مقدمه:
امیر صانعی، سید حجت الله توکلی و سید علیرضا صاحبی- بسم الله الرحمن الرحیم؛ ضمن تشکر از شما بابت وقتی که در اختیار ما قرار دارید و در راستای فرهنگ پاسخگویی مسئولین ما مزاحم شما شدیم … مستقیم سر اصل مطلب میریم… شما مقدمه رو بفرمایید تا سوالات رو شروع کنیم.
آقایان رضا دهاقین رئیس محترم اداره و خسرو دهاقین، معاون محترم آموزشی- بسم الله الرحمن الرحیم؛ بنده هم عرض سلام و خیر مقدم دارم خدمت شما دوستان محترم و از اینکه شما هم وقت گذاشتید و تشریف اوردید کمال تشکر رو دارم.
| جذب مشارکتهای مردمی پارسال ۳۵۰میلیون تومن بود!
*** *** یکی از مهمترین خروجیهای آموزش و پرورش مهارتهای پژوهش مغفول مانده بود! |


فایل های صوتی گفتگو با زمان حدود ۲ساعت را از پیوند زیر بشنوید با در ادامه متن گفتگو را مطالعه بفرمایید:
پرسش۱- اولین سوال ما که بیشتر از همه در گروه مورد تاکید قرار گرفته بود و اعضا پیگیری کرده بودند، استفاده از دبیران بازنشسته بود و اگر بخواهیم به صورت کلیتر سوال بپرسیم این میشه که . جایی که بین مصلحت دانش آموزان و آیین نامه اجرایی آموزش و پرورش باشید، کدام یک را انتخاب میکنید، به صورت خاص امکان به کارگیری دبیران بازنسته وجود دارد؟
پاسخ۱: خدمت شما عرض کنم راجع به دبیرهای بازنشسته اونچه که در اختیار ما هست و خود اداره کل مجوزش رو صادر میکنه تا جایی که ما کمبود داشته باشیم ازشون استفاده خواهیم کرد.آیا رشته خاصی مد نظرتونه یا اینکه همه رشتهها؟
ادامه پرسش۱: اجازه بدید یک جور دیگه قضیه رو بگیم، آقای صانعی پرسیدند که آیا شما قایل به بهتر بودن دبیرهای الان هستید یا دبیران دهه۶۰و۷۰ (که بازنشست شدند)؟ این میشه پیش نیاز و مقدمه اون سوال.
ادامه پاسخ۱: خب مسلماً دبیری که ۳۰سال کرده کوله باری از تجربه است. من فکر میکنم آموزش و پرورش یک هرم وارونه است. به جای اینکه ما آخر کار از تجربیات دبیر استفاده بکنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم باید دبیر بازنشسته بشه. برعکس دانشگاه ها که از این پتانسیل استفاده میکنند. شاید بگیم که منطق توجیهش این هست که نمیتونیم بیایم دبیرهای امروز رو تخطئه بکنیم که سواد ندارند. هرکسی بنا بر رشته و تجربیاتی که داره و علمی که به دست آورده، مطمئناً در جایگاه خاص خودش مورد تقدیره. اینکه ما خط قرمز بکشیم که دبیرای بازنشسته باسوادند و دبیرای امروز کم سوادند یا بیسوادند، من نمیتونم براش توجیه داشته باشم. هرکس در رشته خاص خودش حرف برای گفتن داره، هرچند که شدت و ضعف هم خواهد داشت. یعنی اینکه ما مسلماً بگیم فلان دبیر حرف اول رو میزنه شاید در منطقه ما اینطوری باشه اما وقتی در جمع کلی قرار بگیره ]اینطوی نیست[ و نه اینکه در منطقه در جاهای دیگه هم که ما کنکاش میکنیم میبینیم که با توجه به بضاعتی که ما داریم تو منطقه، دبیرامون از لحاظ علمی بد نیستند ولی تجربیات دبیران گذشته رو هم هیچ وقت زیر پا نمیگذاریم. حالا این دیدگاه من بوده.
ادامه پرسش۱: رشتههایی شیمی، ریاضی، فیزیک، ادبیات و … ما دبیران خیلی قوی داشته باشیم که در سطح کشور هم شاید حرف برای گفتن داشته باشند که عملاً هم اینجوری هست طبق شواهد.
ادامه پاسخ۱: قضاوت این امر رو ما به خود دانشآموز میسپاریم که آیا در رشته خاص اون دبیر تجربه و سواد لازم رو داره یا نه. اون وقتی که ما درس میخوندیم دبیرای محترم بهترین بودند ولی از دیدگاه دانشآموزها شاید اینطوری نباشه، چون این دانشآموزی که با دبیر داره طرح مبحث میکنه و به هر جهت درس رو یاد میگیره. خدمت شما عرض کردم که ما بیایم یک خط کش بگذاریم. با توجه به شرایط زمانی همه دبیرها قابل تقدیرند و همه تجربیاتشون رو به همین شکل باید روش صحه گذاشت. در زمان فعلی هم با ت.جه به اینکه کتابهای درسی عوض شده، نوع نگاهها به دبیرها و مباحث علمی تغییر پیدا کرده. شما اگر مثلاً در درس ادبیات نگاه بکنید، میبینید یک سری مباحثی مطرح شده بود که شاید به درد دانشآموز نمیخورد. یک سری محفوظات که فقط شاید برای شب امتحان جوابگو بود و شاید بعضی کتابهایی که طراحی شده بود خود معلم در بیان کردن برخی مطالبش میموند. من میتونیم کتابی برای شما معرفی بکنم در رشته علوم انسانی که اگه معلم ۱۰بار هم بخونه برای خودش توجیه شده نیست. اومدند یه کتاب قدیمی رو ترجمه کردند و در اختیار معلم و دانشآموز قرار دادند، نه دانشآموز متوجه میشد و نه معلم. شاید چون کتاب مشکل بوده من محصل میگفتم معلم سواد نداره. ولی امروز دیگه اینطوری نیست و کتابها یه مقدار نگارشش سادهتر شده ومسلماً برداشتی که محصل از معلم داره برمیگرده به مطالعه خودش. خیلی وقتها معلم تلاش میکنه امّا مخاطب که دانشآموز باشه اون کشش رو نداره. اینه که اشاره میکنه که روش کارش اشتباهه یا در توانش نیست اونچه که من خواستم رو بیان کنه.
ادامه پرسش۱: اگر یه مقدار صریحتر بحث کنیم وعمیقتر بشیم در این زمینه مثلاً ما یه مورد رو داشتیم که (یکی از دبیران بازنشسته محترم) گفتند که «من برای دانشآموزها کلاس رایگان برگزار کردم و حالا اون مطالبی بود منتقل کردم ولی بعد که دبیر خودشون متوجه شد خیلی خوشش نیومد و طبیعی هم هست چنین واکنشی. بالاخره یه جورایی الان اولیت های اقتصادی ممکنه زندگی همه رو تحت تاثیر قرار بده به گونه ای که بگه حق منه که کلاس فوق العاده و کلاس کنکور داشته باشم و یه مقدار ناراحت بشه و قدیم هم چنین بحثهایی بود شاید. من یادمه زمانی که ما (دبیرستان) درس میخوندیم بعضیها (برای برخی درسهای) میرفتند گلپایگان و برخی میگفتند چرا میرند … انسانها هم اغلب به دنبال فرافکنی و مقصریابی هستند یعنی وقتی نمرهاش خوب میشه میگه نمره رو گرفتم و وقتی بد میشه میگه نمره رو بهم دادند. شیاد بعضی از ما هم فکر میکردیم کم شدن نمرهمون به خاطر بیرون کلاس رفتن بوده. آیا شما قایل به همچین چیزی هستید و آیا دبیرها همچین کاری رو باید بکنند؟ نباید بکنند؟ یا از این پتانسیل رایگان میشه استفاده کرد.
ادامه پاسخ۱: شاید دیدگاه قبلی این بوده که دانشآموز اگر جایی نمره کم میآورد فکر میکرد معلم گروکشی کرده ولی امروز اینطوری نیستش. با توجه به آموزشگاههایی که احداث شدند و دوستانی که دنبال اموزشگاه های آزادند من فکر میکنم اون دیدگاه ها که قبل بوده الان وجود نداره؛ چون مسلماً هر دانش آموز دنبال اینه که بهره کافی رو بگیره. حالا اگر بعضی دوستان همچین دیدگاهی دارند من دیدگاهشون رو هیچ وقت تایید نمی کنم. اگر دانش آموز فراتر از آنچه که توی کلاس میخواد یاد بگیره – ما اعتقاد داریم که توی کلاس درس نمیشه همه مطالب رو به دانش آموز یاد داد، چون زمان اچازه نمیده که معلم بخواد هم درس بده، هم پرسش کلاسی داشته باشه و هم تمرین حل کنه از کیفیت کار کم خواهد شد- اینه که هر دانش آموزی مختاره که بره بیرون و کلاسهای فوق برنامه ای که هستش و کلاسهایی که فکر میکنه تاثیر گذاره بر روی روند کارش استفاده کنه و همچین دیدگاهی بین دبیرای ما الان وجود نداره. اونی که فرمایش کردید در بخش فوق برنامه بخشنامه ای که اومده اینه که از ظرفیت دبیران شاغل استفاده بشه. هرچند که شاید ما الان داشته باشیم تو برخی آموزشگاهها –که البته در خونسار کمتره چون خیلی آموزشگاه نداریم، اما گلپایگان خیلی بیشتره- دبیرای بازنشسته استفاده کردند. هرچند شاید مباحث زمان گذشته با امروز یه مقدار متفاوت باشه. شاید اون زمان همکار بیشتر روی تست کار میکرد ولی امروزه اگر شما سوالهای کنکور رو نگاه کنید همه مفهومیه. ما باورمون بر اینه که دانش آموز باید عمیقا، متوجه بشه و نه اینکه چهارتا تست رو حل کنه و بگه این دبیر خوبه. البته منکر آشنایی با اصول تست زنی هم نیستیم.
ادامه پرسش۱: الان مشخصاً در تکمیل سوال حرفی که آقای میرباقری طرح کردند اینه که چرا از دبیر شیمی مثل آقای شاهوردی یا دبیر ریاضی مثل آقای مهدوی و خودشون و یه سری اسامی دیگه مثل آقای براتی، ایران پور، ساعدی و خیلی های دیگه چرا ازشون استفاده نمیشه که حتی رایگان هم حاضر به همکاری هستند، چرا استفاده نمیشه؟ …
ادامه پاسخ۱: عرض کردم کلاس های تقویتی، جبرانی و فوق برنامه که از طرف آموزش و پرورش برگزار میشه شیوه نامه ای که ارسال شده، اولویت با همکاای شاغله و تعریفی نشده که ما از دبیرهای بازنشسته استفاده کنیم. البته ناگفته نمونه در جاهایی که ما با کمبود دبیر مواجه بودیم از این پتانسیل استفاده شده… الان مجوز آموزشگاه های علمی آزاد داده شده و اونجا میتونند از نیروهایی که هستند استفاده بشه. ضمن اینکه ما تو خیلی از دروس مازاد هم داریم. یعنی دبیری داریم که در متوسطه دوم بوده و با تجریه هم بوده، امّا علیرغم میل باطنی خودش نمیتونیم استفاده بکنیم با توجه به امتیازاتی که همکاران ما در قسمت و بخشس خودشون در تقسیمات اول سال دارند… لذا در آموزشگاه های علمی آزاد یا جاهایی که کمبود داشته باشیم میشه از دبیرای بازنشسته استفاده بشه.
