گفتگوی آقایان رضا فروزش و محمد صانعی درباره ریشه نامگذاری برخی محله‌ها

مقدمه: از تبادل نظر و گفتگوی علمی میان آقای رضا فروزش و  آموزگار گرامی استاد محمد صانعی چیزهای فراوانی درباره خوانسار و پیشینه آن‏، ریشه برخی نام‌ها و پویایی‌های زبان آموختیم. بدینوسیله از هر دو این بزرگواران نهایت سپاس را داریم. متن کامل این مباحثه به دلیل نکات ارزشمندی که داشت و استفاده‌‌ای که ممکن است اهل تحقق و پژوهش بخواهند از آن داشته باشند، در وبسایت انجمن منتشر شده است. در ادامه این گفتگوی ارزشمند تلگرامی را بخوانید:

#محلات_قدیمی_خوانسار ۸
با سپاس از آقای رضا فروزش
#موریزان
درود
در مورد نام گذاري موريزان من پيش از اين هم در جايي ديگر نوشتم كه برداشت ريزش مو نادرست است فكر مي كنم بايد به موارد زير توجه كرد
١- نام در ريشه بايد معني داشته باشد ريزش مو معني ندارد مو نام درخت انگور است و روشن است كه كاربرد ريختن براي درخت بي معني است ما مي گوييم مثلا گل ريزان كه معني دارد وگل را مي توان ريخت اصولا فعل ريختن براي مايعات يا جامداتي كه قابليت ريختن دارد به كار ميرود
٢- در خونساري گوييم مورزون فرض كنيم مو ريختن درست باشد خوب خونساري ان چه مي شود ؟ مي دانيم مو را در خونساري مي مي گويند در خونساري تبديل “او” به ” ي” زياد است همچون خون به خين و پول به پيل اما تبديل “ي” به “او” من نشنيده ام اگر فرض كنيم برداشت ريزش مو با همه نادرستي فيزيكي ان درست باشد خونساري ان مي شود مي ريزون نه مو ريزون
٣- اما ماني مورزون چيست تا انجا كه من جستجو كردم در گويش هاي ديگر فارسي به ويژه گيلك و مازندران واژه مرزون و مرزن و مكان هايي با نام مرزن اباد و مرزون و مرزون كلايه و مرزون اباد زياد است در برگشت به واژه نامه گيلان و مازندران ماناي ان مرز + بان ( يا وان تبديل و به ب و بر عكس مانند ورف و ورگ خونسار) ماماي ان يافت شد
فكر مي كنم به ظن قاطع ماناي ان مرزبان است و البته مرزن گشت هم همان است و ماناي گشت مرزبان دارد و اگر توجه كنيم هم مورزون و هم مرزن گشت دو مرز خونسار بوده كه در برابر يورش جانوراني همچون خرس و گرگ قرار داشته ومراقبت از انجا كاري عادي به شما ر مي ايد
يادم است مادر بزرگم كه اگر بود بيش از ١٢٠ سال داشت مي گفت كه به ياد داشته كه پلنگ از كوه به اغل گوسفندان حمله ميكرده و اينكه همين دره غار را هميشه دره خرس مي گفت

🔍 #محلات_قدیمی_خوانسار ۹
با سپاس از آموزگار گرامی استاد محمد صانعی در ادامه نوشته همشهری فرهیخته آقای رضا فروزش.
