امروز یک شعر زیبا از استاد دکتر محمد حسین تسبیحی(رها)، که در سالهای انتهایی دهه۴۰ برای بیش از چهار سال در دبیرستان دریانی خوانسار ادبیات تدریس میکردند، برای اولین همایش تجلیل از دانشآموختگان دبیرستان دکتر شریعتی شریعی(دریانی) خوانسار به دستمان رسید که فیلم آن را نیز به زودی در همین مطلب قرار خواهیم داد. حکم ابلاغ آقای دکتر تسبیحی مربوط به سال۴۶ جهت تدریس در دبیرستان دریانی نیز برای تجدید خاطره درج شده.
گزیدهای از ابیات شعر:
ای همه خوانساریان اینک همه شادان شوید
دانش و فرهنگ و دین همچون گلستان بشکفید
بنگرید بر این دبیران خردمند و خبیر
جمله از پیشکوستان باشند و شاد و شید
…
صوت احسن میرسد بر گوش هر دانشوری
از دبیرستان دریانی همه کس مستفید
…
من شدم خدمتگذار درس و تدریس و ادب
مدت چهارسال و اندی عشق خوانسارم شَدید
…
کار خوانسار و همه آموختگان انجمن
روشنی آورده اندر عالم عشق و امید
…
من «رها» همواره گویم زنده، این خوانساریان
مهربانیشان بود بر گردنم حبل الورید
…
احترام شهر خوانسار و خراسان خوش بود
ساکنان دکتر شریعتی مزینانی رسید
نسخه کامل شعر را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید:
ای همه خوانساریان اینک همه شادان شوید
دانش و فرهنگ و دین همچون گلستان بشکفید
بنگرید بر این دبیران خردمند و خبیر
جمله از پیشکوستان باشند و شاد و شید
دانش و دانشوری از شهر خوانسار آمده
عشق و عرفان و محبت در جهان درگسترید
از دبستان و دبیرستان و دانشگاه آن
روشنایی بخش جهان عارفان گشته پدید
بلبلان چه چه زنان بر شاخساران ادب
لهجه و گفتار خوانساری بود عهد بعید
گردش اندر شهر خوانسار و همه اطراف آن
دّر و مرجان و گهر آید به دستها مزید
چشمه ساران آمده در کوه و دشت و باغ آن
هر زمان الله اکبر از مساجد بشنوید
مردم خوانسار همه کوشان و جوشان روز و شب
چون همه فرهیختگان، دانشوران، سعد سعید
خوشنویسی هر کجا گسترده گشته در جهان
نام خوانساری بود در خوشنویسیها نوید
چاپ سنگی، چاپ سربی در کتب رونق گرفت
طرح و نقش مردم خوانساریان، گل آفرید
حوزه های علمی و تکیه و حسینیه نگر
فقه و تفسیر و کلام و منطق اندر آن رسید
این همه در سایه عشق دبیران سکه ساز
گوهر اندرز صداقت را به دلها آفرید
از دبیران کهن سال و جوان بشنو سخن
تا رسد آوازه تدریسشان گفت و شنید
ای معلم، ای دبیر، ای گوهر بخشندگی
بر زبان و جان و هوش تو بود حمد حمید
فضل و دانش، همچو خرمن این دبیران گسترند
درس و تدریس و ادب در دستشان زرّین کلید
صوت احسن میرسد بر گوش هر دانشوری
از دبیرستان دریانی همه کس مستفید
این بود تاریخ خوانسار کهن ای عاشقان
بر گونهای گز و شهد و عسل، یاد آورید
شیخ اباعدنان و آن بابا عظیم پهلوان
چشمهآخوند و باباترک ما با چشم دید
پاکدلی مومنان، خوانساریان مهربان
جمله در میهمان نوازی میدهند نور امید
من شدم خدمتگذار درس و تدریس و ادب
مدت چهارسال و اندی عشق خوانسارم شَدید
هرکجا در کوه و صحرا روز و شب گردشکنان
چشمه مرزنگشت و چشمه تت مرا لطف مزید
ای مبارک بادتان خوانساریان پاک دل
شهرتان زیبا و گلزار ادب نوروز و عید
این زمان بنگر بزرگداشت دبیران باشکوه
وحدت و توحید و تعلیم از دبیران بشنوید
آفرین انسان خدای پاک و بی همتای ما
لیکن از کار معلم نسل انسان شد حفید
کار خوانسار و همه آموختگان انجمن
روشنی آورده اندر عالم عشق و امید
من «رها» همواره گویم زنده، این خوانساریان
مهربانیشان بود بر گردنم حبل الورید
پیشرو دانش بود آموزش و هم پرورش
رونق فرهنگ و دین در این روش باشد سدید
احترام شهر خوانسار و خراسان خوش بود
ساکنان دکتر شریعتی مزینانی رسید