ادامه پرسش۱: یعنی شما مشخصاً از این دبیرها در فضای مدرسه استفاده نمیکنید؟
ادامه پاسخ۱-معاون آموزشی اداره: در تکمیل صحبتها ببینید اصلن آموزش و پرورش برای مدارس فوق برنامه تشکیل نمیده. بحث فوق برنامه قاعدهاش اینه که طبق بخشنامهای که جناب دهاقین فرمودند در اولیوت اول معلم شاغل در اون مدرسه استفاده بکنه و درصورتی که اون معلم ها نخواستند میتونه از معلم های دیگه استفاده بکنه با رعایت جنسیت و در عین حال پیشنهاد دهنده مدرسه است و صادر کننده مجوز آموزش و پرورش. ما الان داریم همکار پیشکسوتی که مدرسه معرفی کرده و ما موافقت کردم و صادر شده ولی ما نمی تونیم به مدرسه تحمیل بکنیم که دبیر پیشکسوت رو استفاده کنید و ضمن اینکه آقای میرباقری تدریس کردند. امّا اونی که گفتید دبیر ناراحت شده یا نشده، شاید دبیر اومده از حق قانونی خودش استفاده کنه. حالا ما اینو نمیپسندیم ولی نمیتونیم به دبیر بگیم شما خلاف بخشنامه عمل بکن و تدریس انجام نده. اما این رو اضافه کنم که در حال حاضر چهار تا مجوز آموزشگاه علمی در سال جاری در حال صدور هستش و اتفاق خوبیه. قطعاً وقتی همکارای محترم مراجعه بکنند به هر کدوم از اینها همینجوری که فرمودید خیلی ها هم حاضرند رایگان کار کنند، فرصت خیلی خوبیه، چون به هر حال اینها هم جزئی از آموزش و پرورشند. یعنی زمینه کار براشون فراهمه به راحتی و وقتی دانش آموز بدونه که این همکار پیشکسوت در فلان قسمت داره کار می کنه در صورتی که تمایل داشته باشه حتماً مراجعه می کنه.
پرسش۲: چون سوال ها رو به ترتیب تواتر طرح در گروه و تکرار بیشتر در گروه می پرسیم و اینکه ممکنه مرتب نباشه به این خاطره. سوال بعد در مورد قبولیهای کنکور به این صورت طرح شده که یکی از برنامه هایی که مشخصا در سخنرانی روز معارفه خود داشتید ارتقا سطح آمار کنکور بود. تحلیل خود شما از آمار قبولی های پارسال چیست؟ پیش بینی شما برای آمار قبولی های امسال چیست؟
پاسخ۲: … سال گذشته تقریباَ رشد ۱۰۰درصدی رو در کنکور داشتیم. آماری که ارائه شده و ما هم خودمون ننوشتیم، اونچه که مشاهده میشه و قیاس میکنیم با سالهای گذشته –ناگفته نمونه که تمام تلاشهایی که دوستان انجام دادند قابل تقدیره- چون بحث کنکور یه بحثی هست که درسته ما باید دنبال کار باشیم، مقدماتش رو فراهم کنیم، شرایطی که لازم هست رو مهیا بکنیم از لحاظ استفاده از دبیران با تجربه و نیروهایی که واقعاَ آشنا باشند با شیوه تست زنی و این هم سن نمیشناسه که بگیم کسی که۵۰ سال کار کرده در امر تست قویتره و نیروی جوان ناتوانتره، ما الان داریم تو مدارس شهر که این اتفاقات داره میفته و سرمایهگذاری خانوادهها رفته به این سمت که بتونند آینده و شغل پیشبینی شده بچههاشون رو در کنکور ببینند، حالا این رویکرد رویکرد خوب و فکر خوبیه اما در دبیرستان شریعتی در بعضی در دروس که خود بچهها خواستار کار بودند داریم براشون کلاسها رو تشکیل میدیم. کلاسهای مشاوره تحصیلی براشون داریم. در انتخاب رشته و تعیین رشته ما خودمون اینجا پایگاه داشتیم سال گذشته که با استقبال بچهها و خانوادههای محترم روبرو شد و خیلی هم عالی بود و بازخوردش رو گرفتیم. نهایتاَ اینو عرض کنم خدمت شما که اونچه که به عنوان یک فرایند برای کنکور است، دانش آموزای ما هستند. شاید خیلی دوستان بیاند ادعا بکنند که ما رشد صد درصدی رو برای سالهای آینده یا ۱۰سال آینده رقم خواهیم زد. قابل پیشبینی کردن هست اما به شکل کلی ]و قطعی[ خیر. شما حساب کنید مثلاَ امسال دانش آموزایی که پیش دانشگاهی درس می خونند همشون رتبه های عالی دارند. میتونم به جرات بگم ۱۰نفر در کنکور رشته پزشکی قبول خواهند شد، حالا اینکه می گم در کنکور با توجه به اینکه کنکور اون وجاهت خودش رو از دست داده و دانشگاه های آزاد در کنار دولتی که یک بخش کاره و غیرانتفاعی و پیام نور و جاهایی که … میگند شما کنکور نده ولی بیا سر کلاس درس. اونچه که شاید مد نظر شما بوده قبولی در دانشگاههای دولتیه و رتبههای زیر ۱۰۰۰٫ سال گذشته این اتفاق افتاده و منم برای خودم مصادرش نمیکنم چون از سه سال پیش شاید این قدمها برداشته شده. مدیران محترم آموزشگاهها و مدیریت مجموعه آموزش و پرورش و دوستانی که در کنارشون بودند همه فعالیت کردند و این برند رو به دست آوردند ولی ما هم دنباله رو کارهایی بودیم که انجام شده و سعی داریم با تمام توان و اونچه که در توان ما باشه و با تامین معلم و جای مناسب برای آموزش و پارامترهایی که از طرف مدیر و خانوادهها برای ما تعریف میشه در حد توان قدم برداریم. هیچ وقت هم این ادعا رو نداشتیم که بتونیم تمام افرادی که در کنکور شرکت میکنند رو در رشتههای عالی مثلاَ پزشکی و مهندسی ببینیمشون. وقتی که ما اسم کنکور رو میاریم ببینید فوراَ مردم از پایه اول ابتدایی نگاه میکنند به رشته نظری. در حالی که ۱۰درصد بچههای ما در پایههای پیش دانشگاهی درس میخونند و اون انتظاری که ما داریم و اون شاخصهایی که تعریف میکنیم از ۱۰% زیاد منطقی نباشه. بنا به ظرفیتی که توی خونسار موجوده و استعدادی که ما داریم من پیش بینی میکنم که سالهای آینده هم مثل سال گذشته بتونیم این روند رو ادامه بدیم هرچند که شرط اول اینه که خود خانوادهها و دانشآموزان بخواند. یعنی اگر ما بهترین دبیر رو توی منطقه خونسار بیاریم کما اینکه وجود داره و دانش آموز نخواد راهی به جایی نخواهیم برد. این فقط متولیش آموزش و پرورش نیست. ما همیشه استفاده کردیم از دوستانی که اتاق فکر تشکیل دادند و تو این کار به ما مشورت میدند و در جمع مدیران متوسطه دوم مطرح کردیم که آقا اگر راهکاری هست و پیشنهادی دارید اینو مطرح کنید تا باری که روی زمین مونده و افتخاری که قراره به دست بیاد رو برای همه و به نام همه رقم بزنیم نه اینکه به نام فقط مدیریت آموزش و پرورش باشه.
پرسش۳: سال گذشته دانش آموزان از مناطق محروم (مخصوصا ویست) آمار خیره کننده ای داشتند در بحث کنکور. اینکه شما میفرمایید خانوادهها باید بخواند درسته ولی خب یه چرخه میتونه باشه و خانواده هم بگه آموزش و پرورش باید دبیرای خوبی داشته باشه. مسئولین میتونند تحول ایجاد کنند همونجور که تو ویست اتفاق افتاد یا یکی دیگه از سوالهایی که مطرح شده بود این بود که یزد برای ۲۲امین بار رتبه برتر آمار کنکور در کشور شد. به نظر شما خوانسار چقدر طول میکشه که به این آمار برسه و اصلاَ میخواد برسه و مشکل را از کجاست؟ از دبیران؟ برنامه آموزشی شهر؟ مدیریت آموزشی شهر؟ دانشآموزاند؟ چیه مشکل؟
پاسخ۳: اگر بخواهیم در حد کلان نگاه بکنیم شما یزد رو آوردید با خونسار قیاس کردید که یک یزد یک استانه در حالی که ما باید بیایم استان اصفهان رو تعریف بکنیم و شهر خونسار رو. بله استان یزد از سوم فروردین دانش آموز دو روز میره خونشون برای عید مبارکی و مابقی سال رو در اختیار آموزشگاه و برنامههای کلاسیه. یعنی براشون روشن شده. ما هم میتونیم این کارو برا خونسار انجام بدیم ولی آیا خانواده استقبال میکنه؟ آیا به این پیشنهادی که ما میخوایم بدیم جامه عمل میپوشونند. اونجا میاند دبیر رو تامین میکنند و میگند بسم الله آقا هر خانوادهای پنچ میلیون تومن بده. آیا در حد بضاعت خانوادههای خونساریها هست که این کار رو انجام بدند. ما هم پیش قدمیم و هیچ حرفی نداریم. یعنی دبیر پا در رکاب خواهد شد که از سوم عید بیاد کلاس کنکور تشکیل بده یا کلاسهایی که فکر میکنیم برای کنکور و آیندشون بهتر خواهد بود.
ادامه پرسش۳: خب ما هم بالاترش رو گفتیم و هم پایینترش رو. یعنی کنار یزد ویست رو هم گفتیم.
ادامه پاسخ۳ – معاون آموزشی اداره: از دیدگاه شما چه کاری انجام شده تو ویست چون شما میگید یه تحولی ایجاد شد و ویست هم که فقط امسال نبود. سالیان سال بود.
ادامه پرسش۳: ما که در جریان جزئیات قضیه نیستیم و یک ناظر بیرونی هستیم که ممکنه قضاوتمون غلط باشه و شما بهتر تحلیل میتونید بکنید و حالا همون کاری که ویست انجام شده خونسار هم انجام بشه. مشخصاَ همون طرح سکه بارانی که اومدند توی ویست اعلام کردند به اضافه برنامه ریزی که اقای یاسینی تو مجموعه شهدای یاسینی انجام داد. یعنی آقای یاسینی اومد یه برنامه مرتب کلاس و تست زنی داشتند که برخی دبیرها مثل آقای تشیعی از خوانسار میرفتند و تست کار میکردند و از اون طرف خود مجمع خیرین ویست طرح تشویق هم گذاشته بودند و از آموزش نبود ولی بالاخره یه همکاری بین سیستم آموزش و پرورش و بیرون آموزش و پرورش صورت گرفته بود که آخرش یکی از عوامل تاثیر گذار توی بهبود رتبههای کنکور بود و آمار کنکور خونسار رو بهبود داد و به هر حال از دبیرستانهای خونسار محرومتره و …
ادامه پاسخ۳: ما نمیخوایم ویست رو از آمار خونسار تفکیک کنیم و شرایطی که تو مدارس اینجا حاکمه اونجا هم حاکمه. چیز اضافهای نداشت
ادامه پاسخ۳ – معاون آموزشی اداره: من اگر آقای دهاقین اجازه بدند چون بحث آموزشی هستش یه توضیحی بدم. من فکر میکنم تحلیلهایی که تو حوزه کنکور صورت میگیره و تحلیل نمرات عمدتاَ سطحیه و فکر نمیکنم تحلیلهای جامعی باشه. یعنی ما بلافاصله نگاه میکنیم و یک آماری به دست میاریم. ببینید کنکور شده یک منبع درآمدی برای موسسات مختلف و بخش های مختلف و افراد مختلف که به هر نحوی میخواند از این بحث تبلیغاتیش استفاده بکنند. ببینید تو حوزه ویست ما مشخصاَ انتظار داشتیم که این اتفاق بیفته. جدا از این در سال سوم که امتحان نهایی بود دو تا از این دانشآموزا معدلشون ]بالا بود[ و از نخبههای استان بودند. یعنی بدون اینکه طرح سکه بارانی باشه و کلاس کنکور خاصی تشکیل شده باشه. ما بلافاصله میایم میگیم خب دانشآموز پنج بار تو فلان آزمون شرکت کرد پس اثرگذار بود. اگر این اثر اون بوده و اینقدر سطحی تحلیل بکنیم پس بگیم دانشآموزی که تا حالا ۳۰بار در یک آزمون شرکت کرده در داخل شهر و کلاس کنکورهایی رفته با معلمهایی که شاید خیلی با سابقهتر بودند. بلافاصله ما نتیجه میگیریم که اونجا این اتفاق افتاده. ما آماری که در کنکور اومد سال۹۱-۹۲ و ۹۲-۹۳ و ۹۳-۹۴ همش ملاکمون رتبههای زیر ۲۰۰۰ بوده با در نظر گرفتن سهمیههای مختلف. ویست هم حالا پنج تاش رو حذف بکنید، از نظر رتبهای بالاتر هستیم. ما قانع نیستیم البته اما نمیشه اینقدر تحلیلهامون ساده باشه. اگر فکر میکنید بحث سکه باران به تنهایی موثر هستش ما میایم امسال برای کنکور میگیم برای رتبههای مختلف هر کدوم ۱۰تا سکه ا ۵تا سکه رو میدیم ولی وضعیت این نیست باید یه کار علمی انجام بشه. دوستان دارند پرسشنامههایی رو تهیه میکنند تا کار تحلیلی انجام بشه و واقعاَ کار بشه روی این قضیه که بتونیم ببریم بالا رتبهها رو. اما اینکه بگیم امسال ویست خوب بود مگر سال گذشته ویست جزو مناطق محروم نبود؟ قطعاَ هر سال در منطقههای مختلف دانشآموزای نخبه ممکنه جذب بشند و همونها در آمار کنکور تاثیرگذار هستند. اینکه فقط بخوایم بر اساس آمار یک ساله توی یک منطقه نتیجه گیری کنیم حالا چه مثبتش چه منفی واقعاَ درست هم نیست و ضمن اینکه نباید زحماتی که انجام شده رو نادیده گرفت و به هر حال قابل تقدیر هست. نکته بعدی اینه که متاسفانه نگاهها توی حوزه کنکور هم عمدتاَ روی بحث نظری میره. آقای دهاقین فرمودند ۱۰% جمعیت آموزش و پرورش توی بحث نظری هستش و تحصیل میکنند و ۹۰% در ابتدایی و متوسطه و رشتههای فنی و کار و دانش با توجه به توسعه متوازن رشتههای که آمار رشته نظری رو کم کرده و عمدتاَ به سمت رشتههای فنی پیش میره ما میبینیم که عوضش در رشتههای فنی هم رتبههای خیلی خوبی رو داریم. مثلاَ ما رتبه سوم تاسیسات کشور رو داشتیم تو آزمونهای علمی کاربردی حتی رتبه اول کشوری رو داشتیم تو رشته صنایع چوب. رتبه اول استانی رو تو تاسیسات داشتم. همین امسال تو پیشرفت تحصیلی ما چند تا رتبه اول رو داشتیم تو رشته چند رسانهای و تاسیسات رتبههای یک تا پنج استان رو داشتیم این میتونه دلیل باشه که وقتی مقایسه می کنیم با گذشته یکی از دلایلی که شاید آمار یه مقدار افت کرده همین پایین اومدن آمار رشته نظری بوده و گرایش هم چه بر اساس اختیار و چه بر اساس اجبار بیشتر میشه. چون دانشآموزها دیگه اجازه ندارند و وقتی آمار رشتههای ریاضی یا تجربی رو نگاه بکنید مثلاَ۱۹تا یا ۲۰نفر تو این رشتهها رو داریم. در صورتی که قبلاَ چند تا کلاس ریاضی و تجربی داشتیم و خود اینها میتونست جمعیت زیادی رو میتونستیم دانشجو بپذیریم. تنوع دانشگاهها خیلی کمتر بود و این باعث میشد دانش آموزا گرایش بیشتری داشته باشند و نکته آخر اینکه تو همون بحث یزد که فرمودید چند وقت پیش آماری منتشر شد که کمترین کلاسهای کنکور و کمترین استفاده از کتابهای کمک آموزشی رو توی یزد استفاده میکنند. در صورتی که من فکر میکنم این فرهنگ اشتباهیه که توی خونسار ما داریم دانش آموزها رو به این سمت میبریم و استرس و تنش ابجاد میکنیم که همش در کلاسهای مختلف شرکت کنند و کتابهای مختلف بخرند و راه رو یک جورایی فکر میکنم به بیراهه میرند.
ادامه پرسش۳: خب اگر ما از دید تحلیل سیستمی بخواهیم واردش بشیم تو تحلیل سیستمی می گند هر خروجی یک سری ورودی ها موجبش شده و تاثیر اونها با پژوهش علمی مشخص میشه –یک از سوالهای ما هم بود که بهش میرسیم-اینکه گفتید داره پرسشنامه تهیه میشه خیلی خوبه که شناسایی بشه بالاخره عوامل اثرگذار روی کنکور در خونسار چیه و روی اونها کار بشه ولی بالاخره یه درصدیش رو خود شما هم قبول کردید همون طرح سکه باران تاثیر داشت، حتی یک خرده، ۵% یا ۱۰% لذا این قضیه میتونه تو خونسار تکرار بشه و اینکه این بحث یزد هم که فرمودید اگر کمبود تو آموزش و پرورش احساس بشه دانشآموز خودبهخود میره بیرون از آموزش و پرورش و حالا کسایی دیگه مثل همون مثالی که بچه ما اگه کمبودی احساس میکنه میره به سمت کسایی دیگه و ممکنه به راههای دیگه هم کشیده بشه. البته این قیاس معالفارغ بود ولی علتش شاید این باشه که چون دانشآموزا اینجا احساس میکنه نقصی ممکنه وجود داشته باشه –البته جسارت خدمت کسی نمیکنیم ولی علتش باید روشن بشه- برای همین میره سمت بیرون و کلاسها و کتابهای کمک آموزشی و غیره ولی تو یزد چون تو مدرسه حمایت خوبی ازشون میشه احتیاج ندارند برند سمت موسسات دیگه.
ادامه پرسش۳: این حرفهایی که شما مطرح کردید یک سری سوال برای خود من مطرح شد که البته با ارتباطی که با یک سری از والدین دارم اینها رو میخوام منعکس کنم. اول همون بحثی که در مورد ویست داشتید که گفتید چون طرف معدل خوب داشته انتظار داشتید که کنکور هم چنین آماری به دست بیاره ولی یکی از حرفهایی که خیلیها میزنند بخصوص تو رشته ریاضی و تجربی عدم قرابت معدل نهایی بچهها با رتبهای که تو کنکور میارند. مثلاَ طرف معدل۱۹ آورده و اگر بخواهیم مقایسه کنیم رتبهاش باید سه رقمی بشه یا زیر۲۰۰۰ بشه ولی مثلاَ رتبهاش خیلی بیشتر شده. نکته دوم اینکه گفتد انتظار میرفت چنین اتفاق بیفته، انتظار شما برای سال آینده چیه؟ انتظار میره و پیشبینی میکنید از بین بچههایی که هستند چند تا رتبه خوب هست و درصدی یا تعداد بگید خیلی خوب میشه. نکته سوم درباره رشتههای فنی بود که گلایه اولیای دانشآموزهای رشتههای فنی بود که به همن میزان که شما از رشتههای فنی صحبت میکنید به همون نسیت به رشتههای فنی اهمیت کمتری میدید مثال کوچیکش بنر زدن تو سطح شهره که برای بچههای فنی چنین کاری نکرده آموزش و پرورش و سوال آخر اینکه من نمیدونم منبع این آمار که فرمودید کلاسهای کنکور در یزد کمترین آماره از کجاست چون برای اینکه من خودم دیدم که اصلاَچنین چیزی نیست و خود خونسار اومدند طبق برنامهای که تابستون بود اومدند از گروههای مشاور یزدی استفاده بکنند که حالا با عدم استقبال والدین روبرو شد ولی به نظرم یه مقداری عدم همخوانی آمار ارائه شده با واقعیت رو احساس کردم. این چهارتا سوال رو اگر جواب بدید ]ممنون میشیم[.
ادامه پاسخ۳: اینی که در مورد سکه باران گفتید من نمیگم صددرصد تاثیرگذار بوده اما منکرش هم نمیشم. به هر جهت باید یک قوه و اهرم تشویقی باشه. اما من در سوالهای قبلی خدمت شما توضیح دادم اونچه که میتونه تاثیرگذار باشه برمیگرده به خود دانشآموز. یه وقت ما موجی ایجاد میکنیم و اگرکه آمار بگیریم من پرسیدم از تحلیگران دروس آموزشی که سال گذشته آوردیم و دروسشون رو تحلیل کردند دیدیم که دانشآموز تو یه درس ضعف داشت و دلیلش رو جویا شدیم -به خاطر اینکه این نبوده که امتحان تموم شد و ما پوشهاش رو بسته باشیم و میخوایم حرکت رو به رشد داشته باشیم نه اینکه حالت سکون داشته باشه و حالت پس روی- در منطقه روستای ویست هم به همین شکل بوده و بچههای با استعدادی هستند هرچند در منطقه روستایی واقع شدند دبیرا همون دبیرای اینجا بودند. ما اومدیم تو قسمت شهر تو رشته علوم تجربی و ریاضی شرایط زمین تا آسمون با رشته انسانی فرق میکنه و استقلالی که دانشآموز داره و فعل خواستن رو به نوعی خودشون صرف کردند. معلم همون معلم بوده و شرایط همین شرایط بوده و هیچ فرق هم با اینجا نداشته کما اینکه ما الان تو خونسار داریم تو بعضی محلهها دانشآموزا واقعاَ یا از لحاظ ژنتیکی یا حتی از لحاظ آبی که مصرف می کنند روی مغزشون اثرگذاره، حالا نمیخوایم وارد اون بحث بشیم. خب منطقه ویست یک منطقه ویژه است. اینکه حالا بگیم امسال همچین اتفاقی افتاده، سالهای قبل هم ما داشتیم. افرادی که در رشته حقوق و رشتههای خیلی خوب قبول شدند ولی شاید مثل امسال برجسته نشدند و اینم برمیگرده به مدیریتی که اونجا حاکم بوده و فکری که داشته. ما هم دوست داریم ، اینکه من عرض کردم فقط آموزش و پرورش متولی کار نیست، ما دوست داریم دوستانی که کمک می کنند و میتونند به عنوان اسپانسر ما رو کمک بکنند چرا ما فقط منطقه ویست رو مثال بزنیم. بیایم این کار رو داخل شهر هم انجام بدییم و اگر خیرینی باشند که ما رو حمایت بکنند و توی شهر هم چنین اتفاق خیلی خوب و میمون بیفته. اونجا خب با توجه به بحث محلی بودن و عرقی که مردم به بچههای خودشون دارند، دوستانی که میخواند ویستی که سوخته بود رو احیاش بکنند پا در رکاب شدند و کارهایی اتفاق افتاده و ما هم استقبال میکنیم. حتی طرحهایی که خود آقای یاسینی پرسیدیم که بتونیم تعمیم بدیم به شهر ولی حرف اینه که فقط در حد گفتن نباشه و دوستان بتونند کمک بکنند جالا از لحاظ مالی و آنچه که ما در آموزش و پرورش نتونستیم اون دینمون رو به دانش آموزها ادا بکنیم، بحث مالی بوده. حالا شما حساب بکنید چندین ساله که جشن ستارگان توی خونسار برگزار نشده بود. سال گذشته ما این کار رو کردیم. در بخشهایی که دانشآموزها کنکور قبول شده بودند، پایههایی که رتبههای خیلی خوب داشتند و در رشتههای فنی، ما فقط نگاهمون اینه که یک بنری توی میدون نصب نشده، اینقدر توی میدون ما بنر نصب کردند که کسی نگاه نمیکنه. اونجایی که ما باید تشویق بکنیم و در جمع دانشآموزان که بتونیم اون هیجان رو برانگیخته بکنیم و دانشآموز رو تشویق بکنیم این کار رو انجام دادیم مطمئناَ. نمیدونم شما تو جشن ستارگان سال گذشته تشریف داشتد یا نه، ما اونجا رو مد نظر قرار میدیم وگرنه توی یه شهر ۳۰هزار نفری هر کسی یه دیدگاه خاص داره. اگر ما بخوایم به تک تک دیدگاهها جامه عمل بپوشونیم خود به خود این کار موفق نخواهد بود و انجام شدنی نیست. اینه که کارشناسیهایی که صورت گرفته ما بهترین مکان رو برای این کار جشن ستارگان میبینیم. داشتیم دانشآموزی که میگفت من برای سال اینده اسمم جزو دانشآموزای خوب کنکور باشه. فقط به خاطر همین جشنی که بگزار شده و شاید رفیق خودش رو دیده که رفته اونجا جایزه گرفته. شاید جایزهای که گرفته مبلغ مالی اونچنانی نبوده ولی همینکه در جلوی جمع خانواده و دوستان تشویقش کردند فکر میکنیم که یک عاملی بوده که برای سالهای آینده هم این اتفاق بیفته. ما اقدامات جناب آقای یاسینی برامون قابل احترامه. ان شاء الله که بازم این اتفاق بیفته که بتونیم افرادی رو شاهد باشیم، دانش آموزانی که نام خونسار و آوازه خونسار رو ]طرح کنند[ و معرف خونسار باشنذد. اینکه توی ویست باشه، تو دوش خراط باشه، توی منطقه شهر باشه، اینا همه برای ما محترمه و از همینجا من بهشون خسته نباشید میگم و همچنین خیرینی که این اقدام رو انجام دادند و در نهات برمیگردم به کلام خودم که مخاطب باید بخواد. هرچند که این کار و عمل قابل تحسین و تقدیره و شاید بگیم بدون اثر هم نبوده. مابقی موارد رو آقای دهاقین یادداشت کردند، من یادداشت نکردم.
ادامه پاسخ۳ – معاون آموزشی اداره: من عذر میخوام، مورد دوم که عدم قرابت رشتهها و معدل رو مطرح کردند، همونطور که خدمتتون عرض کردم انتظار میرفت. ببینید قطعاَ از دانش آموزایی که معدل بالا هستند این انتظار وجود داره یعنی اینجوری نیست که بگیم از ویست انتظار داشتیم از اینجا انتظار نداشتیم. اینطور هم نبوده و شما هم نمیتونید کلی نسخه بپیچید که همه دانشآموزایی که معدلشون بالا بوده رتبه بدی اوردند… ما تو رشتههای انسانی که مطرح میشه، ببینید ما در ویست علوم انسانی داشتیم و در خونسار هم همینجور. قطعاَ ما معدل مشابهی رو در رشته علوم انسانی در شهر نداشتیم پس هیچ انتظاری از علوم انسانی در شهر نداشتیم که اتفاق خاص براشون بیفته ضمن اینکه مباحث انتخاب رشته و هدایت تحصیلی هستش که قطعاَ در این قشیه دخالت داره یعنی دانشآموزایی هستند که معدلهای خیلی خوب دارند اما با مشاورههایی که شاید خیلی درست نباشه و انتخاب رشتههایی که براشون اتفاق بیفته ممکنه که اصلاَ به بیراهه برند و به اشتباه بیفتند. یک مشکل دیگه هم که وجود داره و بزرگترین ظلمیه که به نظام آموزشی ما میشه همین بحث شکاف و بی اعتمادیه که بین دانشآموز و معلم به وجود میاد. من فکر میکنم قبلاَ تو یه جلسهای خدمت یکی از دوستان گفتم. یکی از عواملی که خیلی موثر هستش که دانشآموز در یک مسیر صحیح هدایت بشه اینه که ما این اعتماد رو از بین نبریم. یعنی همین که ما معلمهای امروز رو عمدتاَ زیر سوال می بریم قطعاَ این یک بهانهای برای دانشآموز میشه که خودش گریزان بشه از این سمت. به این شکل واقعاَ نیست که بگیم معلمهای امروزه بی سواد و بی تجربه هستند و خیلی از مواردی که مطرح میشه. این بحث قرابت رتبهها و معدل به صورت نرمال انتظار ازش هست ولی اگر اتفاق نیفته نمیتونیم بگیم که داریم یک جا رو اشتباه میگیم. فرمودید در مورد سال آینده بر اساس پیشبینیهایی که میشه مثلاَ تو حوزه ویست ما انتظاری از سال چهارم نداریم اما از سال سومیهایی که برای دو سال آینده هستند انتظار بیشتری میره، عمومی، ولی این نافی این نیست که ما بخوایم منصرف بشیم و بی خیال بشیم. ما از آغاز سال تحصیلی مرتب جلسات کمیته کیفیت بخشی رو تو مدارس مطرح کردیم. جلسات کیفیت بخشی با شورای دبیران متفاوته و عمدتاَ رو بحث تحلیل نمرات و وضعیت تحصیلی دانشآموزان میاند بررسی میکنند و نقاط ضعف رو میگیرند و کار میکنند روش تا بتونند به بهبود کیفیت آموزشی برسونند اون رو. بحثی که اتفاق افتاده بی تاثیر نخواهد بود.
پرسش ۴: این بحث خیرین رو اشاره کردید، یه خبری بود که چند روز پیش منتشر شده بود که یکی از شهرهای اطراف خیرین به صورت ماهانه یه مبلغی رو به آموزش و پرورش میدند برای بحث هزینههایی که هست. برنامه شما برای ارتباط با خیرین چیه و چقدر از گروههای مردمی استفاده میکنید برای بحث کمک به آموزش و پرورش. با این ایا موافق هستید که یه گروه یا NGO بره تو مدارس مشکلات رو بررسی بکنه و کاری که از دستش برمیاد رو انجام بده؟ تا چه حد این قضیه رو پیگیری میکنید؟ آیا مسئول خاصی برای ارتباط با خیرین هست؟
پاسخ ۴: خب کلاَ آموزش و پرورش ارتباطش با خانواده و مردم تنگاتنگه و اگر مشارکت مردم نباشه خیلی از اهداف و برنامههای پیش نخواهد رفت. من فکر نمیکنم کسی با این ایده و عقیده مخالف باشه. ما دو سه تا نشست با خیرین داشتیم و کارهای کلان رو خدمتشون گفتیم و همینطور مباحثی که میتونیم داخل مدارس اجراش بکنیم. قولهایی رو به ما دادند ان شاء الله که این نشستها همچنان ادامه داشته باشه و کمک بکنند و مشارکت بکنند. اونچه رو که ما پیشبینی کردیم و حتی مسایل جزئی رو خدمتشون گفتیم، نارسایی که بوده خدمت عزیزان تجزیه و تحلیل کردیم حالا این قول رو دادند که در حد توانشون با ما مشارکت داشته باشند و حتی با یه گروه از خیرین جلسهای برگزار کردیم که یک سری موارد راجع به دانشآموزای بی بضاعت و روند رشد تحصیلی دانشآموزا و حتی اگر قرار باشه که کلاسهای خاص تشکیل بشه ما تا امروز این کار رو انجام دادیم و میخوایم که خیرین رو به صورت مدرسه یار درش بیارم تا مدرسه ساز. شاید تا امروز دیدگاه خیرین ساخت مدرسه بوده ولی ما امروز میخوایم که یار و یاور ما در مدارس باشند. حالا به هر شکلی که میتونند و هر کس هر نیتی که داره.
ادامه پرسش: آماری رو هم دارید که بگید ما سال گذشته اینقدر جدب مشارکتهای مردمی داشتیم و امسال اینقدر و برای سال آینده هدفگذاری کنید به عنوان یک شاخص؟
ادامه پاسخ۴: آماری که ما داریم ۳۵۰میلیون تومن بود. حالا از طرف انجمن بوده و خیرینی که تو این بخش به ما کمک کردند. موارد دیگه هم بوده که همون قسمتهای مردم نهاد که فرمایش کردید خودشون مشارکت داشتند (خیلی محدود) حالا چه تعمیر مدارس بوده که ما داشتیم تو مدرسه کهرت یه گروهی خودشون اومدند داوطلبانه تمام مدرسه رو رنگ آمیزی کردند. حالا قسمت بیرون رو نقاشی کردند و قسمت داخل رو به شکلی که برای دانشآموز جذاب باشه به بهترین شکل کارش رو انجام دادند. در مدرسه استثنایی وحدت باز این روند ادامه داشت و خیرینی که اونجا برده بودیم که در جمع دانشآموزای استثنایی قرار بگیرند کمکهایی اونجا انجام شد از طرف هیات مذهبی حتی این کار صورت گرفته ولی ننشستیم که بگیم ایا خدا به ما کمک میکنه یا خیر و ما هم روی گروه خیرین حساب ویژه ای باز کردیم که ان شاء الله توی این کار به ما کمک بکنند.
ادامه پرسش۴: حالا نمونش باز تو یکی از شهرهای اطراف از خیر پول گرفتند و یه آپارتمان در مشهد خریداری کردند و اینو اجاره میدند و درآمد ثابتی برای اداره ایجاد کردند. یه نفر خاص گذاشتند از کادر اداره برای ارتباط با خیرین و اینو پایش میکنند که چقدر تونسته جذب کنه. من بیشتر منظورم سیستماتیکتر شدن این قضیه بود که جزو برنامههای آموزش و پرورش باشه و هدفگذاری کنیم که مثلاَ سال آینده میخوایم یک میلیارد تومن جذب کنیم.
ادامه پاسخ۴: نامهای که مدیر کل ارسال کرده همین ارتباط با خیرین در اون نامه تاکید شده. تا جایی که تونستیم با خیرین در ارتباط بودیم. حالا بیشتر از افرادی استفاده میشه که بتونند این ارتباط رو بهتر برقرار کنند و کسانی که واقعاَ اعتماد دارند بهشون خیرین و رو حرفشون حساب میکنند. هر فردی رو ما به دنبال خیر نمیفرستیم. کسایی که تو شهر شناخته شده هستند و خوشون پیش قدم برای این کار هستند. حالا اگر ما به هر فردی بگیم دنبال خیر برو شاید نه وقتش رو داشته باشه و نه شرایطش رو. ما رو افراد خاص سرمایهگذاری کردیم. کسایی که خودشون وقف این کار شدند که بتونند با خیرین در ارتباط باشند و اونچه که در جلسات مطرح میشه رو به سمع و نظر اونها برسونند. الان ما خیر داریم که تو خونسار کار انجام داد ولی من فقط تلفنی باهاش صحبت کردم و چهرهاش رو ندیدم. خیلی وقتها فرد میخواد گمنام باقی بمونه. من فکر می کنم کار کار درستی باشه تا اینکه من خودم بخوام وارد این کار بشم هرچند که برای این کار هم خط قرمز دور خودم نمیکشم و افتخار هم میکنم که بتونم برای شهر خودم و مجموعه آموزش و پرورش و بچههای اینجا در حد توان خودم کاری انجام داده باشم و فقط متکی به خیرین خونساری نباشیم. حتی کارهایی هم صورت گرفته و خیرینی که شما میشناسید ما به سراغشون میریم. چون خیرین خونساری اینقدر دیگه رفتند که خیلی وقتها ما میشنویم دلزده شدند. خب خیر هم یه ظرفیت خاص داره. ما به دنبال شناسایی چهرههای جدید هستیم که تقریباَ بتونند کمک ویژه به ما داشته باشند. زائر سرای مشهد یکی از برنامه هایی که خود من داشتم و در فکر هم خواهم بود و اگر خیری بیدا شد طرح مساله بشه و این برمی گرده به نت خیر که ممکنه بگه من می خوام یه ساختمان دو کلاسه در فلان روستا بسازم که اون ارجحیت بر زایر سرا داشته باشه. ما نمیتونیم مجبورشون بکنیم …
پرسش۵: ادامه اون صحبتهای قبلی یه سوال دارم که دو قسمت داره. یکی اینکه برای بازخورد گرفتن از دانشآموزها و شناسایی مشکلاتشون چه مکانیزمهایی رو شناسایی کردید و از دانشآموزهایی که دانشجو میشند و در محیطهایی بزرگتر قرار میگیرند و بازخورد میگیرند از سیستم آموزشی شهرهای دیگه و از سیستم آموزش و پرورش خونسار خارج میشند از اینها هم میخواید که مشکلات رو بگند و برنامه ارتباطی خاصی دارید؟ مثلاَ بعد از یک سال دعوتشون بکنید و بپرسید که مات چه قوتها و ضعفهایی داشتیم؟
پاسخ۵: ببینید یه پل ارتباطی که ما داریم شواری دانشآموزیه. من به کل مدیرا توصیه کردم از این ظرفیت استفاده بشه. فقط اسماَ شورای دانشآموز نباشه و نماینده شورا در جلسات شورای دبیران تشریف داشته باشه و مشکلات رو بگه. خیلی وقتها من دبیر سر کلاس میرم ولی مشکلات رو متوجه نمیشم چون در قید درس و کتاب و زمانم. میشه از ارتباط برقرار کردن با شورای دانش آموزی این مشکلات رو احصا کرد.
ادامه پاسخ۵: یکی از برنامههایی که ما داشتیم و سال گذشته هم خیلی روش تاکید کردیم به خاطر اینکه دانشآموزانی که میخواند تو کنکور قبول بشند یا مدارج علمی رو طی بکنند همیشه تاکید بر این بوده که مدیرای محترم این آقایون یا خانمها رو شناسایی بکنند و در مراسم صبحگاه از اونها استفاده بکنند بنا برا ظرفیتی که دارند. در جشن ستارگان امسال هم ان شاء الله این اتفاق خواهد افتاد. ما با چند تاشون در ارتباط بودیم. خودشون متاسفانه اون ساعت کلاس درسی داشتند یا اینکه نخواستند بیاند به شکلی و به نوعی در مقابل دانشآموزا قرار بگیرند. به عنوان یک الگو هستند برا دانشآموزای ما.
پرسش۶: … در ادامه همون بحثی که در خصوص بازدید از مدارس داشتیم اگر یک گروه مردمی بخواد از مدارس بازدید کنند این مشکل قانونی داره یا قابل اجراست؟
پاسخ۶: بازدید گروهها یا هر طیفی از جامعه از مدارس دارای یک سری شرایط و ضوابط خاصه که من تعریف نکردم. اداره کل و قسمت حراست اینا تعریف شده و تبیین شده اینا در اختیار ما قرار میگیره. مثلاَ میگند اونایی که سازمانی هستند با خود مجموعه آموزش و پرورش شما مذاکره کنید که ایا بهشون اجازه میدید یا نمیدید؟ باید برامون مسجل بشه که هدف این گروه چیه؟ آیا میخواند برند، عذرخواهی میکنم، بحث انتخاباتی رو مطرح بکنند یا یه گروه خیّرند که می خواند برند بازدید داشته باشند ببینند کم و کاستی های مدرسه چیه؟ اینا با هم خیلی فرق می کنه. الان برنامهای که ما داریم و خدمت مدیرای محترم دادیم بخشنامهای بوده که تمام این موارد برون سازمانی و درون سازمانی براشون تعریف شده. چون اعتقاد بنده اینه که آموزش و پرورش جایگاه تبلیغاتی برای طیف و گروه خاصی نیست که ما افرادی رو بیاریم و بخوایم بُلدشون بکنیم. تاکیدی که به مدیرا داشتیم این بوده که اگر خارج از مجموعه آموزش و پرورش خواستند سخنرانی دعوت بکنند و گروهی بیاد بازدید بکنه حتماَ اینو به صورت کتبی به ما اعلام بکنند و ما رصد میکنیم از لحلاظ حراستی که این فرد و گروه مشکل ندارند و اینکه اهدافشون چیه و وقتی واقعاَ مشخص شد خیرخواهانه است هیچ مشکلی به وجود نمیاد. میتونند برند بازدید بکنند حتماَ با همراهی حراست.
ادامه پاسخ۶- معاون آموزشی اداره: من فکر کنم دوستان منظورشون بازدید بود که چند وقت پیش طرح کردند که میخواستند با شورای دانشآموزی جلسه بگذارند. من یه انتقادی دارم به مباحثی که تو گروه انجمن دانشآموختگان مطرح میشه و از دیدگاه خیلی از آقایون و حتی قشر تحصیلکرده فکر میکنند آموزش و پرورش یک مجموعه بی در و پیکریه که حالا جالبه ما اننقاد می کنیم از معلمی که ۱۰سال تجربه داره ولی ازاون طرف میگیم من فارغ التحصیل فلان رشتهام و حاضرم برم فیزیک یا شیمی درس بدم. آیا این اجازه رو به شما میدند که مثلاَ یه گروه بشید و برید بگید ما میخوایم مریضها رو ببینیم و بعد دارو بشون بدیم. ببیند متاسفانه این یعنی یه مقدار کوچیک دیدن آموزش و پرورش. ، ضوابطیه که هر مجموعه برای خودش داره، بعضی وقتها یه مجموعه میخواند بیاند فضا رو ببینند و کمکی به فضا بکنند باز این قابل توجیه هستش ولی بعض وقتها گروهی میگند ما میخوایم بریم مدرسه رو دیدن کنیم بعد تو مسایل آموزشی هم دخالت کنیم و تدریس کنیم. این رو نه قانون به ما اجازه میده و نه منطقیست که آموزش و پرورش موافقت بکنه کما اینکه عرض کردم تو هر حوزهای مثلاَ شما بگید من میخوام برم آمپول بزنم چون دو بار تزریقات انجام دادم –خود من طرح کاد میرفتم و تزریقات انجام دادم- اینه که باید نگاهمون رو تخصصیتر بکنیم تو حوزه آموزش و پرورش و گاهی اوقات نیاز نیستش برای کمک کردن به یک حوزه و یک مدرسه مستقیم به مدرسه مراجعه کنید. یکی از مسایلی که مطرح شد بحث سیستماتیک کردن کمکها شاید تا سال گذشته سیستماتیک نبوده این قضیه. اولین دعوت که صورت گرفت با حضور هشت تا از خیرین محترم که آقای دهاقین فرمودند سرشناش بودند و مطرح بودند و ارتباط قوی با خیرین داشتند و ذینفوذ بودند و دومین جلسهاش رو هم فردا داریم، این استارت سیستماتیک بودنش خورد که ما بیایم این کمکها رو متمرکز بکنیم یه جا بعد آموزش و پرورش بیاد تصمیمگیرنده باشه که کجا و تو چه حوزه چه کمکهایی انجام بدیم. این خیلی بهتره. بعضی وقتها این کمکها که مستقیم به مدارس میشه گاهی وقتها ممکنه به یک مدرسه کمکهای زیادی بشه، یک مدرسهای که حالا نیازهای بیشتری داره اونجا مغفول واقع بشه. بنابراین اگر اینها متمرکز کنیم تو مجموعه آموزش و پرورش خیلی بهتره.
پرسش۷: در همین راستا سوالی که مطرح شده بود این بود که بین توبیخ آموزشی و خدمت به مردم کدام یک را انتخاب میکنید؟ حاضرید به خاطر منافع دانشآموزا یه جایی زیر سوال برید و یک آیین نامه رو دور بزنید؟
پاسخ۷- معاون آموزشی اداره: چون بعضی از سوالها تو حوزه آموزشه من اجازه میخوام از آقای دهاقیین که دخالت کنم تو این حوزه. بله مثلاَ توسعه متوازن رو نمونهاش است. ببینید اصلاَ فکر ما و مبنا کاری ما این نیست که چسبیده باشیم –البته تبعیت از قوانین که وظیفه است- ولی جاهایی که میبینیم به هر حال انعطاف تو قوانین میشه داشت ولی عبور کردیم. مثلاَ تو بحث توسعه متوزان –شاید داره رسانهای هم میشه- ما در توسعه متوازنی که مطرح میشه استان و و زارتخونه سیاستشون اینه که به سمت رشتههای فنی خیلی بیشتر بریم. یعنی در سال گذشته ۴۲% برای رشتههای نظری تعریف شده بود برای خونسار و ۵۸% در حوزه رشتههای فنی، یعنی ما باید دانشآموز جذب میکردیم از کلاس اول که قبول میشدند میرفتند بالا. به ما تکلیف کرده بودند ولی ما اینجا تصمیم گرفتیم و آقای دهاقین موافقت فرمودند این رو به ۵۰-۵۰ رسوندیم، چون دیدیم علاقه بچهها و استعدادشون در رشتههای ریاضی و تجربی خیلی زیاده و استانم به شدت مخالفت میکرد و حتی به ما گفت این تکلیفه و موافقتنامه نیست و باید انجام بدید. یا نمونهاش تو بحث سازمان دهی، یکی از مشکلاتی اساسی که ما سال گذشته داشتیم و شاید یک بخشهایی هم روی آموزش ما تاثیر گذاشت تو حوزه سازماندهی نیروی انسانی بود. سال گذشته و حتی امسال هم تا الانم باهاش درگیرم یکی از مشکلات اساسی که آموزش و پرورش باهاش مواجه بود این بود که به جا اینکه عمدتاَ بپردازه به مسایل آموزشی، وقت خیلی زیادی صرف این شده بود و درگیر بحث تامین نیروی انسانی و زدن ابلاغ نیروهاش. یعنی تا بعد از عید هم ابلاغ خیلی از نیروهای همکارمون مشخص نبود به لحاظ مشکلاتی که سیستماتیک وجود داشت توی بحث ابلاغ و سازماندهی نیروی انسانی. ما تو حوزه ابتداییمون سال جدید باید ۱۱۶تا کلاس ابتدایی تشکیل میدادیم بر اساس اونچه قانون برامون مشخص کرده بود. بسیار پافشار کردیم و بسیار اصرار داشتیم که این رو ما به ۱۲۴تا کلاس رسوندیم علیرغم اینکه خیلی ازکلاسهامون باید حذف میشد. صراحتاَ با شیوهنامه آموزشی هم در حقیقت مغایرت داشت. ما خیلی هم مقاومت کردیم و هفته گذشته هم به هر حال نهایتاَ تونستیم استان رو و وزارتخونه رو متقاعد کنیم علیرغم اینکه میگفتند تخلف صریح از شیوهنامه هستش. ببینید جاهایی که واقعاَ امکان پذیره و ببینیم به نفع منطقه هستنش تا اونجایی که بدونیم و ببینیم طرف ما یک انسان هستش، قانعش کنیم، انجام میدیم. برخی وقتها که سیستم هستش و سیستم دیگه اجازه نمیده و خیلی قوانین سخته نمیشه. بعد تو سیستم آموزش و پرورش عمدتاَ بحثی که هستش توبیخ هم نیست به اون شکلی که داره مطرح میشه. توی سیستم از بالا تا پایین تعریف جدیدش اینه که از بالا خیلی از کارهایی که میخواد انجام بشه –و توی این دو سه سال اخیر میبینیم- خیلی از کارایی که میخواد انجام بشه، شاید اصرارم خیلی میکنند ولی تحت عنوان تفاهمنامه یا توافق نامه امضا میکنند. نهایتاَ ممکنه ما زیر توافقمون بزنم و یه قسمتش رو بگیم ما اینو قبول نداریم. اصرارم بکنیم تا نهایتاَ برسونیم. این دیدگاه توبیخ آموزش و پرورش خیلی الان جایگاهی نداره.
پرسش۸: بنابراین توی رشتههای نظری الان محدودیت هست. فرض کنید که معدل بالا میرند فلان رشته. یک همچین چیزی هست؟
پاسخ۸: تا اونجایی که ما تونستیم اونچه استان برای ما تکلیف کرده بود، مقاومت کردیم که بخوایم اجراییش بکنیم. شاید خیلی از مناطق همجوار و نواحی این کار رو کردند ولی چون سطح معدل دانشآموزای ما بالا بوده تونستیم که این کار رو بکنیم و براش این رو مشخص کردند.
ادامه پاسخ۸- معاون آموزشی اداره: حالا اینکه معدل رو میفرمایید، ببینید از نظر قانون اصلاَ طرح بحث معدل درست نیست. یعنی با معدل۱۲ دانشآموز میتونه بره رشتههای نظری مثل تجربی. اما ازیک طرف همین بحث توسعه متوازن رو داریم که میاد مشخص میکنه و سهمیه میده بر اساس اون. میگه ۵۰درصدش به ناچار سهم رشته تجربی. ما اینجا ناچار میشیم که مثلاَ این تعداد رو جذب بکنیم یکی از شرایط معدل هستش. البته آزمونهایی هم گرفته میشه مثلاَ آزمونها گرفته میشه تو بحث هدایت تحصیلی که آزمون استعداد و رغبت و این مواردم هست و نمراتی که دانشآموزا خودشون و خانوادهها بهشون میدند و نمراتی که معلمهاشون تو رشتهای که مورد نظره بهشون میدند، اینا عواملی هستش که یک نمرهای رو دانشآموز میده که اوانایی که بیشترین نمره رو بر اساس این آمار کسب کردند … سال گذشته رشته تو تجربیهامون دخترانه ما ۱۶تا باید میگرفتیم، این آمار رو به ۲۶تا رسوندیم، یا تو پسرونه به ما تکلیف شده بود ۱۴تا که اینو به ۱۹تا رسوندیم.
پرسش۹: یکی از بحث هایی که توسط معاون آموزشی شما در فضای مجازی البته به صورت غیر رسمی مطرح شد بحث واگذاری زمینهای بدون سند به یک سری از دبیران در دوره گذشته بود. اگر ممکن است درباره این مسئله بیشتر توضیح دهید.
پاسخ۹- معاون آموزشی اداره: ببینید اون چیزی که ما توی آموزش و پرورش به صورت قانونی داشتیم بحث تعاونی مسکن فرهنگیان بود. تعاونی مسکن فرهنگیان یک چیز تعریف شده بود تو آموزش و پرورش. چندین سال پیش تشکیل شد و یه مبلغی رو –نفری ۲۰۰هزار تومن- از همکارای فرهنگی گرفتند که مبلغ قابل توجهی بود در اون سال –سال۷۸بود- قرار بود شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان شکل بگیره. خب متاسفانه مدیریت نشد علیرغم اینکه هیات مدیرش تغییر کرد اتفاق خاصی نیفتاد. به همکارا گفتند بیاید پولهاتون رو پس بگیرید. تا اینکه ظاهراَ چند سال پیش تحت عنوان شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان زمینی خریداری میشه و به همکارای فرهنگی به صورت اقساطی فروخته میشه – زمین تفکیک شده خریده بودند- ما وقتی در مجموعه آموزش و پرورش اومدیم چون قصدمون این بود که بتونیم شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان رو احیا بکنیم و یک مشکلی که ما داشتیم این بود که اعتماد فرهنگیها عمدتاَ به این شرکت تعاونی از بین رفته بود. اما هرچی در این اسناد جستجو کردیم دیدیم که اصلاَ هیچ گونه سندی مبنی بر اینکه از طرف آموزش و پرورش نامه داده شده بود و فروخته شده بود، ما اسنادی به دست نیوردیم. ضمن اینکه اسنادی که مرتبط با بحث مسکن فرهنگیان بود پیدا نشد. اون چیزی که به نظر میرسه و حداقل به نظر من میرسه اینه که وقتی چیزی از کانال آموزش و پرورش میره قاعدتاَ باید از مجرای قانونی رفته باشه. با توجه به اینکه هیچ اسنادی وجود نداشت من تعبیرم این هستش که یک سری افراد اینجا سوء استفاده کردند. یعنی از موقعیت آموزش و پرورش حالا زمینی رو خصوصی بوده آوردند تو مجموعه آموزش و پرورش و یه جورایی فروختند. از آموزش و پرورش داره میره و هیچ اسنادی هم وجود نداره و هیچ سودی هم بابت فروش این زمینها عاید آموزش و پرورش نشد. ما نمیگیم دنبال این بودیم که آموزش و پرورش سود بکنه به هر حال باید کمک بکنه در تامین. ولی افرادی یا بنگاه به هر حال از این زمینها منتفع شدند … یعنی وقتی دیدند آموزش و پرورش شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان درست کرده خیلی راحت اعتماد کردند و این زمینها فروش رفت. این مجموعه زمینهایی که فروش رفته هیچ ارتباطی با مجموعه آموزش و پرورش و با شرکت تعاونی مسکن فرهنگیها نداشت.
ادامه پاسخ۹: فرمایش آقای دهاقین رو تکمیل بکنم، ببینید چون تو ۱۰۰نفر دفتر و مدارکش که کپی گرفتند و الان موجوده فقط پولی که گرفتند نفری ۲۰۰هزار تومن به نیت اینکه این دوستان صاحب خونه بشند یا صاحب زمین بشند. خب ما فکر میکنیم تخلفی صورت گرفته اینه که این زمینها به هر کسی از راه رسید داده شد. یعنی کسی که پولش خوابیده و کسی که اومده و نیت این داره که صاحب خونه بشه به این افراد اصلاَ محلی گذاشته نشد ضمن اینکه شرایط خاصی رو براش مهیا نکردند. مثل اینکه شما بیاید درصد۲۰۰ هزار تومن سال ۷۸ رو حساب کنید با توجه به تورمی که وجود داره راحت میشد در بهترین جای خونسار با یه مبلغ کم و زیاد یه زمین رو خریداری کرد ولی متاسفانه این کار صورت نگرفت. زمینهای که روبروی اداره دارایی خونساره مال سازمان اطلاعات بوده که خریداری کردند با نام تعاونی مسکن ولی متاسفانه ما هیچگونه مدارکی اینجا شاهدش نبودیم و هیات مدیره قبلی هم باید بیاد اینو به ما تحول بده که تا الان این کار صورت نگرفته. ما اومدیم بخش تعاونی مسکن رو راهاندازی کردیم. دو سه نوبت هم جلسه گرفتیم و حتی پروندهاش رو توی اداره کار احیا کردیم. اما باید اون هیات مدیره قبلی به ما تحویل بده تا بتونیم روند قانونیش رو طی کنیم.
پرسش۱۰: از موقعی که وارد این پست شدید تا امروز چقدر با مدیریت قبلی آموزش و پرورش در ارتباط بودید و آیا از تجربیات آنها تا امروز بهره ای بردید؟
پاسخ۱۰: خب من نمیدونم تعریف شما از مدیریت چیه؟ هر کسی از مدیریت یک تعریفی داره. اینی که ما بخوایم با مدیریت قبلی در ارتباط باشیم من فکر میکنم برای اینه که نمیتونیم بگیم از تجربیات دیگران استفاده نکنیم اما هر کس تو مدیرت خودش یک شیوه خاص داره. اگر ما بخوایم همون کارهای قبلی رو انجام بدیم و هیچ تحولی به وجود نیاد این اسمش مدیریت نیست. الان فقط مدیر عوض شده اما بدنه مدیریت قبلی بدون تغییر مونده. شما اگر نگاه گنید بین نواحی و مناطق استان کمترین تغییرات در بدنه آموزش و پرورش خونسار بوده. من وقتی وارد شدم فکر این نداشتم که فلان کس را حذف کنم و این نفر رو جایگزین کنم. اونچه برای من ملاک بوده استفاده از تجربیات همکارام بوده تو این بخش. برنامه داشتم و هر مدیر عاقلی هم اینو همیشه فصل الخطاب خودش قرار میده که ما بیایم از تجربیات دیگران در این زمینه استفاده بکنیم به اضافه تجربیاتی که خودمون داشتیم و فکر میکنیم در روند آموزشی و تربیت تاثیر گذار بوده در بدنه مجموعه اجرا کرده باشم.
پرسش۱۱: چقدر خودتون رو انتقاد پذیر میدنید؟ این انقادهایی که از مجموعه آموزش و پرورش تو فضای مجازی انجام میشه بالاخره به گوشتون میرسه. تا چه حد انتقادهایی در فضای مجازی رو منصفانه میدونید؟
پاسخ۱۱: خدمت شما عرض کنم انقاد من میخوام لفظش رو عوض کنم و به جای نقد بگم پیشنهاد. یعنی اون کسی که داره نقد میکنه به عنوان یه پیشنهاد سازنده است. تا اونجایی که من روی خودم شناخت دارم هیچ وقت پشت دیوار توجیه خودم رو مخفی نکردم که نقد شده و من بخوام توجیهش کنم. نقد شده و ما هم با علم خودمون تونستم برای خودم یا دوستان تبیین بکنم که نقد که شده سازنده بوده یا غیر سازنده. خب بعضی وقتها من دارم میبینم نقد مغرضانه بوده مثل اینکه شما بگید اینجا یک لحاف تشکی ولو کردید و خوابیدید. این میشه نقد غیرمنصفانه. هر کسی با توجه به شیوه مدیریت خودش -نه من باشم دیگران به همین شکل- باید قدرت نقد رو داشته باشند. ما هم به دوستان گفتیم در جمع مدیران و دبیران گفتم اگر مدیری ازش نقد نشه و تنگناها بهش گوشزد نشه یعنی اون روز افول و پایان اون مدیریته. من خودم در جمع دوستان که قرار گرفتم خیلی راحتم باهاشون چون از بطن جامعه معلمین در این پست قرار گرفتم و سعی کردم وقتی در جمعشون قرار میگیرم این ممیز رو برش دارم حذفش بکنم چونکه تا دیروز توی دفتر آموزشگاه با هم میگفتیم و میخندیدیم و من بخوام بشم مدیر باید دیسیپلیین مدیریت رو برا خودم حفظش بکنم. اگر که یه همچین شاخصهای وجود داشته باشه اون میشه یه آسیب برای مدیر. اینه که خیلی راحت اگه موردی هم باشه نه اینکه بخواند رو در رو این کار رو انجام بدند ما بخشی داریم در اتوماسیون با عنوان انتقادات و پیشنهادات و بدون اینکه بخواند اسمی گفته بشه یا رد پایی بر جای بمونه گفته. شاید خیلی موارد برای من عادی بوده. مثلاَ گفته آقای دهاقین چرا چینش میز شما اونجا بوده چرا اینجا نبوده. خب وقتی نگاه کردم دیدم نقد منصفانه بوده خب روش تصمیم گیری کردیم و تا حد بضاعت خودمون انشاء الله اون مشکلات رو رفع و رجوع بکنم.
پرسش۱۲: به نظر شما مراسم هایی مثل برگزاری همایش تجلیل از دبیران در اردیبهشت ماه امسال چقدر در فضای آموزش و پرورش اثر داشت و تا چه حد شما از این برنامه ها همکاری خواهید داشت و استقبال میکنید؟
پاسخ۱۲: ما که سال گذشته همکاری ۱۰۰درصد داشتیم هرچند زحمتش گردن شما رو گرفت و دوستانی که به عنوان افراد بسیار فهیم و قدردان جامعه آموزش و پرورش یک همچین مراسمی رو برگزار کردند. مطمئناَ در روحیه همکاران بنده تاثیرگذار خواهد بود که بعد از ۳۰سال کار کردن و گچ خوردن پا تخته افرادی توی جامعه ما پیدا میشند که هنوز قدردان اون دستها و اون چهرههای خسته آموزش و پرورش هستند. امسال هم اگر شما این کار رو انجام بدید در حد توان ما خدمت شما خواهیم بود و آرزو میکنیم این کار همچنان ادامه داشته باشه حتی وقت ما هم به سمن بازنشستگی رسیدیم دیگران این کار رو برای ما انجام بدند.
پرسش ۱۳: چرا یک معلم باید ده روز مرخصی بگیره بره کربلا وکلاس درسشو تعطیل کنه اگه تو هر روز هم چهار ساعت کلاس داشته باشه تو این ده روز نزدیک به سی و شش ساعت کلاس نرفته چطور میتونه جبران کنه؟
پاسخ۱۳: ما باید نداریم و به هیچ کس مرخص ندادیم. غیر از حج تمتع که فقط یک بار به شرط جایگزین میتونه. اگر یک همچین همکاری داشتیم که یک همچین اقدام صورت گرفته خلاف مقرراته و به ما گزارش نشده. حالا امکان داره همکار رفته باشه و با تعیین جانشین این کار شده باشه که اونم از لحاظ قانونی قابل توجیه نیستش.
ادامه پاسخ۱۳- معاون آموزشی اداره: من تکمیل بکنم فرمایش آقای دهاقین رو. ببینید خروج از کشور توی سیستم آموزش و پرورش باید حتماَ با حراست و اداره هماهنگ بشه در درجه اول بعدش اینه که ما با این بحثهای خروج از کشور و زیارتی موافقت نمیکنیم مگر اینکه جایگزین واجد شرایط باشه با همون رشته وجود داشته باشه و مراحل قانونیش انجام بشه ضمن اینکه مرخصی بدون حقوق هم هست … بعضی همکارها سه روز یا چهار روز رفتند و ما شرایط رو خیلی سختگیرانه کردیم. خیلی از همکاران برای این بحث اربعین رفته بودند اجازه ندادیم کلاس خالی بمونه. حالا موردی اگر هست به ما گزارش بدند حتماَ بررسی میکنیم.
پرسش ۱۴: بنا به پژوهش هایی که آقای حمیدرضا میرمحمدی داشتند، خوانسار سومین شهر ایران بوده که دارای نظام آموزش مدرن شده. آیا قول راه اندازی موزه آموزش و پرورش شهر را تا زمان و تاریخ مشخص می دهید؟ چون انتظار میره این قضیه منتقل بشه به شهر چون یه جورایی هویت فرهنگی شهر هست.
پاسخ ۱۴: راجع به موزه آموزش و پرورش که مطرح کردید ما یک سری شرایط رو باید طی کنیم و به این راحتی به ما اجازه نمیدند. هفته پیش ما اینجا برای هفته پژوهش معاونت محترم پژوهش رو دعوت کرده بودیم در جمع همکاران. بعد از اینکه برنامه تموم شد اوردیمشون اینجا و یک سری مسایل رو مطرح کردیم و یکیش هم همین بود یعنی بحث راهاندازی موزه آموزش و پرورش. حالا موارد و مشکلاتی که ایشون مطرح کردند یه مقدار قابل تامله. به این راحتی نمیدند به اضافه اینکه اونچه که به عنوان موزه و یک اثر باستانی و قدیمی بهش نگاه میکنیم باید یک سری شرایط خاص رو داشته باشه که در داخل یک موزه قرار بگیره. مضافاَ اینکه بحث نگهبانی بحث محافظتش و نیروی انسانیش حتماَ باشه. اگر این امکانات و شرایط فراهم باشه میتونیم این قدم رو برداریم و دنبال این کار رو بگیریم. یعنی اول بستر کار آماده بشه بعد بیایم فکرش رو بکنیم. قول هم بدیم شاید تبعاتی داشته باشه. زیرساختهاش باید فراهم بشه.
ادامه پرسش۱۴: دبیرستان ماندگار چی شد؟
ادامه پاسخ۱۴: اون بحثش فرق میکنه. دبیرستان ماندگار اداره کل نامهاش رو فرستاده بود. اونم شرایطش شرایط خاص بود. ما بررسی کردیم دیدیم دبیرستان شریعتی حایز این شرایط هستش. به فرض مثال گفته اگر کسی بوده اینجا درس میخونده که وزیر شده یا در حد ریاست جمهوری بوده یا معلم بوده یا اینکه در قسمتها بین المللی دارای رتبه بوده، تقریباَ تحقیقاتی صورت گرفته و این مدرسه این شرایط رو داشته و نگاه ویژه بهش خواهد شد.
پرسش۱۵: این دبیرستان ما رو کی به ما میدید؟ البته این سوال جمع و گروه بود.
پاسخ ۱۵: دبیرستان آمادست و بهرهبرداری هم شده. در مورد دبیرستان قبلی جزو مدارس تخریبی بود. یعنی اونطوری که دوستان اطلاع دادند تمام لولههای گاز رو برش داده بوند و تمام در و پنجرهها رو درآورده بودند و میخواستند تخریب بکنند. ولی خب الان احیا شده و من فکر نمیکنم که بخوایم برش گردونیم بشه استفاده کرده که بخوایم دانشآموز رو اونجا بریم و بخوایم امر تعلیم و تربیت رو بهشون یاد بدینم. اونچه که مسلمه اولین شرط اینه که ما بتونیم شرایط ایمنی کار رو مهیا بکنیم. متاسفانه اونجا این شرایط رو نداره. با توجه به اینکه الان قدمت ۵۰ساله داره. شما نگاه بکنید قسمت پایین آب نشت کرده و از کف ساختمون زده بیرون. مکانی نیست برای این کار.
ادامه پرسش۱۵: دبیرستانهایی داریم با قدمت بیشتر و وضعیت ساختمون ضعیفتر که به خاطر همین قدمتش و هویت فرهنگی که داره مثل دبیرستان البرز داره استفاده میشه همچنان. بازسازی شده و هزینه شده و شاید هزینهاش بیشتر از ساخت مدرسه نو باشه ولی به خاطر ارزش تاریخی بنا و نفراتی که از اونجا اومدند بیرون ترجیحشون این بوده که ساختمون قدیمی حفظ بشه یا کاربریهای دیگه صورت بگیره. شما با این قضیه موافق هستید یا قایل هستنید باید تخریب بشه؟
ادامه پاسخ۱۵: من با تخریب شدنش موافق نیستم. ولی همینکه الان درش بازه و استفاده میشه جلوگیری میشه از تخریب اون مکان. مطمئن باشید خونهای هم که آدم استفاده نکنه حتی یک ماه آثار خرابی مشاهده میشه. از یه طرف مورچه سردرآورده، از جای دیگه نمیدونم حشرات موذی دیگه و همه اینها موجب میشه ساختمون تخریب بشه. کما اینکه پنج شش سال پیش باید خراب میشد و به تلی از خاک تبدیل میشد. خود اداره کل هم یه همچین دیدگاهی داشت و نقشههایی که الان موجوده به جای اینکه ساختمان فعلی رو بسازند دستور تخریبش صادر شده بود و مطمئناَ با توجه به اینکه لولههای گاز برش خورده بود و در و پیکر کنده شده بود چه میخواستیم و چه نمیخواستیم به اون سمت و سو پیش میرفت. حالا ان شاء الله ما هم در فکرش هستیم که بعدها به عنوان یک مدرسه ماندگار ازش استفاده کنیم یا همینکه فرمایش کردید به عنوان یک موزه و یادمانی برای گذشتگانی که اینجا درس خوندند و تجربیات و خاطراتی دارند به یادگار بمونه. زیاد هم مطرح میشه که به ما برش گردونید. خب حالا برگردونیم به شما چه اتفاقی میفته. همین که استفاده میشه باعث شده ساختمون رو پا باشه. یعنی وقتی من نگاه میکنم آب اونجا نشت کرده شاید اگر درش بسته بود سالیان سال کسی اونجا قدم نمیگذاشت و اونجا هم میشد مثل مدرسههای دیگه که انباریشون کردیم. میز و نیمکت اسقاطی رو تلنبار کردیم و سال به سال استفاده نمیشه.
پرسش۱۶: برنامهای برای استفاده از این ساختمونهایی که الان انباری شده ندارید؟ مزایده بگذارید؟
پاسخ ۱۶: اجازه فروش که به ما نمیدند اما اجاره چرا. ما این کار رو انجام دادیم. جاهایی که خالی بوده مثلا تو روستاها به دهیاران نامه نوشتیم که اگر بخواند بهشون اجاره بدیم یا برای کارهای تولید استفاده بکنند استقبالیی نشده. اونایی که توی شهر بوده و ما بهشون دسترسی داشتیم خب سال گذشته که بنده اومدم این کار رو انجام دادم. یعنی فکرم بر این بوده که بتونیم ساختمونهای داخل شهر رو از تخریب نجات بدیم و اودریم به عنوان سرای معلم استفاده کردیم. حالا خانه معلم با سرای معلم خیلی فرق میکنه. خانه معلم تمام امکانات در داخلش موجود هست از لحاظ رفاهی و پذیرایی مثل مرکز رفاهی که در استان الان موجوده. اینجا با توجه به اینکه شهر توریستیه و از اول فروردین تا ۳۱ام شهریور مراجعه کننده الی ماشاء الله، مکانی که سال گذشته در اختیار صدار بود، دبیرستان صدار ما به عنوان سرای معلم استفاده کردیم و نه اینکه مختص معلمها باشه. حتی افرادی غیر از معلم باشند بهشون اسکان میدیم و پولش رو میگیریم. تعریفی که خود وزارت خونه برای ما مشخص کرده. عاملیه که باز مدرسه خودش رو حفظ بکنه و جلوگیری از تخریب بشه. ما الان توی وادشت مدرسهای بود که دبیرستان صدرا نزدیک ۶۰-۷۰میلیون خرجش کرده و تماماَ سرامیک کرده و رنگکاری کرده بود و واقعاَ دیدم حیفه و اگر درش بسته بشه تمام شیشههاش خرد خواهد شد. استفاده کردیم خیلی عالی بود. باز امسال نیت داریم دبستان شهید امینی و شهید صانعی رو در بیدهند که فاقد محصله و الان انباری شده دستور دادیم قسمت پشتیبانی تمام لوزام اسقاطی رو خارج بکنه که برای شب عید با توجه به هماهنگیهایی که با ادراه کل صورت گرفته بتونیم تجهیزش بکنیم که یک فشار کاری رو از روی شهرداری بر خواهد داشت. شما هر شهری که برید فکر نکنم مثل ما بتونه فرهنگش رو القا بکنه. دوستانی که به عنوان معلم میرند یه اتاق میدند که یا هنوز اون طرفش دو تا نیمکته یا اونورش تخته سیاهش فعاله. اما ما اومدیم تو فرهنگ خونسار و خواستیم یه تبلییغاتی برای شهرمون بشه و الگودهی بکنیم برای شهرهای دیگه که این کار رو انجام بدند و ان شاء الله این نیت رو هم داریم که تا زمانی که خانه معلم و اون مرکز رفاهی رو توسط خیر راهاندازی بکنیم این مجموعهای که توی شهر هست رو به کار بگیریم.
پرسش ۱۷: یه سوالی مطرح کردند «گویا قبل از اینکه دبیرستان شریعتی به مکان فعلی منتقل شود، از طرف سازمان نوسازی هشدار دریافت کرده بودید که تا قبل از خراب کردن دیوار بلوکی وسط حیاط جواز انتقال به دبیرستان جدید را ندارید». این درسته؟
پاسخ ۱۷ : نه همچین چیزی نبوده و ما با مدیر کل نوسازی هماهنگی داشتیم. با توجه به اینکه در شریعتی قبلی دیگ هاش دیگه کار نمیداد و از بین رفته بود و الانم برید اثارش موجوده و یک سری از لولهها پوسیده بود و مشخص هم نبود که آب از کجا نشتی داره و دانش آموزها در وضعیت خیلی بدی به سر میبردند ما حالت فوریتی با خود اقای مدیر کل یه هماهنگی انجام دادیم که دانشآموزها به اینجا انتقال پیدا کنند. البته اون دیواری که فرمودید با مدیر محترم حوزه باقرالعلوم هماهنگ شده بود که ارتفاع دیوار تقلیل پیدا بکنه. ایشون و فرماندار محترم و بنده و خود ادراه کل هم پذیرفته بود که هیچ مشکلی تو این بخش نداریم و دیوار رو جابجا کردند و دیوار که با بلوک بود و فقط گل رو جابجا کردند. جناب آقای سجاد مدیر کل نوسازی، جناب آقای سجاد، حرفش بر این بود که دیوار اگر جابجا بشه و مقاوم سازی بشه ما حرفی نداریم.
ادامه پرسش ۱۷ : ادامهاش گفتند «باضافه اینکه در هفته گذشته سقف دوطبقه از دبیرستان خراب شده. اگر در دبیرستان جدید اتفاقی برای دانش آموزان رخ دهد چه کسی پاسخگو خواهد بود»؟
پاسخ ۱۷ : البته ما اینجا مدرسمون شبانه روزی که نیستش. روزانه است. اتفاقی که افتاده بود اونجا فکرکنم این بود که ترموستات عمل نکرده بود و آب روی سقف آمده بود. اونم کلش کنافه که سقف اومده بود پایین توی آزمایشگاه. از زمانی که این اتفاق افتاد پیگیر کار بودیم و امروز هم ما پیمانکار رو بردیم اونجا و با نوسازی نامه نگاری کردیم و با توجه به شیبی که اونجا مطرح شده بود و به کار گرفته شده بود متاسفانه یه مقدار مشکل تو قسمت پیمانکاری به وجود اومده بود از ناحیه بارندگی نبوده …
پرسش ۱۸: ممنون. به عنوان آخرین سوال در طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش که ابلاغ شده تاکید زیادی شده که آموزش و پرورش از رویکرد آموزشی بیاد روی مهارت های زندگی تاکد بکنه و بحثهایی مثل روبط اجتماعی، فرهنگ مطالعه، مهارت فن مذاکره ، فرهنگ سخت کوشی و الی آخر بیشتر مد نظر قرار بگیره و جاری و ساری بشه. شما چقدر با این قضیه موافق هستید و به صورت ویژه تر توی خونسار این قضیه رو دنبال می کنید که آموزش و پرورش به جای اینکه صرفاَ روی کنکور و رتبه و نمره و اینها تاکید بکنه بره رو مهارت زندگی تاکید بکنه و اینکه دانش اموزهای زندگی بهتری داشته باشند و خوشبختتر و موفقتر باشند؟
پاسخ ۱۸: موردی که اشاره فرمودید اونچه در سند تحول بنیادین اشاره شده و خودشون هم تاکید کردند ما الان در دوره متوسطه اول کتابی با عنوان مهارتهای زندگی تدریس میشه .. تاکید بر اینه وقتی این سند توسط مقام عظمای ولایت امضا شده رویکرد بر اینه که ما در قید و بند این نباشیم که بیشتر روی رشتههای نظری تاکید بکنیم و رویکرد بر علم اموزی در کنار عمله. یعنی عمل رو بر علم به نوعی ترجیح داده و ما میتونیم بگیم تو خونسار این موارد کار شده. البته سند تحول یک چیز کلیه. ما توی خونسار یک سری تفاهم نامه داشتیم با شهرداری به عنوان فرهنگ شهروندی. با داره ابفا بوده باز اون فرهنگ استفاده بهینه اب رو مد نظر قرار داده. با ادراه برق بوده. راهور بوده و نیروی انتظامی و جاهای دیگه و اینا که حضور ذهن داشتم عرض کردم. خودمون یک تنه قدم برنداشتیم و از ظرفیت موجود در شهرستان هم استفاده کردیم … کما اینکه در آموزشگاههای ما هر ماهه آموزش خانواده برگزار میشه. اونچه که ما دبنالشیم به عنوان آسیبهای اجتماعی … دعوتی که مدیران از خانواده های به عمل میارند و راجع به صحبتهای روز اونچه که واقعاَ فکر میکنیم یک جوان ممکنه تغییر بکنه در چنین محافلی، همایشهایی براشون انجام میشه. من باب اینکه فقط روشنگری باشه و خانواده ها خوشبختانه به اون فهم بالا رسیدند که همیشه آموزش و پرورش رو به عنوان یک ملجا برای خودشون قلمداد کردند و خواهند کرد و اعتقادی که به این مجموعه دارند. حالا ان شاء الله فکرهای دیگه هم داریم که بتونیم با داره کل یه رابطهای برقرار کنیم که تو این کار قدمی در جهت اونچه نیت رهبری بوده در سند تحول برسیم.
پرسش۱۹: یه سوال آخرتر هم اسمش رو بگذاریم. اشاره کردید یک سری مدارس الان متروکه است. اوون موقع که این مدارس ساخته میشده توجهی به الگوی جمعیت و هرم جمعتی نشده که حالا تا چند سال آینده جمعیت دانشآموزی کم میشه. یه زمانی جمعیت دانشآموزی ۲۰میلیون بود الان شده ۱۴میلون اگر اشتباه نکنم. برای آینده پیش بینی کردید که تو خونسار شش هفت سال آینده چه اتفاقی میفته؟ برای سرمایه گذاری که الان انجام میشه؟ مثلا به خیر بگید که فلان جا سرمایهگذاری نکن. اینجا مهمتره.
پاسخ ۱۹ : ما الان تو روستاها داریم که حداقل دو تا مدرسه داریم که یکیش کلاَ خالیه و یکیش با ظرفیت ۲۰نفر داره استفاده میشه. از ویست بگیرید تا ارجنک و خشکه رود و … . من فکر میکنم جواب این سوال رو شبکه بهداشت باید بده که چه راهکاری برای آینده داره؟
ادامه پرسش۱۹: شما باهاشون هماهنگ هستید؟
ادامه پاسخ ۱۹ : توی روستا مشخصه و هیچ فرد عاقلی مدرسه نمیسازه و قطعاَ مشورت میکنند.
ادامه پاسخ ۱۹ – معاون آموزشی اداره: الان سیاست آموزش و پرورش با توجه به کاهش جمعیت روستا مرکزی داره میکنه. چون اقعاَ به ضرر دانش آموز هست از نظر آموزشی و روی بحث حمل و نقل سرمایهگذاری بکنه و متمرکز بکنه تو کلاسهای مجزا به جای کلاسها چند پایه. چون علیرغم اینکه ما یک سری واکنش ها رو تو شهر داشتیم ولی تو بعضی روستاها اجرایی شده و از لحاظ کیفیت آموزشی خیلی تاثیر داشت. گرچه تبعاتی هم داشت و بعضی تصورش اینه که تو هر روستا باید یه مدرسه باشه و یه پرچم جمهوری اسلامی هم بالاش باشه به عنوان یک نماد. من فکر میکنم این تفکرات رو باید دور ریخت و دنبال کیفیت بود.
در پایان آماری از تعداد دانشآموزان و … توسط مسئولین محترم ارائه شد و با توضیحات زیر توسط رئیس محترم و معاون محترم آموزشی، جلسه خاتمه یافت:
ابتدا نقدها و پیشنهاداتی در مورد گروه انجمن دانش آموختگان خوانسار که همون گروه دبیرستان شریعتی بود به نوعی آغازکننده فعالیتهای اجتماعی در بستر شبکههای اجتماعی در شهر بود بیان شد سپس تاکید شد که مهمترین مسایل آموزش و پرورش زیر سایه کنکور شاید از دید بسیاری از افراد جامعه پوشیده است. مسایل مهمی مثل پژوهش، فعالیتهای فرهنگی، هنری و ورزشی در این مصاحبه هم خیلی مورد توجه قرار نگرفتند. کادر فعلی اداره برای پژوهش اهمیت بسیاری قایل هستند و جایگاه مسئول پیگیری امور پژوهشی از یک کارشناس اداره به معاونت ارتقا پیدا کرده. افزایش قابل توجه آمار جشنواره جابر ابن حیان و جشنواره نوجوان خوارزمی و مشارکت در تولید محتوی خیلی خوب بوده ولی نمود بیرونی ندارد و ان شاء الله در آینده شاهد انتخاب چند پژوهشگر نمونه از شهر باشیم. بودجه پزوهشی نداریم و خیرین را در این زمینه باید جذب کرد. بیشترین جلسات توامند سازی را امسال داشتیم، هر هفته کلاس ضمن خدمت داریم در حالیکه سال گذشته به تعداد انگشتان دو دست نداشتیم. از شرکت در جشنواره ها رتبه نمی خواهیم ولی الفبای پژوهش را می خواهیم یاد بگیریم. در زمان اقای باقرزاده فراخوان دریافت مقاله با طرح تشویق دادند و ۵۰۰مقاله دریافت کردیم که بسیاری از آنها مقاله علمی مدون صحیح نبودند. در جلسه تقدیر از پژوهشگران هفته قبل ۱۲نفر معرفی به استان شدند و استقبال ۳۰۰نفره معلمها از بحث پژوهش باعث خوشحالی معاون مدیر کل و تعجب در کمال ناباوری ایشان شد. نگاه به کنکور باید تغییر کند. (هر چند از دید انجمن نیاز به نگاه به کنکور هم هست چون به شدت در شهر ضعف نیروی انسانی متخصص داریم).

با سپاس مجدد از پاسخگویی آقایان رضا دهاقین رئیس محترم اداره و خسرو دهاقین، معاون محترم آموزشی.