#موریزان
آقارضای عزیزخوشحالم ازاینکه چند روز پبش درخوانسارشما را زیارت کردم. … آخه شهرما مگه فقط دو تا مرز دارد؟ …
اولا اگر بگوییم موریزان پربیراه نیست برای اینکه موبرخلاف درختان میوه روزمین رشد می کند(داربست حکایت دیگری است) شما اگریادتان باشد که جاده ی خاکی ازوسط مورزون و سرالونده رد می شد و پس از دور زدن رزآقا ادامه مسیرمی‌داد. رز یعنی باغ امادرفارسی رز یعنی درخت مو. حال چه ایرادی داردکه مو و رز را با هم بکار بریم. درثانی مرقوم فرمودیدکه ریختن شامل مایعات است پس ریزش کوه‏، بهمن، ساختمان، برف و… را چگونه توجیه می کنید؟ اضافه کردیدکه درگویش خوانساری نداشتیم که (ی) به (او.یا.و) تبدیل بشه. باید به عرض برسانم در لهجه ی ریسونی میل را مول، شیشه را شوشه، سینگی را سونگی و… می گفتند. ازطرفی خرس یک تشبیه است برای خلق و خوی مردم خوانسار [مشاعره خرس و خر مرحوم بخشی و مرحوم لاهوتی]. برفرض وجود خرس در کوه‌های خوانسار مگر این جانواران فقط ازمورزون حمله می‌کردند و به کجا؟ تا آنجا که من بیسواد اطلاع دارم مرزبانی و مرزداری در مقابل حمله ی انسان بکار می‌رود و اصلا شما می‌دانید خوانسار به عنوان شهر از دوره ی صفویه معاصر با اتراق مرحوم حاج محراب و پسرش حاج صانع مطرح شد (شماکه ازفامیل صانعی هستید)یعنی دوره ای که حکیم زلالی ملک الشعرای آن زمان بود. حال ازشما می‌پرسم(بالدی) به چه معنی است؟ می‌دانم یعنی بالای ده اما خود کلمه. یا ریسون، شیرک، جوزچه و … حتما بایدگفت (گرتکون چه) و چه جالب ازآرایه‌ی جناس استفاده شده (رز)هم یعنی باغ به خوانساری و هم (رز)به فارسی یعنی درخت مو پس مورزان یا موریزان هردو به یک معنی است. مثلا لبرود با گوش خوانساری (لی.جولکه)یا چارباغ با گویش خوانساری (چار رز) بی‌ریخت میشه. بگذریم چند سال پیش محرم سینه زنی صاف صادق و نوحه خوانی با فرهنگ که هردو به رحمت حق رفته‌اند چنین شد که نوحه خوان برای تمرین فردا در مسجد خواند:  ازمنا تا کربلا با صد فغان آمد حسین
دوست سینه زن مرحوم میگفت: ازمنارکربلا باسرهوارآمدحسین
وخلاصه آنچه زبان محاوره را بازبان رسمی فرق می‌گذارد همین است. من ازمرحوم حاج کریم آقاصانعی۱۵۰ سال تا امروز و ازقول پدرشان میگفت این محل (مشرق رودخانه)و سینه ی تپه باغ مو زیاد بود و خود من درکودکی ازبسیاری از اهالی مورزون که ۴۰-۵۰ سال پیش فوت کردند این وجه تسمیه راشنیده ام. شایدهم چون در دامنه ی شرقی مورزون و تپه های شنی کاشته بودند زیاد رشد نمی‌کرد مضافا آب مورد نیاز یا ازقنات کیده یا مزرای بالادست ممکن است به دلیل عدم رشدکافی به موریزیعنی موکوچک و موریزان محلی که موهای کوتاه (ریز)به عمل می‌آمد. من خودو در دره شیر‏، نوشوخی و وسط کوه سیل مو وحشی دیدم که انگور خیلی ریزوترش ازآن به عمل می آمد. این هم میتواندتوجیه دیگری باشد.
حالا شما دنبال مانای کلمه وریشه ی پهلوی دری آن هستید،‏ پیشنهاد می‌کنم تمام محله های خوانسار از نظراسم‏، وجه تسمیه و سایر ویژگیها را بررسی و برای آیندگان به یادگار بگذارید. حقیرهم درحدبضاعت این کار را خواهم کرد (بامشورت شما) اما توصیه می‌کنم (البته نظرشخصی است)تنها دوکتاب دیوان مرحوم بخشی وگویش خوانساری(استادمرتضی اشرفی) برای هفت پشتمان کافی است بقیه تکرارمکررات است درخاتمه در اسم چشمه ی مرده زنده گشت شک نکنیدکه زمستان گذشته وسط زمستان بیدار شد و پس ازمدتی که فهمید زوداست و مرد تا قنشهای بعد عید که مجددا زنده شد. زیاده عرضی نیست موفق باشید.

🔍 #محلات_قدیمی_خوانسار ۱۰
نوشته آقای رضا فروزش
در مورد جدل مورزون بايد بگويم من در اندازه اي نيستم كه حكم بدهم و تنها نظر ميدهم آن هم با اندك مجالي كه داشته ام و چنين داستانهايي را دنبال ميكنم به ويژه امروز كه اينترنت دنيايي از داده ها و آگاهي در اختيار مردمان گذاشته.تا انجا كه من ميدانم ريشه يابي نام كسي يا جايي بر پايه سه روش است:
✅نخست سنديت: به ماناي اينكه در باره آنچه مي خواهيم سندي در دست باشد براي نمونه چندي پيش من سندي خانوادگي را كه از ١٧٠ سال پيش بود در دسترس ديگران نهادم و آن سند بنچاق فروش زميني در كوي لاي رود در كنار رودي كه از باغ كل و كريز كده ميايد بود. در آن بنچاق به روشني واژه رود لاي و نهر لاي براي رودي كه به خونساري به ان “لي رو” مي گوييم به كار برده شده بود نتيجه اي كه گرفتم اين بود كه برگردان فارسي “لبرود” براي نام اين رود درست نيست و فارسي ان “لاي رود” است كه مي دانيم در واقعيت هم چنين است و اين جوي كوچك هر از چند گاه اورنده سيل و گل ولاي است.
در مورد نام مورزون اگر بتوان چنين سندي يافت كه البته شك ندارم در خانه هاي كساني كه در گذشته زميني و خانه اي در ان جا داشتند پيدا مي شود بسيار كمك خواهد كرد و شايد فرمايش دوست گرامي اقا محمد صانعي هم سنديت يابد.
✅ قطعيت يا آنچه در دانش آيين اسلام بدان حديث گويند است به ماناي اينكه از سر چشمه هاي معتبر با نام نشان گفته شده باشد و كساني با پيشينه و مورد اطمينان ان را بگويند و تاييد نمايند .گمان من اين است كه نظر اقا محمد بر اين پايه است كه اگر چنين است بزرگواري نموده براي ثبت در فر هنگ و تاريخ خونسار ان را نوشته و در ديد دوستداران خونسار بگذارند.
✅ باستان شناسی: چنانچه دو روش گفته شده شدني نباشد تنها راه است. همان كه براي نمونه منجر به كشف رمز خط قبطي و ميخي هخامنشي شد پايه اين روش براي يافتن ريشه نامه جايي يا كسي بر سه روش آناليز و جستجو و همسان يابي است. يكي از كساني كه به اين روش ها نام هاي شهرها و روستاهاي ايران را ريشه يابي كرده شادروان كسروي است كه دستاورد خود را در كتابي به همين نام آورده است. براي نمونه گويند خوانسار به ماناي چشمه سار است بر اين پايه كه خوان يك واژه بسيار كهن ايراني اوستايي به ماناي چشمه است و سار پسوند فراواني. من كنجكاو اين داستان بودم و به دنبال ان نزديك ده جا به نام خونسار شناسايي كردم در ايران در گيلان و كردستان و بندر عباس و فارس و پرسيدم و دانشتم كه برداشت ما از نام خوانسار با آنها نزديك يا يكي است. همچنين شهر وروستاهايي به همين نام در افغانستان و پاكستان و هند و نپال و بنگلادش شناسايي كرده و با كساني از ان جاها ارتباط گرفته و با شگفتي ديدم كه در زبان آنها نيز خوانسار ماناي جشمه و سر چشمه و رود خانه دارد. نامي ترين خوانسار هم روستايي است در نپال كه اخرين ايستگاه شهري در يكي از مسيرهاي اورست است.
كاري كه در اينجا كردم آميزه اي از دو روش جستجو و همسان يابي است.
در مورد مورزون نيز من چندين روستا و كوي و شهر كوچك با نام مشابه در گيلان و مازندران و كردستان شناسايي كرده ام و در بر گشت به فرهنگ واژه هاي گيلان و مازندران ماناي آن را مرزباني و مرزبان يافته ام و برداشت خود را با اين دانسته ها نوشتم.
با اين حال فكر كنم بهترين راه يافتن سندهايي از سده هاي گذشته در مورد هردو نام مورزون و مرزن گشت است.
يكي دو نكته را هم بگويم
همانطور كه گفتم ريزش براي مايعات و برخي جامدات قابل ريختن مانند گل و برگ و خاك و هوارو…… به كار ميرود.
دوم اينكه مرزواژه اي است براي روشن كردن چهار چوب زمين كه مي تواند تا كشور يا قاره هم برسد بنابراين يك جا يا مكان را مراد است و مي تواند مورد يورش ادم يا جانور قرار بگيرد . نمي دانم اما شايد مرزباني خونسار براي ديده باني و نگهباني در برابر گروههاي چپاولگر هم بوده.
اما نكته اي كه من از نوشته اقاي صانعي دريافتم و برايم بسيار جالب بود و تاكنون به فكرم نرسيده بود اينكه شايد واژه مورزون تركيب “مو” به ماناي درخت انگور و ” رز” با ماناي باغ در خونساري و “اون” پسوند فارسي و خونساري برگزاري مانند مهر برون و اذن گيرون و… باشد در اين صورت ماناي ان باغ هاي انگور خواهد بود. چنين آناليزي بيشتر به دل مي نشيند.
اگر چنين باشد ان گاه شايد توان گفت كه مورزون و مرزن در خونسار ربطي ندارند و ان گاه ادم بيكاري چون من دوباره دوره بيفتد تا ببيند چه مي يابد.
پوزش و آرزوي تندرستي و پايداري براي همه خونساريها

🔍 #محلات_قدیمی_خوانسار ۱۱
نوشته آموزگار گرامی استاد محمد صانعی در ادامه گفتگو با آقای رضا فروزش در باره ریشه نام محله #موریزان
✅ ریشه یابی واژگان و مساله تقسیم آب خوانسار و گلپایگان ✅
ریشه یابی واژگان همانطورکه فرمودید مراحلی دارد اما درمورد ابنیه تاریخی شهرهای باستانی و…صدق میکند. مثلا محله جدیدصفائیه احتیاج به ریشه یابی ندارد مضافا که خوانساربه گلپایگان مثل شیمران به تهران است و براساس سنگ نگاره ها دشت گلپایگان قدمت۲۶هزارساله دارد و عمده آب نیوان و اطراف از سرچشمه تامین میشد و چون ییلاق حاج محراب و پسرش حاج صانع بود اجازه استفاده ازاین آب را نداشتند. لاجرم درخراب ناد یا پایین سد که دم و دستگاه شرکت سازنده مستقر بود و دریک دوره وسط گاه درداخل سدکنونی و بالاخره به شهرک که همگی این محلها کاری به آب سرچشمه نداشت و چون بالا دست بود اقدام به کندن قنات کیده گویا وسط قلعه بود و قنات خان که آبش تا شهرک میآمد. پس از قدرت گرفتن وجنگ و جدال منجر به تفسیم آب سرچشمه به ۹روزگلپایگان و۳ روزخوانسار شد و اگر یادتان باشد تا اوایل دهه ۵۰ ادامه داشت که با دست به چوب شدن وادشتیها و پاتختیها و… درزمان خنجری رئیس ژاندارمری وقت و با احداث سد اختخوان آب به خوانسارتعلق گرفت.
✅ ۹نکته درباره نام محلات خوانسار✅
برای جلوگیری ازاطاله ی کلام نظرم را تیتروار می‌گویم:
۱-همان طورکه عرض شد شهریت خوانسار از دوره ی صفویه بوده دوره ای که زبان فارسی زبان غالب بوده
۲-به مناسبت ارتباط تنگاتنگ با گلپایگان علی رغم لهجه متفاوت در زبان فارسی مشترک بوده
۳-قاطبه مردم خوانساربه خاطر موقعیت جغرافیایی یا باسواد بودند یا با سواد‌داران حشر و نشر داشتند
۴-این باسوادی باعث میشدهرملکی راکه درتصرف داشتندبه ثبت برسانند و به قول مرحوم آقایحیی صانعی و آقا سعید کاظمینی مسئولین اداره ثبت هیچ کجای ایران مثل خوانسارگره های ثبتی نداشت مثلا درخت گردو گوشه ی حیاط و یک گوسالدون به نام یکی. شیسون، کادون و راه پله به نام دیگری وقس علی هاذا
۵-برای ثبت باید به نام فارسی انجام میگرفت مثلا فلان باغ باحق شرب نهر(زرآغوش).(ترنقون).(جیلا)و…که هرکدام حتما وجه تسمیه داردکه به نظرمن زرآغوش چون هیچ موقع خشک نمی‌شود با آبیاری باغات و فروش محصولات واقعا زر در آغوش دارد یا اسامی چشمه ها و مزرعه هانامهای محلی داردمثل دورحسنه که در واقع دورحاج صانع بود چنانکه قبلا گفتم مرحوم حاج صانع آب قنات کیده را ازروی گورجیدون ازمحل هنرستان اریب بالای مرده زنده گشت ومیفتادتوجوی سرچشمه (ورمواقع خشکسالی) و تا دورحاج صانع می‌رفت.
۶-همانطورکه عرض شدشهرهای بزرگ ابنیه واماکن مذهبی کاخها و…رامیتوان ریشه یابی کردمثلا چرا بنای سنگی مرودشت تخت(جمشید)نام دارد. چرا تخت کورش نه یاهخامنش نام نگرفته؟
۷-مردم خوانسار از محله های بالا به خوانساری، رئیسان که محل سادات و علما بودفارسی با لهجه ی مخصوص تا ارسور و سونقان که به نظرمن خوانساری بخشی و سنگ شیر و بیدهند فارسی بیندی و قودجان و تیدجان که باز فارسی لهجه دار و بالاخره وانشان که مخلوطی ازفارسی وخوانساری ویهودی
۸-جالب آنکه گلپایگان هم علاوه برلهجه ای که مامی دانیم یک لهجه ی خاص دارندکه برای ماقابل فهم نیست وازقدمت آن نام روستای(فیلاخوص)درگلپایگان که نامی یونانی واحتمالا ازافسران اسکندرمقدونی است
۹-کلا منظوراین است درشهرهای کوچک وکم اهمیت اسامی رابه دلیل محلی یا اتفاقی که افتاده یا…مثل (کندینگا)محل کندو، کاسون محلی که کاه خون بسیاری داشت، چالاباقر، مالگا، چیت گا و خیلی ریشه ای نیست
درخاتمه آقای فروزش عزیز من درحدی نیستم که برای بزرگانی چون شما تعیین تکلیف کنم .هرطورکه امرفرمایید.سمعاوطاعتا
ومن الله توفیق
ولی بااین وجوددرنام چشمه مرده زنده گشت(مرزنگشت)شکی ندارم چراکه هیچ سنخیتی بامرزومرزبان نداردحتی وجود گیاه مرزنگوش دراطراف چشمه هم دلیل این نام نیست (آقای زهرایی – دورنمای خوانسار) ازطرفی اولین باراست که دره غار رابه نام دره خرس می شنوم (خدارحمت کندمرحوم مادر بزرگتان)
… بازهم ازاینکه درباره ی مطالب شما اظهارنظرکردم معذرت خواهی میکنم
موفق ومویدباشید
✅ اعتبار اسناد در نامگذاری مکان ها ✅
ضمنادرموردسندیت.درتیزاب استخری(اسلی)است معروف به(گیژدی مالی)جالب وقنی چشمه های خوانساررامعرفی کردم این نام را(هیجده مالی)ذکرکردم چون هرچه فکرکردم گیژده یعنی چه به جایی نرسیدم تا اینکه آقامسعود جعفری تماس گرفت وگفت فلانی اهالی سنگ سفیدکه برای اخذ وام مراجعه می‌کنند همان گیژده مالی نوشته. گفتم اشتباه مامورثبت است البته ایشان هم قبول داشت ولی استناد به مدارک می کرد؛ ولی من پس ازتحقیق فهمیدم(هیجده مالی)یعنی آب استخربه۱۸مالک تعلق دارد ولی سنگ سفیدیها که گاهی اوقات مثل فریدنیها که خوانساری حرف می‌زنند(باآن لهجه ی خاص)هیجده را گیژده تلفظ و مامورثبت قدیم که مثل من بیسواد بود همان را نگارش می‌کرد. شخصی رامیشناسم که اسمش فخری بود اما ثبت احوال به خوانساری فرخی ثبت کرده و…

🔍 #محلات_قدیمی_خوانسار ۱۲
نوشته آقای رضا فروزش در گفتگو با آقای محمد صانعی در باره ریشه نام محله #موریزان
دو سه نكنه در پيام قبل جاماند:
✅ ١- پاره اي وقتا در قرينه ياابي “اون” دچار خطا می‌شوم. پسوند موروزن نخست چيزي كه به ياد می‌آيد پسوند جمع ان و اون در گفتگوي پارسي و خونساري است پس شايد موروزن به ماناي باغ هاي مو باشد
✅ ٢-خوب خونساريها كه “مي ” مي گويند پس بايد مي رزون مي گفتند خوب شايد در گذر زمان “ي” پاك شده و امكان ان هست
✅ ٣-تا انجا كه مي دانم اهل رييسان فارسي گفتگو مي كردن با لهجه اي ويژه خود . خوب آنها او می‌گويند و خونساريها همچون پيشينيان لر و بختياري آن را ” ي” كرده اند مي دانم كه اهل آن كوي بر آن بودند خونساري نيستند و به فارسي گفتن پافشاري داشتند اگرچه با لهجه و استفاده از برخی واژ ه‌ها شايد با گويش ديگر، فرقشان با خونساري را روشن کنند.
✅ ٤- حرف جوزچه شد ياد گوزگي افتادم كه از دو بخش گوز و گي درست شده اولي گردو و دومي دفع شدني و همان گو است كه (او) شده است (اي).گوز و گردكان هردو از باستان به كار رفته تا انجا كه مي دانم در شاخه شمال غربي بيشتر گردكان.
جوزچه فكر كنم تبديل گ به ج البته نه عربي شدن تبديلي زبانی كه در همه دنيا رخ مي دهد.
اين را هم بگويم خوبه اين گفتگوها اگر ريشه نام ها را دربياره يا اگر نشد دست كم آگاهي ادبي ما را بيشتر كند اما از همه مهم تر اينه كه كساني و به ويژه جوانان آن را بخوانند و حس وطن و زادگاه و فرهنگ آن كه خمير مايه زندگي بهتر و آرامه در آنها انگيخته يا بهتر شود.

0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.