، روز شنبه که شیمی داشتیم می گفتند از روی هر کدوم از فرمول ها باید ۵۰۰۰بار بنویسید. ما دوشنبه که دوباره شیمی داشتیم باید یه دفتر صد برگ رو پر از فرمول مر کردیم. یادمه شنبه خیلی قضیه رو جدی نگرفتم ولی یکشنبه عصر تا چهار صبح بیدار بودنم و فرمول ها رو نوشتم. چون همه دانش آموزها از روی احترام و علاقه می خواستند این فرمول ها رو بنویسند. این اولین باری بود که یاد گرفتم برای رسیدن به یه هدف باید نهایت تلاش رو کرد. سایر اسامی معلمان من: (اگر اسمی از قلم افتاده پوزش می‌طلبم): دبستان شهید عصاری – کلاس اول آقا محمد چلویی. خاطرات زیادی از کلاس اول دارم. از جمله فرار روز اول از مدرسه به دلیل ترسی که دوست و همبازی و همسایه‌مان داش عظیم در جانم انداخت. روز اول در مدرسه که رسیدیم دیدم مدیر مدرسه آقای امامی توی حیاط مدرسه داشت می‌رفت سراغ یکی از بچه‌ها می‌دوید تا تنبیهش کند و عظیم هم گفت که پارسال گوش یکی از بچه‌ها را کنده! من هم از ترس پا به فرار گذاشتم و… آقای چلویی گرفتن مداد را اینگونه به ما یاد دادند که انگشت شصت پتوی مداد است و انگشت اشاره متکا و انگشت سبابه تشک. ببخشید! خاطره نویسی نکنم که مطب طولانی نشود. کلاس دوم: آقای نعمتی. کلاس سوم تا پنجم: آقا محمد صانعی. مدیر: آقایان امامی و اشرف الکتاب – ناظم مهربان: آقای رضایی – دفتردار: آقای رمضانپور – آبدارخانه: آقای سپیددشتی – ورزش: آقای شجاعی  – راهنمایی ابوذر: فارسی: آقا تقی بهشتی – عربی: آقای شاهوردی – ریاضی: آقا حسن صادقی – زبان: آقای رادمنش – علوم: آقای محرابی – حرفه و فن: آقایان میرزایی و حبیبی – تاریخ و جغرافی: آقایان ملک محمودی و صادقین – قرآن و دینی: آقای صادقی – ورزش: آقایان سعید صادقی و بهرامی. مدیر: آقای مهرداد فرهی و ناظم: آقای پرویزی – پرورشی: آقای شهریاری    – دبیرستان دکتر شریعتی: ریاضی: آقایان پرویز هدایتی، حسین میرباقری و مهدوی – شیمی: آقای بدیعی – فیزیک: آقایان براتی و قاسم دهاقین – زبان: آقایان یگانه (اصفهان)، رادمنش و محرابی – فارسی: آقای رضاعلی رضایی – تاریخ: مرحوم میرزایی – قرآن و دینی: آقایان مهدوی و رستگارفر – عربی: آقای صانعی – اجتماعی: آقای شفعتی – هندسه: آقای ساعدی – کامپیوتر: آقای هدایتی – جغرافی: آقای عبدالرضا دهاقین – زیست شناسی: آقای رضایی (اهل کاشان) – تربیت بدنی: آقای حاجی زکی. مدیر: آقایان جعفر توحیدی و علی صبوحی و معلمی(پیش دانشگاهی) و ناظم آقایان تقی نقبایی و تقی بهشتی و عربی(پیش دانشگاهی) آزمایشگاه: آقای منصور فرهادی – آبدارخانه: مرحوم میرزا اله وردی – سرایدار: آقا حشمت ابراهیمی – دفتردار: آقایان سعادت، مسعود نیک پور، بهرامی – مشاور: آقای شاهی – پرورشی: آقای امینی – دفاعی و راهنمای دروس: آقای بهارلویی.
  • آقای زرتابی: معلم بزرگواری که به من خواندن و نوشتن آموختند آقای لطف ا… حاج شریفی بودند و همسر ایشون معلم مهربان خانم هاشمی معلم سال دوم.سال سوم ابتدایی معلم صبور سرکار خانم اردویی(همسر اقای حیدر ساعدی) و معلم سال چهارم خانم علوی. با احترام به همه معلمین دوره راهنمایی بی شک بهترین آنها آقای حشمت ساعدی بودند که پایه گذار دانش ریاضی بنده بودند.در دوره دبیرستان افتخار اینو داشتم که ۴ سال شاگرد آقایان بدیعی(شیمی)،میرباقری(ریاضی،جبر،حسابان)،دهاقین(فیزیک) باشم.همچنین آقایان رادمنش و محرابی نیز دبیران زبان اینجانب بودند.قطعا هیچگاه کلمات و دلگرمی های آقای بدیعی از یاد ما پاک نخواهد شد.ما میتونیم ما میتونیم،باید کار کرد،بهترین رشته بهترین دانشگاه،رقبای سختی داریم،ما باید در هر جا بهترین باشیم.همچنین به شخصه روش حل تمرین آقای میرباقری نظم دهنده زندگی من بوده.(به طور مثال ترسیم معادله درجه سوم یا تعیین علامت که آقای میرباقری اصرار داشتند به ترتیبی که ایشون میگن حل کنیم) و البته در دوران دانشگاه متوجه علمی میشبم که آقای میرباقری به ما یاد دادند.

بحث دوم: 

  • آقای سعیدی: در مورد گویش خوانساری و خطرات احتمالی منزوی شدن یا خدای نکرده منسوخ شدن آن به دلیل کمتر استفاده شدن توسط نسلهای جدید نکاتی را به عرض می رسانم: ۱-گویش و زبان یکی از کلیدی ترین عناصر فرهنگی هر قوم و ملت و قبیله ای است و فرهنگ وابستگی شدیدی بخ زبان و گویش دارد. ۲-از نظر تنوع در گویش و لهجه هیچ شهری را مثل خوانسار سراغ ندارم.  وجود گویشهای مختلف در محله های خوانسار و دهات تابعه گویای این مطلب است بیدهند،بابا سلطان،هرستانه قودجان تیدجان گویشی دیگر دارند، خم پیچ و رحمت آباد و… گویشی دیگر، سنگ سفید و دوشخراط ترکی خاص که دلایل این تنوع هم مشخص نیست. ۳-متاسفانه از حدود ۴۰ سال پیش ورود یک سری کلمات پر کاربرد از فارسی به خوانساری شروع شد(مثل بابا به جای آقا یا آقاجان و مامان به جای آجی خوشبختانه هنوز به پاپی و مامی نرسیده ایم )بعد از آن فارسی حرف زدن با بچه ها در خانه معمول شد. ۴-گویشها معمولا بخش گفتاری و نوشتاری دارند که در بخش نوشتاری نوشته های موجود بسیار کم است و به همین دلیل پشتوانه لازم برای ماندگاری وجود ندارد لذا این واقعیت تلخ را باید پذیرفت که ممکن است طی دو سه نسل آینده این گویش زیبا که خود موجب وحدت و یکدلی است از بین برود.
    اما پیشنهاد کارهایی که می توان انجام داد:
    -به دلیل ریشه قدیمی این گویش و تنوعی که در نقاط مختلف آن وجود دارد می تواند موضوعات خوبی برای پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته های جامعه شناسی،تاریخ و ادبیات باشد که در صورت انجام این امر میزان استفاده از گویش در رده های مختلف سنی و تحصیلاتی قابل سنجش است و به شیوه علمی می توان سرعت متروکه شدن را سنجید و روشهای علمی برای جلوگیری از این موضوع پیشنهاد کرد .لذا دوستانی که با دانسگاهها ارنباط دارند می توانند این مسئله را طرح کنند و یا می شود مستنداتی را تهیه و با چند دانشگاه معتبر مکاتبه کرد.
    -استفاده از ابزار چند رسانه ای می تواند تاثیرات مثبت فراوانی داشته باشد ساختن فیلمهایی مثل شب چله( با محتوایی کیفی تد) و ساختن کلیپ های کوتاه،انیمیشن آوازهای محلی و… بسیار مفید است-
    -آخربن پیشنهاد مستند و مکتوب کردن هرآنچه در سینه معمرین و بزرگان است.
    از اشتباهات تایپی به دلبل اینکه نمی توانم ویرایش مجدد بکنم عذرخواهی می کنم
  • آقای طریقت: اجمالاً عرض کنم در باره این موضوع مطرح شده (دلیل عدم انتقال از نسل های قبلی به نسل جدید در حال کم رنگ شدن هستند. آیا گویش خوانساری در حال ضعیف شدن است؟ راه حل غلبه بر این مشکل چیست؟ به نظر میرسد چنانچه موضوع بدین منوال مطرح می شد بهتر بود که( آیا گویش خوانساری در حال تغییر کردن است ؟ راه های تغییر بهتر کدام است ؟ انتظار می رود به مرور زمان انسان ( عقل ، شعور ، معرفت و انسانیت….) متحول گردد. هر روز انسان اگر با روز قبل برابر باشد این انسان دچار خسران و زیان شده است . تمدن بشری با استفاده از تکنولوژی در حال پیشرفت به وضوح بیانگر تحولات در همه ابعاد ( مادی و معنوی ) را در پی دارد . ما می بایست راه حل بهتر زیستن را تجربه کنیم مشکلات جامعه ی بشری به نظر می رسد گویش های محلی و منطقه ای نباشد ، مشکلات ( مادی ومعنوی ) مهمتری از جمله ( معیشت ، فرهنگ متعالی ، اخلاق نیکو، عطوفت ومهربانی ، درک همنوعان و…)از جمله مشکلاتی به نظر می رسد که جوامع امروزی باید به آن توجه و عنایت بیشتری مبذول نمایند .
  • صفحه ۱۰ از کتاب خُلدِستان ( در باره خوانسار):   از آنجائی که رسانه های گروهی از قبیل رادیو ، تلویزیون،مجلاتو روزنامه هاو آموزش های سراسری و کلاسیک نقش عمده ای در تحولات  فرهنگی دارد. تغییر وتبدیل آنچه در قدیم ویژه ومرسوم نقطه ای یا منطقه ای را از منطقه  دیگر مُنفک (جدا) می ساخت دیکر منسوخ شده و روز به روز رسانه ها و آموزش ها در نزدیک کردنفرهنگ وآداب ورسوم تاءثیر قابل ملاحظه ای را به اجرا ء خواهند گذاشت … .
  • آقای توکلی: در مورد سوال دوم برای بنده خیلی جالبه که گویش خوانساری هر چه به سمت شمال خوانسار حرکت کنیم کمرنگتر می شود و تا وادشت و ارسور مردم خوانساری صحبت می کنند ولی از سونقان به بعد بسیار کمرنگ می شود.  و در خانواده ها اصلا خوانساری صحبت نمی شود و کلا این گویش را بلد نیستند و فقط بصورت محدود معنای آن را متوجه می شوند. ولی در وانشان مردم خوانساری را البته با لهجه ای کمی متفاوت صحبت می کنند.به نظر شما علت چیست؟
  • خانم سعادت: در مورد موضوع ۲ هفته ،به نظر بنده باید کلاسی در رابطه با گویش خوانساری برگزار شود، من خودم به شخصه خیلی علاقمند هستم فکر میکنم خیلی از همشهری های عزیز نیز از برگزاری این کلاس اسقبال کنند.
  • آقا صاحبی:  اشاره ای می توان داشت به زبان آذری که ترک ها تعصب زیاد و خوبی روی این زبان دارند به گونه ای که مثلاً اگر در تبریز به مغازه ای بروید و فارسی صحبت کنید ممکن است فروشنده جواب شما را ندهد مگر اینکه مطمئن شود آذری نیستید! مدارس هم بستر خوبی برای ترویج گویش ها و زبان ها هستند. مثلاً آموزش و پرورش یا کانون های فرهنگی می توانند کلاس فوق العاده زبان خوانساری و دستور زبان آن برگزار کند.
3+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *