آرشیو برچسب: گفتگو با دبیران دبیرستان خوانسار

۱۶اسفند/۹۴
Old HighSchool 02

گفتگو با دبیران: مصاحبه با استاد نعمت اله محرابیان، دبیر شیمی، ریاضی و … از ۱۳۳۱ تا ۱۳۶۱

 سرویس گفتگو: هادی افسر، هادی زرتابی، سید حجت اله توکلی،  سید علیرضا صاحبی – این گفتگو تقریباً ۱۰ما پیش انجام شد. دو روز قبل از همایش ۲۵اردیبهشت۹۴ و هدف ما از این گفتگو یافتن ردپایی از خانواده آقای دریانی موسس دبیرستان دریانی خوانسار بود؛ امّا شیرینی سخن استادی که عشق به آموزش را  نه از کلامشان که از نگاه نافذ و پر جذبه ایشان می‌شد فهمید و دید؛ گفتگو را به مسیر دیگری برد و در نهایت گفتگو ختم شد به عشق و علاقه استاد به خوانسار و رنجی که از عدم پیشرفت خوانسار می‌کشند. راستش را بگویم چند ماهی طول کشید فیلم این گفتگو به دستمان برسد و وقتی دیدمش تازه فهمیدم که چه روز ارزشمندی را تجربه کرده بودم. از روزهای ناب زندگی.  و با خود مکرر ای نسخن را می‌خوانم که «قدر استاد نکو دانستن، حیف استاد به من یاد نداد» ( 
MrMehrabi
هر کی هر کاری رو قبول کرد دیگه مقید معیشتش و کمبود حقوقش و این چیزا نباشد. کاری که قبول کرده به نحو احسن انجام بده.

ادامه مطلب

1+
۰۸دی/۹۴
940906_Mriranpour

گفتگو با دبیران: مصاحبه با استاد مجتبی ایران‌پور، مدیر و دبیر ادبیات از ۱۳۴۳ تا ۱۳۷۳

940906_Mriranpour3-4
سرویس گفتگو –  هادی زرتابی‏، امیر صانعی و سید علیرضا صاحبی: استاد سال۷۳ بازنشست شدند و من سال۷۶ وارد دبیرستان شدم. همین تأخر تاریخی سبب شده بود تا هیچ وقت شعرخوانی های ایشان را ندیده باشم. گذشت تا یک هفته قبل از همایش ۲۵اردیبهشت که با حمیدآقای صانعی و امیر آقا شبی به خانه استاد میهمان شدیم و یکی از سوالاتی که همیشه در ذهنم بود پاسخش را یافت. شعر خوانی و شعر حماسی را با تمام وجود درک کردم. شنیدن این گفتگو هیچ گاه برایمان تکراری نخواهد شد که هر بار بیش از پیش در لذت شعرخوانی استاد غرق می‌شویم.

 

استاد ابتدا بخش کوچکی از انبوه مدارک و مستندات ارزشمندی که در طی سال‌های خدمت جمع‌آوری نمودند به ما نشان می‌دهند و می‌گویند: این کلیه مدارک ۳۱سال و نیم خدمت ماست که به صورت بایگانی درآمده ولی من خیلی منضبط بودم. این اولین حکمیه که بعد از دوره تعلیماتی سپاه دانش از طرف وزرات فرهنگ به ما دادند که ما اومدیم بعد از اینکه سپاه دانشی‌ها جلوی شاه رژه رفتند بهشون حکم دادند، اون زمان حکم من اشتباه چاپ شده بود و ما تمام جاها رفتیم. محل خدمت من رو نوشته بود اصفهان! من محل خدمتم رو گلپایگان و خونسار و فریدن تعیین کرده بودم و نوشته بودند اصفهان. گفتم بابا من اصلاَ اصفهان رو بلد نیستم. اونجا همینطور که هاج و واج می‌گشتم سه نفر رسیدند به من و گفتند آقا شما کجا افتادید؟ گفتم من خوزستانیم و افتادم اصفهان. گفتند میای با ما عوض کنی؟ گفتم من خوزستانیم و برام مهم نیست -آخه اون وقت خونسار جزو استان شیشم بود جزو استان خوزستان بود- گفتم که عوض می‌کنیم و با یکیشون رفتیم پیش یه مدیر کلی بود که بدون تشریفات و غیره یه دفتری زیر بغلش بود. از من رو گرفت و نوشت گلپایگان صحیح است و از اونو گرفت و نوشت اصفهان صحیح است. همینو بمون داد و با همین ابلاغ استخدامی ما اومدیم. دیگه تموم ابلاغای دیگه هر مدرسه‌ای ما رفتیم و پایه و گروه از این مدرسه به اون مدرسه همه رو اینجا دارم.

ادامه مطلب

7+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
۲۸شهریور/۹۴
Int_MrHajizaki 02

گفتگو با دبیران: مصاحبه با آقای نصرت الله حاجی زکی، دبیر ورزش از ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۵

سرویس گفتگو – سید حجت اله توکلی، سید علیرضا صاحبی: آرامش در اوج فعالیت و حرکت جسمی در مدرسه به مانند یک رویا می‌ماند. امّا لبخند همیشگی مردی با انرژی که هنوز هم موج انرژی‌های مثبت او در تو اثر می‌کند، آرامش را در ساعت ورزش مدرسه برایت به ارمغان می‌آورد. در طول دوران ۱۲ساله مدرسه تقریباً همه دانش آموزان برای رسیدن ساعت ورزش روزشماری می‌کردند، شاید به خاطر خستگی از محیط صرفاً آموزشی کلاس بود ولی ساعت ورزش دبیرستان دکتر شریعتی از سال ۱۳۵۵ تا حدود ۱۳۸۵ علاوه بر مفرح بودنش، آرامشی داشت که مدیون دبیر محبوب و دوست داشتنی ورزش‌اش بود. با ما در ساعتی که با استاد حاجی زکی به گفتگو نشستیم همراه شوید. 
Int_MrHajizaki 02

اگر ان‌شاء الله جامعه ما نقش ورزش رو مهم بدوند و هر خانواده یه رشته ورزش رو دنبال کنند و کل جامعه ورزشی بشه‏ اونوقت جامعه از سلامت برخوردار می‌شه و پویا و زنده می‌شه. چون همونجوری که می‌گند عقل سالم در بدن سالمه‏ اون طرف باید سالم باشه تا بتونه مهندس و دکتر سالمی باشه

ادامه مطلب

6+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar